COMPUTER
Hardware-software-windows-network-short stories 
قالب وبلاگ

این برای سومین بار است که موسس و رئیس شبکه اجتماعی فیس بوک اعلام می کند که فیس بوک تعطیل خواهد شد اما این بار مدعی شده که ادعایش را ثابت خواهد کرد و فیس بوک را به دلیل آشفتگی و خستگی فراوان از دسترس کاربرانش خارج خواهد کرد.
 
به گزارش سیتنا، این مساله طی روزهای اخیر باعث نگرانی میلیون‎ها کاربر این غول ارتباطی دنیا در سراسر دنیا شده است.

اما این بار خبر از رسانه‎ای انگلیسی شروع شد. خبری که توسط چند سایت خبری و چند نشریه محلی انگلیسی منتشر شد که مدعی شدند که زاکربرگ، موسس و رییس شبکه اجتماعی فیس‌بوک در اظهارنظری گفته است که فیس‌بوک از کنترل ما خارج شده و برای پایان بخشیدن به این وضعیت آشفته این شبکه اجتماعی گسترده ، تصمیم گرفته‌ام این شبکه اجتماعی را تعطیل کنم که به زودی از دسترس کاربرانش خارج خواهد شد.

دلایلی زیادی وجود دارد که به‌وسیله آن‌ها می‌توان عدم صحت چنین خبری را تایید کرد. قطعا اگر چنین خبری صحت داشت، از سوی خود فیس‌بوک به صورت رسمی اعلامیه‌ای برای ۵۰۰ میلیون کاربرش منتشر می‌شد. از طرفی، سایتی که ۵۶ میلیارد دلار ارزش دارد، ناگهان به این شکل تعطیل نخواهد شد و قطعا از قبل، فکری برای فروش و یا انتقالش به دیگری می‌شود.

شنیدن و پرداختن به چنین خبری در حد سرگرمی شاید جالب باشد اما جدی گرفتنش چندان منطقی نیست.

در این گزارش این مجله انگلیسی که بیشتر شبیه طنز است امده فیس بوک با تمام خاطراتش در” ۱۵ می  ۲۰۱۳ ” به پایان عمرش خواهد رسید و از فضای مجازی و دسترس کاربرانش خارج خواهد شد!

این نشریه محلی انگلیسی از قول موسس فیس‌بوک آورده است : «استرس مدیریت فیس‌بوک زندگی مرا نابود کرده و باید به این اوضاع دیوانه‌وار خاتمه دهم. سایت فیس‌بوک تمام و کمال در ۱۵ می /۲۵ اردیبهشت امسال تعطیل می‌شود و دیگر کسی نمی‌تواند به محتوای اینترنتی صفحه خود ازجمله عکس‌ها و فیلم‌ها دسترسی داشته باشد».

زاکربرگ در گفتگوی تلفنی اختصاصی با خبرنگار ویکلی‌وورلدنیوز در ادعای سال قبلش مبنی بر تعطیلی فیس بوک گفته بود : «فکر کنم بدون فیس‌بوک زندگی بهتر است. مردم مجبور می‌شوند از پشت رایانه‌های خود بلند شوند و در کوچه و خیابان دوستان واقعی پیدا می‌کنند».

این همه درحالی است که ویکلی‌وورلدنیوز به انتشار خبرهای مضحک و دروغ و شایعات بی‌اساس مشهور است و داستان‌های مفصلی از نامزدی جورج‌کلونی (بازیگر مشهور هالیوود) برای انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده و صحنه‌سازی مایکل‌جکسون (ستاره پاپ) برای مرگ تقلبی‌اش تا حمله فضاپیماهای بیگانه به زمین در سال ۲۰۱۱ را منتشر کرده بود. هرچند بسیاری از کاربران نظر دادند که این خبر شایعه‌ای بیش نیست و زاکربرگ باید یک دیوانه باشد که بخواهد وبسایتی را که هم‌اکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار می‌ارزد، به همین سادگی تعطیل کند!

فیس بوک ارتباط های پنهانی و نزدیکی با سازمان های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس داشته و دارد و بارها از اطلاعات کاربرانش در سراسر دنیا برای اهداف سازمان های جاسوسی سوء استفاده کرده است که همین مسئله بارها از سوی کاربران فیس بوک مورد اعتراض قرار گرفته است.

