COMPUTER
Hardware-software-windows-network-short stories 
قالب وبلاگ

 

وی عبدالرحمن شرفکندی متخلص و مشهور به هژار در ششم شعبان ۱۳۳۹ قمری در قریه شرفکند مهاباد در یک خانواده روحانی پا به حرصه وجود نهاد و چون پدرش روحانی بود از ۵ سالگی پسر را به تحصیل ترغیب کرد و در نتیجه استعداد ذاتی قران قران و کتب مقدماتی را بزودی اموخت و توانست بخواند و  بنویسد بعدا بر اثر تشویق پدرش به مسجد محل که دارای طلبه و مدرس بود وارد شده به تحصیل عربی پرداخت وبه اصطلاح به کتابت پرداخت و نزدیکی از طلاب مستعد به اموختن صرف و نحو  و فقه و غیره مشغول شد و به قول خودش یگانه ارزویش این بود که راه نیاکان خود را دنبال کند  و ملا شود ام تقدیر با تدبیر موافق نبود و سرنوشت را دیگری را فراروی او گسترد وی پدرش را در سن ۱۷ سالگی از دست داد و لذا خود مسئول و سرپرست عائله گردید و از تحصیل دست کشید و برای امرار معاش خود و خانواده به انجام کارهای شخت مانند کارگری چوبداری و دست فروشی مشغول گردید در همین اثنا  بر اثر برخورد  با بعضی میهن پرستان که ان هنگام در تشکیلاتی به نام کومه له ژیانه و ه کردستان (ژک) به رهبری شهید قاضی محمد بر علیه رژیم پهلوی سازماندهی شده بود شرکت کرد و فعالانه به انان پیوست در این گیرودار  با ادیبی همچون هیمن اشنا گردید که بعدها  با همیاری یکدیگر توانستند به دو نفر از بزرگان و بزرگترین شعرای اذادیخواه قوم کرد تبدیل شوند و عرض اندام کنند پس از حمله ارتش شاه و شکست جمهوری  دمکرات مهاباد قاضی محمدوچند تن از یارانش بر سر دار  رفتند و عده ای نیز دستگیر شدند  وعده ای نیز متواری شدند هژارهم پس از دربدری وتحمل مصائب زیادموفق شد که به خارج از وطن فرار کرده و به بغداد برود و در انجا نیز برای امرا ر معاش  به کارهای طاقت فرسا  دست زد که  بر اثر بدی  شرایط  محیط و عدم  بهداشت و غذای کافی به بیماری سل دچار گردید  و مدتی بعد به وسیله کسانی که از طریق اشعار پر مغز و با محتوای بلندش با وی اشنا شده بودند تسهیلاتی برایش فراهم نمودند و در بیمارستان مسلولین واقع در جبل لبنان بستری گردید و دو سال و اندی در بیمارستان مان تا رفته رفته حالش رو به بهبودی گذاشت و هر روز از کتابخانه ای که در بیمارستان قرار داشت استفاده  می کرد و انقدر کتب تاریخی و ادبی و سیر گذشتگان و عربی خواند که بعدا" مراجعت به بغداد وی را در سلک عربی دانان مهم جای دهد و بعد از بیمارستان در یک عکاسی مشغول به کار شد اما  بعد از مدتی  پلیس عراق وی را مجبور به ترک این کشور کرد و ناگذیر  به سوریه  رفت  و طی ۳ سال اقامت در سوریه  با اکراد کرد ترکیه اشنا شد و بعدا" باز وارد بغداد شد .         

در حالیکه از لحاظ زندگی سخت در عسرت بود در سال ۱۹۵۸ که مجاهد و وطنخواه و خداپرست و بزرگوار قوم کرد ملا مصطفی بارزانی پس از ۱۳ سال اقامت در شوروی  به کردستان عراق بازگشت و هزار جزو اولین کسانی بود که به پیشمرگی وی درامد و تفنگ بر دوش گذاشت در این دوران با سرودن اشعار مردم کرد را تشویق و تاثیرات زیادی بر ملت کرد گذاشت پس از قرارداد الجزایر و توطئه مشترک امریکا و شوروی و عوامل انها یعنی ایران و عراق ان زمان نهضت ۱۷ ساله کردستان به شکست انجامید و هژار و چندین هزار پیشمرگ و زن و کودک عراقی اواره گردیدند و به واسطه سفارش اکید ملا مصطفی بارزانی رژیم وقت ایران او را بخشید و همانند فردی از اوارگان در کرج اسکان یافت مدتی با نوشتن مقالات تحقیقی کردی و ترجمه کتب عربی به فارسی یا کردی در رادیو ایران به کار مشغول بود.

 

اثار وی:

ئاله کوک.منتشر از سوی انجمن فرهنگی شوروی

مه م و زین خانی  از کرمانجی به مکریانی را ترجمه کرده است (شعر)

منظومه سه ر مه به تقلید سگ و مهتاب  چاپ سوریه ۱۹۵۷ م

ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام به کردی (شعر)

بو کردستان(شعر)کردی

ترجمه قانون ابن سینا از عربی به فارسی

ترجمه تاریخ سلیمانیه از عربی به فارسی

ترجمه روابط فرهنگی مصر و ایران از عربی به کردی

ترجمه یک در کنار صفرهای بی پایان تالیف دکتر شریعتی از فارسی به کردی

ترجمه پدر و مادر ما متهمیم  تالیف دکتر شریعتی از فارسی به کردی

ترجمه عرفان در برابر ازادی از فارسی به کردی نوشته دکتر شریعتی

ترجمه اری اینچنین بود از فارسی به کردی نوشته دکتر شریعتی

شرح دیوان ملا جزیری به شیوه سورانی

فرهنگ فارسی به کردی

فرهنگ کردی به فارسی

تاریخ اردلان به کردی

[ ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کانال ما رو در تلگرام دنبال کنید : ketabnew@ https://telegram.me/ketabnew
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
Instagram

کمک به سازمان خيريه محک