COMPUTER
Hardware-software-windows-network-short stories 
قالب وبلاگ

مارینا تس وی تایه وا شاعره روسی همواره ادعا می کرد که انسانی بس ساده است اما امروز و شصت و پنج سال بعد از مرگش وپنج سال پس از شروع قرن بیست و یکم، عده زیادی او را بهترین شاعره گمنام قرن می دانند وقتی به خانه به جای مانده از او در شهر مسکو پایتخت روسیه قدم می نهید، مجموعه ای از کتابهای پرشمار و قدیمی را در راهروها و اتاقهای تودرتوی آن مشاهده می کنید که همه رنگ و بوی خود او را دارند. اگرچه او ظهوری پرسروصدا داشت اما در سالهای بعدی و حتی به هنگام مرگ توسط دولت وقت اتحاد شوروی مطرود و منزوی شد اگرچه او امروز در روسیه به شدت مورد علاقه مردم است اما در خارج از مرزها همچنان گمنام مانده است. ایلین فین اشتاین بریتانیایی یکی از معدود کسانی که اشعار «تس وی تایه وا » را به زبان انگلیسی برگردانده است، می گوید: شک نکنید که وی از بهترین شعرای قرن بیستم بود و جهان بینی او ستایشها را برمی انگیزد. تس وی تایه وا حدود 2هزار قطعه شعر نوشت و طی آنها انقلاب شوروی، دو جنگ جهانی و بیش از یک دهه زندگی در حالت تبعید در شهرهای برلین، پاریس و پراگ را به تصویر کشید. کارهای او توجه و نظر مساعد نویسنده های مشهوری همچون بوریس پاسترناک روسی و راینر ماریا ریلکه آلمانی را جلب کرد و شاعری مانند اوسیپ ماندلشتام نیز از تحسین کنندگان او بود. اگرچه بدیهی بود که اشعار آزاد و پراحساس او در فرهنگ کمونیستی و سیستم حکومتی ژوزف استالین نمی گنجید؛ از سوی دیگر برای مترجمان خارجی نیز برگرداندن ریتمهای غیرمعمول ابیات او به زبانهای دیگر کاری دشوار بود، کلماتی که او به کار می برد، به سختی در زبانهای غیرروس قابل انتقال و بازگو شدن بود. وقتی که مارینا در سال1941 در نقطه ای مهجور در تاتارستان و صدها کیلومتر دورتر از مسکو اقدام به خودکشی کرد، فقیر، تنها و تقریباً فراموش شده بود. ز میان شعرای عصر طلایی ادبیات روسیه، که چهره هایی چون ماندلشتام، پاسترناک و آنا آخماتووا را شامل می شد، تس وی تایه وا از همه «دورمانده تر» بود و بیش از سایرین توسط نظام کمونیستی موردتهاجم، متأسفانه حتی جامعه نیز به اندازه کافی وی را نمی شناخت. «ایلین فین اشتاین » در این باره می گوید مارینا قبل از اینکه به درستی و به طور کامل شناخته شود درگذشت. در روسیه او را به چشم یک مهاجر ناآرام و غیرقابل اعتماد می نگریستند و در غرب هم با او چندان آشنا نبودند. امروز در غرب شناسایی نسبت به وی بیشتر شده و مطمئن باشید اگر به منابع فزون تری از کارهای وی دسترسی یابند، این علاقه و توجه بیشتر نیز خواهد شد خانه مسکونی «تس وی تایه وا» در حد فاصل سالهای 1914 تا 1922 که حالا به موزه ای به نام وی بدل شده، در منطقه اربات مسکو که روزگاری قلمرو روشنفکران روسیه بود، واقع است. قبل از انقلاب بلشویکی و انتقال قدرت به کمونیستها منزل وی مأمن هنرمندان بود و در آنجا می شد نویسنده ها و بازیگران و محققانی را دید که برای حشر و نشر با تس وی تایه وا آمده بودند. زنی که با چاپ اولین کتاب شعرش در سن 18 سالگی در روسیه به شهرت رسیده بود. با این حال