شبکه فیس بوک که تا امروز بیش از ششصد میلیون کاربر در سراسر دنیا برای خود جذب کرده است به عنوان یک غول ارتباطی در سراسر دنیا مطرح است و اینکه این شبکه اجتماعی که روزانه میلیون ها پیام در بین کاربرانش ردوبدل می شود به همین سادگی تعطیل شود ، اما سایتهای خبری و چند نشریه انگلیسی که این خبر را بصورت گسترده منتشر کرده اند مشخص نیست با چه هدفی این ادعا را مطرح کرده اند و اینکه واقعا فیس بوک تعطیل خواهد شد یا خیر که باید تا ۲۵ اردیبهشت امسال صبر کرد و این ادعای این نشریات انگلیسی که بیشتر شبیه طنز است را مشاهده کرد.


منبع: انقلاب نیوز

[ ٢٠ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٩ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

 

            
 
        

 

بدرقه‌ عسل بدیعی به آرامگاه ابدی

پیکر عسل بدیعی بازیگر سینما و تلویزیون در میان حضور پرشکوه مردم و هنرمندان به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) تشییع شد.

 

در این مراسم که صبح امروز یکشنبه 18 فروردین ماه در محوطه باز تالار وحدت برگزار شد،‌ جمع زیادی از مردم در کنار هنرمندان آمده بودند تا با این بازیگر سینما و تلویزیون وداع کنند.

ستاره اسکندری اولین هنرمندی بود که پشت تریبون قرار گرفت و با بیان اینکه رفتن عسل را هیچ کس باور ندارد،‌ گفت: هر مرگ اشارتی به حیات دیگر است و عسل کاری که کرد نشان از روح بزرگش دارد.

در ادامه شاهرخ بدیعی پدر عسل با اشاره به حضور پرشور مردم اظهار کرد: با دیدن این همه معرفت قدرت حرف زدن ندارم و شما که برای دل ما جمع شده‌اید دست و پایتان را می‌بوسم.

وی یادآور شد: عسل 17 سال از عمر 36 ساله‌اش را در جمع هنرمندان و اعتلای هنر ایران صرف کرد. او با «بودن و نبودن» به عنوان گیرنده عضو ایفای نقش کرد و به تبع این بازی، پیرو این روش و منش انسانی شد.

پدر این بازیگر فقید گفت: مرگ عسل، فاجعه‌ای به ما وارد کرد اما خوشحالیم اعضای بدنش در بدن هفت بیمار نیازمند جای گرفت و الان به جای عسل، هفت فرزند داریم.

سیروس الوند کارگردان سینما که در فیلم «دست‌های آلوده» با عسل بدیعی همکاری داشته است‌، مراسم تشییع این بازیگر را بسیار باشکوه دانست‌ و اظهار کرد: من عسل بدیعی را خانمی سرشار از زندگی، پاک و نجیب دیده‌ام‌، دختری اهل خانواده که در واقع بوی خانواده می‌داد.

وی افزود: او در سینما زیاد کار نکرد و تلویزیون او را ربود اما با همین کارهای کوتاه، خاطرات زیادی باقی گذاشت و مردم او را دوست دارند.

رضا داوود‌نژاد‌ -همسر خواهر عسل بدیعی- هم که به سختی سخن می‌گفت،‌ با بیان اینکه شرایط بسیار سخت است، خاطرنشان کرد: اتفاقاتی که در این یک سال برای ما افتاده را تنها با همراهی شما توانستیم بگذرانیم، چه در بیماری من و چه در این مصیبت و این همدردی شما تسلای بزرگی برای ما است.

وی ادامه داد: این چند روز برایم بسیار عجیب بود. خارج از حواشی که به وجود آمد چیزهایی درباره‌ی «عسل» عزیز گفته شد که متوجه شدم که متاسفانه دیر قدر آدم‌ها را می‌دانیم. سه روز پیش چیزهایی به دست ما آرام آرام رسید که حتی من و غزل (خواهر عسل) برای پدر و مادرش هم نخواندیم. عسل دفترچه یادداشتی داشت که در روز اول فروردین یادداشتی را نوشته است که برای اولین‌بار امروز قرائت می‌شود.

غزل بدیعی در ادامه این مراسم یادداشت عسل را قرائت کرد که در بخش‌هایی از آن را آمده است: سال 92 شد و این گذر عمر چیزی است قسمت همه ما . حالا36 سالم است و حتی دهه سی عمرم هم به سرعت گذشت با سرعت‌تر از دهه 20.

