COMPUTER
Hardware-software-windows-network-short stories 
قالب وبلاگ

من کجا خوابم برد

 

من کجا خوابم برد؟

این نام فیلم ویدیویی است که ناشناخته باقی مانده است فیلمی که واقعا لیاقت و

استعداد فیلم سینمایی بودن را داشت ولی فقط به پخش سینمای خانگی در آمد!

اصولا فیلمی را خوب میدانیم که بتواند فکر مخاطب را درگیر کند و مخاطب را به فکر فرو برد

که هدف نویسنده یا کارگردان از  یک پلان خاص چه بود که این فیلم کاملا به این مهم دست یافت.


قطعا هر کسی که این فیلم را حتی برای دقایقی ببیند با من هم عقیده میشود که

لیاقت این فیلم خیلی بیشتر از این حرف هاست!

فیلمی که نه به سینما رفت و نه حتی ما توانستیم  تبلیغاتی از  آن در بیلبوردها مجلات یا

هر مکان تبلیغاتی دیگری ببینیم.

در سینمای کشورمان مخصوصا در سال های اخیر شاهد سیل عظیمی از فیلم های 

بی کیفیت و بی مفهوم بودیم فیلم های هر مخاطبی با دیدن فقط پلان هایی از فیلم 

متوجه میشود که داستان چه بوده چه هست و چه خواهد شد!

فیلم هایی که هیچکس حتی نویسنده و کارگردان فیلم وقتی برای فیلم صرف نکردن

و با آوردن چند ستاره اسم و رسم دار فقط قصدشان پر کردن جیب بود ولا غیر.فقط کافی

است فیلم "تو و من" با بازی الناز شاکر دوست و محمد رضا گلزار را ببینید

واقعا بجز حضور این دو نفر که البته بازی همیشگیشان را انجام دادن هیچ اتفاق دیگری را

در فیلم شاهد نیستیم.

 

 

لیکن فیلم "من کجا خوابم برد"کاملا با فیلم های یاد شده فرق می کند.لکیشن های

مناسب و کار شده. فیلم نامه قوی.گریم خارق العاده و بازی خیره کننده مهدی هاشمی از

نکات بارز این فیلم است.

داستان فیلم درباره یک وکیل است که همزمان برای یک مجله هفتگی داستان مینویسد

البته اینگونه بنظر می آید!

در ابتدای این فیلم  شاهد این هستیم که شخصیت اصلی داستان برای نوشتن

قسمت پایانی داستانش در مجله به بن بست رسیده است و با چالشی مواجه است که

از حل آن ناتوان گشته.شخصیت داستان در جوانی عاشق دختری به نام "مینا"بوده و با او

قرار ازدواج نیز گذاشته بود ولی ادامه تحصیل و فرصت سفر از شهرشان به تهران باعث

قال گذاشتن نامزدش میشود ولی وی که اکنون پیر شده و میبیند که چطور تنهاست

مدام یاد مینا میوفتد و فکر او اجازه نمیدهد که داستانش را تمام کند.

جهان(مهدی هاشمی)برای نوشتن داستان هایش از تکه های بریده شده صفحه جراید

کمک میگرفت و  شبی که مشقول نوشتن قسمت پایانی داستان بود ناگهان به خواب

فرو میرود و استپ به استپ خود را بجای شخصیت هایی میابد که در تکه های جراید

خوانده بود و در تمامی آن ها مینا را میبیند و به دنبال او میرود...

اما اوج داستان سکانس پایانی است که مینا(افسانه پاکرو) که در این لکیشن نقش پرستار

یک بیمارستان روانی را دارد وارد سالن میشود و تمام شخصیت های داستان را که همان

مهدی هاشمی با گریم های مختلف هست را میبیند و در نهایت به جهان اصلی میرسد!

جهام واقعی کسی است با ظاهری کاملا شکسته که قرق در افکار خود است و در سکوت

به نقطه نا معلومی خیره است.

پرستار خود را به جهان میرساند و میگوید:

سلام.

جهان:تو کی هستی؟

پرستار :من مینام دیگه!

جهان:نه تو مینا نیستی!

و این برای اولین بار در داستان بود که یکی از شخصیت ها فهمید که این دختر جوان آن

مینای گم شده نیست!

شخصیت های مختلف داستان همان کسانی بودند که جهان میتوانست بشود ولی نشد.

مینا نماد آرزوی یک انسانی است که تحقق نیافت و همیشه در ذهن و قلب آن انسان

نقش بسته است.

براستی کدام از ما مینا یا همان آرزوی محقق نشده نداریم....؟

آرزویی که هرگز ار یادمان نخواهد رفت.هرگز!

[ ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کانال ما رو در تلگرام دنبال کنید : ketabnew@ https://telegram.me/ketabnew
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
Instagram

کمک به سازمان خيريه محک