برخی تاریخ نگاران می گویند تس وی تایه وا قدری خودخواه بود و محظورات سیاسی زمان را در نظر نمی گرفت و به همین خاطر بسیاری از مردم عامی و مقامهای کشور به او روی خوش نشان نمی دادند. انقلاب کمونیستی به سال 1917 زندگی مارینا را نیز به هم ریخت. سرگی همسر او به جنگ با انقلابی ها پرداخت و از صحنه خارج شد و وی به فقر مطلق افتاد. تا آنجا که ایرینا دختر دلبند دوساله اش در سال 1930 از گرسنگی جان سپ پس از آن ، تبعید طولانی تس وی تایه وا نیز آغاز شد. تبعیدی که حتی پس از پایان یافتن و بازگشت او به «روسیه استالینی فرجام خوشی نداشت. در سالهای پس از مرگ تس وی تایه وا طرفداران وی سعی کردند اعتبار و شهرت او را از نو زنده کنند. در سال 1961 و پس از سالها محدودیت، سرانجام اشعارش در شوروی و در یک دوره کوتاه با اجازه نیکیتا خروشچف رهبر وقت این کشور به چاپ رسید. موزه وی 10 سالی است که آغاز به کار کرده و هر روز دهها مراجعه کننده دارد و حتی اشعار او در ترانه های عامه پسند الایوکاچوا یکی از خواننده های پرطرفدار موسیقی پاپ روسیه خوانده شده است. یکی از مسؤولان موزه تس وی تایه وا می گوید: امروزه او طرفداران بسیاری دارد. از پیر تا جوان و خیلی ها می خواهند اشعارش را به شکلهای مختلف بخوانند.باید تصریح کرد که حالا اکثر مردم روسیه او را از بزرگترین شعرای خود می دانند. یک بازدیدکننده عادی موزه در شهر مسکو می گوید: تس وی تایه وا موزون ترین اشعار را می سرود. ابیاتی که انگار از ابتدا با موسیقی همراه و در واقع آواهایی ماندگار است؛ در اشعار او به سرعت می توانید به معانی آهنگین آن که حاکی از عشق و شور در زندگی و دلبستگی ها و مشکلات زمانه است، پی ببرید. او بسیار پراحساس می سرود. ریشه های عمیق با این حال ترجمه اشعار او به زبانهای دیگر، به دلیل پیچیدگیهای زبانی آثارش دشوار می نماید. به حدی که تاکنون حجم کمی از آثار وی به زبانهای غیرترجمه و در دسترس مردم جهان قرار گرفته است. باز به فین اشتاین رجوع می کنیم که در این زمینه خاص صاحب نظر است مشکل ترجمه آثار این شاعره این است که ترکیبات متعددی را به زبان روسی از خودش ابداع می کرد و نوع کلام و ساختار نوشتن اش با بقیه متفاوت بود. در زبان روسی می توان این کار را کرد اما وقتی بحث برگرداندن آن به سایر زبانها مطرح می شود، کار گره می خورد. اگر بخواهید آهنگ و معنای کلام او را حین ترجمه حفظ کنید، آنگاه نمی توان حس کلمات او رامنتقل کنید چرا که رعایت و انتقال همه اینها با هم غیرممکن است. مهم آن است که وقتی وارد فضای شعرهای او می شوید دیگر نمی توانید بندهای آن را از هم بگشایید؛ ریشه های آن عمیق و تنومند است و همچون دره ای بزرگ و پرجذبه و آدمی را به درون خود دعوت می کند. با این همه اما شایدحالا بتوان گفت که مشکل گمنام بودن او در خارج از مرزهای کشورش نیز تا حدی حل شده است .

[ ۱٥ آذر ۱۳۸۸ ] [ ٦:٢٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کانال ما رو در تلگرام دنبال کنید : ketabnew@ https://telegram.me/ketabnew
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
Instagram

کمک به سازمان خيريه محک