وی ادامه داد: خوشبختانه هنوز توانمند و زنده و زیبا هستم. پسری سراسر از مهر دارم و خانواده‌ای مانند گوهر و دوستان خوبی که در کنارم هستند. دستانم دیگر ضعیف نیست و در این سال، پروژه‌های زیادی برایم به ثمر خواهد رسید و می‌دانم امسال سال من است.

در ادامه جان‌یار فرزند عسل بدیعی با کمک پدرش فریبرز عرب‌نیا پشت تریبون قرار گرفت و در حالی که به شدت اشک می‌ریخت، گفت: از مادرم تشکر می‌کنم به خاطر همه کارهایی که برای من کرد، اگر او نبود من هم اینجا نبودم. او همه کار برای من کرد و حالا او را از همیشه بیشتر دوست دارم و دلم برایش تنگ می‌شود.

وی ادامه داد: او الان بسیار خوشبخت‌تر است و اگر برگردد اینجا برایش مانند زندان است. او همه کار برای من کرد و جلوی شما از او تشکر می‌کنم و قول می‌دهم کاری کنم که تا از من راضی باشد.

عرب‌نیا (همسر سابق عسل بدیعی ) هم در سخنان کوتاهی با اشاره به شلوغی مراسم از مردم خواست مواظب کوچکترها و خانم‌ها باشند.

سید احمد میرعلایی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی هم در سخنانی گفت: خوش به سعادت کسانی که اگر اسم هنرمند را انتخاب می‌کنند، تعهد این نام را دارند مانند عسل بدیعی که بسیار متعهد بود.

او به همکاری‌اش با بدیعی در مجموعه «تا صبح» اشاره کرد و یادآور شد:‌ با توجه به اینکه کار مناسبتی بود دو شیفت تصویربرداری می‌کردیم تا به دهه فجر برسد و ایشان بسیار متعهدانه با ما بودند. خانم بدیعی روحیه‌ای مانند گل بهاری داشت که عشق آموزش می‌دهد و عسل این کار را کرد. در واقع اگر زندگی درست باشد و به آخر خط برسد مهم نیست، مهم آن است که کارمان را درست انجام داده باشیم.

وی افزود: عسل بدیعی با سلامت کامل از دنیا رفت و توانست اعضای بدنش را به هفت نفر بدهد و نشان داد سن کم مهم نیست، مهم آن است کامل بروی.

میرعلایی همچنین پیام تسلیت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان سینمایی را خدمت خانواده بدیعی ابلاغ کرد.

در ادامه مراسم نیز پیام تسلیت رئیس سازمان صدا و سیما قرائت شد.

پایان بخش این مراسم که اجرای آن را طاهریان از مجری‌های صدا و سیما برعهده داشت‌، قرائت شعری که برای عسل بدیعی سروده شده است‌، بود.

از دیگر حاضران در این مراسم می‌توان به مسعود فروتن، ابوالفضل پورعرب‌،‌ هنگامه قاضیانی‌، علی دهکردی‌، افسانه چهره آزاد،‌ زهرا سعیدی‌، حبیب اسماعیلی‌، سیروس ابراهیم‌زاده‌، جمشید گرگین‌، پگاه آهنگرانی‌، رویا نونهالی ‌، مسعود رایگان‌، رویا تیموریان‌، الهام پاوه نژاد‌، مریلا زارعی‌، مهتاب کرامتی‌،‌ فرزاد حسنی‌، مهدی ودادی‌، بهرام کاظمی‌، فرامرز قریبیان و کیانوش عیاری اشاره کرد.

جمعیت زیادی در این مراسم حاضر بودند به طوری که هنگام سخنرانی پیکر عسل بدیعی به کنار تریبون آورده نشد و در پایان از ساختمان تالار وحدت به سمت بیرون تشییع صورت گرفت.

از نکات جالب این مراسم حضور ابوالفضل پورعرب بود که عکاسان استقبال زیادی از او کردند.

جعفر گودرزی مدیر روابط عمومی بنیاد سینمای فارابی در پشت تریبون حاضر شده بود و نظم مراسم را برعهده داشت.

مراسم تشییع در ساعت 9 و 45 آغاز شد و در ساعت 10 و 45 به پایان رسید.

عسل بدیعی 12 فروردین‌ماه امسال به‌علت ایست تنفسی که به خونریزی مغزی منجر شد،‌ درگذشت و اعضای بدن او بنا به درخواست خودش به بیماران نیازمند اهدا شد.

 بدیعی متولد سال 1356 در تهران بود. او سال 1375 به سینما راه یافت و با فیلم «بودن یا نبودن» به کارگردانی کیانوش عیاری فعالیت حرفه‌یی خود را آغاز کرد.(ایسنا)

[ ۱۸ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]


۱- LED و LCD

ال ای دی و ال سی دی،دو نوع صفحه نمایش می باشند.نمایشگر های LED از دیود های ساطع کننده نور تشکیل شده اند.این دیودها می توانند در ساخت فلاش دوربین ها نیز به کار گرفته شود.این نمایشگرها دارای مصرف کم و عمر متوسط یکصد هزار ساعت هستند.اما نمایشگرهای LCD که از کریستال مایع برای نمایش تصاویر استفاده می کنند قطر باریکی دارند و روی اکثر لوازم الکترونیکی قدیمی مانند لپ تاپ ها و تلویزیون ها و تلفن های همراه استفاده شده اند.شفافیت و درخشندگی نمایشگرهای LED بسیار بالاتر از نمایشگرهای LCD می باشد.

۲- Modem

مودم وسیله ای برای تبدیل سیگنال های آنالوگ به دیجیتال بوده و توسط آن می توان بین دو یا چند کامپیوتر و توسط اینترنت از طریق خطوط تلفن اطلاعات را جابجا کرد.مودم های قدیمی که از طریق خطوط تلفن می توانستند امکان اتصال به اینترنت را فراهم آورند در حال منسوخ شدن می باشند.حداکثر سرعت انتقال اطلاعات با مودم ها ۵۶ کیلوبیت بر ثانیه می باشد.

۳- RAID

کلمه ی RAID کوتاه شده ی Redundant Array of Independent Disks بوده و یک تکنولوژی برای چیدن اطلاعات روی حافظه ها می باشد.این تکنولوژی باعث یکپارچه شدن دیسک شده و سرعت خواندن و نوشتن اطلاعات را روی آن بالا می برد.و با کاهش عملیات پردازش سرعت کل سیستم را بالا می برد.

۴- LAN

LAN کوتاه شده ی عبارت Local Area Network می باشد.این کلمه به شبکه های رایانه ای کوچک اطلاق می شود.توسط شبکه های LAN می توان تعداد کمی رایانه را به یکدیگر متصل کرد.این نوع شبکه ها در شرکت ها،مدارس و ادارات دولتی دیده می شود.

۵- Resolution

این کلمه مشخص می کند که صفحه ی نمایش از چه تعداد پیکسل تشکیل شده است.برای مثال رزولوشن ۶۴۰ در ۴۸۰ بیانگر آن است که در طول صفحه ۶۴۰ و در عرض آن ۴۸۰ یکسل وجود دارد که با ضرب این عدد در هم پیکسل های کل صفجه محاسبه می شود.

[ ۱٧ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۸:٥٦ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

حامد بهداد، بازیگر سینمای ایران اخیرا در مصاحبه ای با یکی از نشریات فارسی زبان خارج از کشور در پاسخ به اینکه چرا زن ایرانی نمی گیرد گفت: زن های ایرانی خیلی خشن هستند، تازه وقتی کتکشان می زنی شکایت می کنند و در مورد حقوق زنان حرف می زنند، به جای اینکه مثل زنان مالزی بعد کتک خوردن دستشان را به روی سینه شان جفت کنند و تعظیم کنند و بگویند ارباب عفو بفرمایید، تهدید می کنند که مهریه ام را به اجرا می گذارم و پدرت را در می آورم! با آن مادر حسودت! بعد هم بچه را با خودشان می برند و تو را می اندازند زندان - خنده!!!

 
زنان ایرانی همیشه از تبعیض و خشونت برخی مردان فارغ از شغل و نسبت و گرایش های فکریشان ضربه های جبران ناپذیری خورده اند و شوخی شوخی هایی که روزی رنگ جدی به خود گرفته اند و مشخص نیست این گونه توهین ها حتی با عنوان مزاح چه زمانی پایان می پذیرد. تکذیب و یا عذرخواهی رسمی این هنرپیشه، کمترین کاری است که می توان تصور کرد...
 
  
 
  منبع: www.citna.ir
[ ۱٧ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۸:٤۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
زندگی نامه

پائولو کوئلیو که کتاب هایش از پر فروش ترین کتاب های بیست سال گذشته در تمام جهان بوده است، از پدیده های پایان قرن بیستم به شمار می‌رود.

پائولو کوئلیو، یکی  از پرخواننده ‌ترین ‌، و تاثیرگذارترین ‌نویسندگان  امروز است‌.

هیئت‌ داوران‌ جایزه‌ی‌ بامبی‌ آلمان‌، سال‌ 2001

برخی‌ او را کیمیاگر واژه‌ها می‌دانند و برخی‌ دیگر، پدیده‌ای‌ عامه‌پسند. اما درهر حال‌، کوئلیو یکی‌ از تاثیرگذارترین‌ نویسندگان‌ قرن‌ حاضر است‌. خوانندگان‌ بی‌شمار او از 150 کشور، فارغ‌ ازفرهنگ‌ و اعتقادات‌ خود، اورا نویسنده‌ی‌ مرجع‌ دوران‌ ما کرده‌اند. کتاب‌های‌ اوبه‌ 56 زبان‌ ترجمه‌ شده‌اند و جدای‌ ازآن‌ که‌ همواره‌ در فهرست‌ کتاب‌های‌ پرفروش‌ بوده‌اند، درتمام‌  ط‌ول‌ دوران‌ ظ‌هور او، مورد بحث‌ و جدل‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ قرار داشته‌اند.

افکار، فلسفه‌ و موضوعات‌ مط‌رح‌ شده‌ درآثار او، بر ذهن‌ میلیون‌ها خواننده‌ای‌ تاثیر گذاشته‌ است‌ که‌ به‌ دنبال‌ یافتن‌ راه‌ خویش‌، و روش‌های‌ تازه‌ برای‌ درک‌ جهان‌ هستند.

زندگی‌نامه‌

پائولو کوئلیو در سال‌ 1947، درخانواده‌ای‌ متوسط‌ به‌ دنیا آمد. پدرش‌ پدرو، مهندس‌ بود و مادرش‌، لیژیا، خانه‌دار. درهفت‌ سالگی‌، به‌ مدرسه‌ی‌ عیسوی‌های‌ سن‌ ایگناسیو درریودوژانیرو رفت‌ و تعلیمات‌ سخت‌ و خشک‌ مذهبی‌، تاثیر بدی‌ بر او گذاشت‌. اما این‌ دوران‌ تاثیر مثبتی‌ هم‌ براو داشت‌.

در راهروهای‌ خشک‌ مدرسه‌ی‌ مذهبی‌، آرزوی‌ زندگی‌اش‌ را یافت‌: می‌خواست‌ نویسنده‌ شود. درمسابقه‌ی‌ شعر مدرسه‌، اولین‌ جایزه‌ی‌ ادبی‌ خود را به‌ دست‌ آورد. مدتی‌ بعد، برای‌ روزنامه‌ی‌ دیواری‌ مدرسه‌ی‌ خواهرش‌ سونیا، مقاله‌ای‌ نوشت‌ که‌ آن‌ مقاله‌ هم‌ جایزه‌ گرفت‌.

اما والدین‌ پائولو برای‌ آینده‌ی‌ پسرشان‌ نقشه‌های‌ دیگری‌ داشتند. می‌خواستند مهندس‌ شود. پس‌، سعی‌ کردند شوق‌ نویسندگی‌ را در اواز بین‌ ببرند. اما فشار آن‌ها، و بعد آشنایی‌ پائولو باکتاب‌ مدار راس‌السرط‌ان‌ اثر هنری‌ میلر، روح‌ ط‌غیان‌ را در اوبرانگیخت‌ و باعث‌ روی‌ آوردن‌ او به‌ شکستن‌ قواعد خانوادگی‌ شد. پدرش‌ رفتار اورا ناشی‌ ازبحران‌ روانی‌ دانست‌. همین‌ شد که‌ پائولو تا هفده‌ سالگی‌، دوبار دربیمارستان‌ روانی‌ بستری‌ شد و بارها تحت‌ درمان‌ الکتروشوک‌ قرار گرفت‌.

کمی‌ بعد، پائولو با گروه‌ تاتری‌ آشنا شد و همزمان‌، به‌ روزنامه‌نگاری‌ روی‌ آورد. ازنظ‌ر ط‌بقه‌ی‌ متوسط‌ راحت‌ط‌لب‌ آن‌ دوران‌، تاتر سرچشمه‌ی‌ فساد اخلاقی‌ بود. پدر و مادرش‌ که‌ ترسیده‌ بودند، قول‌ خود را شکستند. گفته‌ بودند که‌ دیگر پائولو رابه‌ بیمارستان‌ روانی‌ نمی‌فرستند، اما برای‌ بار سوم‌ هم‌ او رادر بیمارستان‌ بستری‌ کردند. پائولو، سرگشته‌ترو آشفته‌تراز قبل‌، از بیمارستان‌ مرخص‌ شد و عمیقا در دنیای‌ درونی‌ خود فرو رفت‌. خانواده‌ی‌ نومیدش‌،  نظ‌ر روان‌پزشک‌ دیگری‌ را خواستند. روان‌پزشک‌ به‌ آن‌هاگفت‌ که‌ پائولو دیوانه‌ نیست‌ و نباید دربیمارستان‌ روانی‌ بماند. فقط‌ باید یاد بگیرد که‌ چه‌گونه‌ با زندگی‌ روبه‌رو شود. پائولو کوئلیو، سی‌ سال‌ پس‌ ازاین‌ تجربه‌، کتاب ورونیکا تصمیم‌ می‌گیرد بمیرد رانوشت‌. پائولو خود می‌گوید : ورونیکا تصمیم‌ می‌گیرد بمیرد، درسال‌ 1998 در برزیل‌ منتشر شد. تا ماه‌ سپتامبر، بیش‌تر 1200 نامه‌ی‌ الکترونیکی‌ و پستی‌ دریافت‌ کردم‌ که‌ تجربه‌های‌ مشابهی‌ را بیان‌ می‌کردند. در اکتبر، بعضی‌ از مسایل‌ مورد بحث‌ دراین‌ کتاب‌ ــ افسردگی‌، حملات‌ هراس‌، خودکشی‌ ــ در کنفرانسی‌ ملی‌ مورد بحث‌ قرار گرفت‌. در 22 ژانویه‌ی‌ سال‌ بعد، سناتور ادواردو سوپلیسی‌، قط‌عاتی‌ ازکتاب‌ مرا درکنگره‌ خواند و توانست‌ قانونی‌ را به‌ تصویب‌ برساند که‌ ده‌ سال‌ تمام‌، درکنگره‌ مانده‌ بود: ممنوعیت‌ پذیرش‌ بی‌رویه‌ی‌ بیماران‌ روانی‌ در بیمارستان‌ها.<BR>پائولو پس‌ ازاین‌ دوران‌، دوباره‌ به‌ تحصیل‌ روی‌ آورد و به‌ نظ‌ر می‌رسید می‌خواهد راهی‌ راادامه‌ دهد که‌ پدر و مادرش‌ برایش‌ درنظ‌ر گرفته‌اند. اما خیلی‌ زود، دانشگاه‌ را رها کرد و دوباره‌ به‌ تاتر روی‌ آورد. این‌ اتفاق‌ در دهه‌ی‌ 1960 روی‌ داد، درست‌ زمانی‌ که‌ جنبش‌ هیپی‌، درسراسر جهان‌ گسترده‌ بود. این‌ موج‌ جدید، در برزیل‌ نیز ریشه‌ دواند و رژیم‌ نظ‌امی‌ برزیل‌، آن‌ را به‌ شدت‌ سرکوب‌ کرد. پائولو موهایش‌ را بلند می‌کرد و برای‌ اعلام‌ اعتراض‌، هرگز کارت‌ شناسایی‌ به‌ همراه‌ خود حمل‌ نمی‌کرد. شوق‌ نوشتن‌، اورا به‌ انتشار نشریه‌ای‌ واداشت‌ که‌ تنها دو شماره‌ منتشر شد. در همین‌ هنگام‌، رائول‌ سی‌شاس‌ آهنگساز، ازپائولو دعوت‌ کرد تا شعر ترانه‌های‌ او را بنویسد. اولین‌ صفحه‌ی‌ موسیقی‌ آن‌هابا موفقیت‌ چشمگیری‌ روبه‌رو شد و 500000 نسخه‌ از آن‌ به‌ فروش‌ رفت‌. اولین‌ بار بود که‌ پائولو پول‌ زیادی‌ به‌ دست‌ می‌آورد. این‌ همکاری‌ تا سال‌ 1976، تا مرگ‌ رائول‌ ادامه‌ یافت‌. پائولو بیش‌ ازشصت‌ ترانه‌ نوشت‌ و با هم‌ توانستند صحنه‌ی‌ موسیقی‌ راک‌ برزیل‌ را تکان‌ بدهند.

در سال‌ 1973، پائولو و رائول‌، عضو انجمن‌ دگراندیشی‌ شدند که‌ بر علیه‌ ایدئولوژی‌ سرمایه‌داری‌ تاسیس‌ شده‌ بود. به‌ دفاع‌ ازحقوق‌ فردی‌ هر شخص‌ پرداختند و حتا برای‌ مدتی‌، به‌ جادوی‌ سیاه‌ روی‌ آوردند. پائولو تجربه‌ی‌ این‌ دوران‌ رادر کتاب‌ والکیری‌ها به‌ روی‌ کاغذ آورده‌ است‌.

در این‌ دوران‌، انتشار «کرینگ‌ ـ ها» راشروع‌ کردند. «کرینگ‌ ـ ها»، مجموعه‌ای‌ از داستان‌های‌ مصور آزادی‌خواهانه‌ بود. دیکتاتوری‌ برزیل‌، این‌ مجموعه‌ را خرابکارانه‌ دانست‌ و پائولو و رائول‌ را به‌ زندان‌ انداخت‌. رائول‌ خیلی‌ زود آزاد شد، اما پائولو مدت‌ بیش‌تری‌ درزندان‌ ماند، زیرا او را مغز متفکر این‌ اعمال‌ آزادی‌خواهانه‌ می‌دانستند. مشکلات‌ او به‌ همان‌ جا ختم‌ نشد; دوروز پس‌ ازآزادی‌اش‌، دوباره‌ در خیابان‌ بازداشت‌ شد و اورا به‌ شکنجه‌گاه‌ نظ‌امی‌ بردند. خود پائولو معتقد است‌ که‌ باتظ‌اهر به‌ جنون‌ و اشاره‌ به‌ سابقه‌ی‌ سه‌ بار بستری‌اش‌ در بیمارستان‌ روانی‌، ازمرگ‌ نجات‌ یافته‌ است‌. وقتی‌ شکنجه‌گران‌ در اتاقش‌ بودند، شروع‌ کرد به‌ خودش‌ را زدن‌، و سرانجام‌ از شکنجه‌ی‌ اودست‌ کشیدند و آزادش‌ کردند.

این‌ تجربه‌ اثر عمیقی‌ بر او گذاشت‌. پائولو دربیست‌ و شش‌ سالگی‌ به‌ این نتیجه‌ رسید که‌ به‌ اندازه‌ی‌ کافی‌ "زندگی‌" کرده‌ و دیگر می‌خواهد "ط‌بیعی‌" باشد. شغلی‌ دریک‌ شرکت‌ تولید موسیقی‌ به‌ نام‌ پلی‌گرام‌ یافت‌ و همان‌ جا با زنی‌ آشنا شدکه‌ بعد بااو ازدواج‌ کرد.

در سال‌ 1977 به‌ لندن‌ رفتند. پائولو ماشین‌ تایپی‌ خرید و شروع‌ به‌ نوشتن‌ کرد. اما موفقیت‌ چندانی‌ به‌ دست‌ نیاورد. سال‌ بعد به‌ برزیل‌ برگشت‌ و مدیر اجرایی‌ شرکت‌ تولید موسیقی‌ دیگری‌ به‌ نام‌ سی‌بی‌سی‌ شد. اما این‌ شغل‌ فقط‌ سه‌ ماه‌ ط‌ول‌ کشید. سه‌ ماه‌ بعد، همسرش‌ ازاو جدا شد و از کارش‌ هم‌ اخراجش‌ کردند.

بعد بادوستی‌ قدیمی‌ به‌ نام‌ کریستینا اویتیسیکا آشنا شد. این‌ آشنایی‌ منجر به‌ ازدواج‌ آن‌هاشد و هنوز باهم‌ زندگی‌ می‌کنند. این‌ زوج‌ برای‌ ماه‌ عسل‌ به‌ اروپا رفتند و درهمین‌ سفر، ازاردوگاه‌ مرگ‌ داخائو هم‌ بازدید کردند. در داخائو، اشراقی‌ به‌ پائولو دست‌ داد و در حالت‌ اشراق‌، مردی‌ رادید. دوماه‌ بعد، درکافه‌ای‌ در آمستردام‌، باهمان‌ مرد ملاقات‌ کرد و زمان‌ درازی‌ با او صحبت‌ کرد. این‌ مرد که‌ پائولو هرگز نامش‌ را نفهمید، به‌ اوگفت‌ دوباره‌ به‌ مذهب‌ خویش‌ برگردد و اگر هم‌ به‌ جادو علاقه‌مند است‌، به‌ جادوی‌ سفید روی‌ بیاورد. همچنین‌ به‌ پائولو توصیه‌ کرد جاده‌ی‌ سانتیاگو (یک‌ جاده‌ی‌ زیارتی‌ دوران‌ قرون‌ وسطی‌) را طی کند.

پائولو، یک‌ سال‌ بعد از این‌ سفر زیارتی‌، درسال‌ 1987، اولین‌ کتابش‌ خاط‌رات‌ یک‌ مغ‌ رانوشت‌. این‌ کتاب‌ به‌ تجربیات‌ پائولو درط‌ول‌ این‌ سفر می‌پردازد و به‌ اتفاقات‌ خارق‌العاده‌ی‌ زیادی‌ اشاره‌ می‌کند که‌ در زندگی‌ انسان‌های‌ عادی‌ رخ‌ می‌دهد. یک‌ ناشر کوچک‌ برزیلی‌ این‌ کتاب‌ راچاپ کرد و فروش‌ نسبتا خوبی‌ داشت‌، اما با اقبال‌ کمی‌ ازسوی‌ منتقدان‌ روبه‌رو شد.

پائولو درسال‌ 1988، کتاب‌ کاملا متفاوتی‌ نوشت‌:  کیمیاگر. این‌ کتاب‌ کاملاً نمادین‌ بود و کلیه‌ی‌ مط‌العات‌ یازده‌ ساله‌ی‌ پائولو را درباره‌ی‌ کیمیاگری‌، در قالب‌ داستانی‌ استعاری‌ خلاصه‌ می‌کرد. اول‌ فقط‌ 900 نسخه‌ از این‌ کتاب‌ فروش‌ رفت‌ و ناشر، امتیاز کتاب‌ را به‌ پائولو برگرداند.

پائولو دست‌ ازتعقیب‌ رویایش‌ نکشید. فرصت‌ دوباره‌ای‌ دست‌ داد: با ناشر بزرگ‌تری‌ به‌ نام‌ روکو آشنا شدکه‌ از کار اوخوشش‌ آمده‌ بود. درسال1990، کتاب‌ بریدا رامنتشر کرد که‌ در آن‌، درباره‌ی‌ عط‌ایای‌ هر انسان‌ صحبت‌ می‌کرد. این‌ کتاب‌ با استقبال‌ زیادی‌ مواجه‌ شد و باعث‌ شد کیمیاگر و خاط‌رات‌ یک‌ مغ‌ نیز دوباره‌ مورد توجه‌ قرار بگیرند. درمدت‌ کوتاهی‌، هرسه‌ کتاب‌ در صدر فهرست‌ کتاب‌های‌ پرفروش‌ برزیل‌ قرار گرفت‌. کیمیاگر، رکورد فروش‌ تمام‌ کتاب‌های‌ تاریخ‌ نشر برزیل‌ راشکست‌ و حتا نامش‌ درکتاب‌ رکوردهای‌ گینس‌ نیز ثبت‌ شد. در سال‌ 2002، معتبرترین‌ نشریه‌ی‌ ادبی‌ پرتغالی‌ به‌ نام‌ ژورنال‌ د لتراس‌، اعلام‌ کرد که‌ فروش‌ کیمیاگر، ازهر کتاب‌ دیگری‌ در تاریخ‌ زبان‌ پرتغالی‌ بیش‌تر بوده‌ است‌.

در ماه‌ مه‌ 1993، انتشارات‌ هارپر کالینز، کیمیاگر رابا تیراژ اولیه‌ی‌50000 نسخه‌ منتشر کرد. در روز افتتاح‌ این‌ کتاب‌، مدیر اجرایی‌ انتشارات‌ هارپر کالینز گفت‌: «پیدا کردن‌ این‌ کتاب‌، مثل‌ آن‌ بود که‌ آدم‌ صبح‌ زود، وقتی‌ همه‌ خوابند، برخیزد و ط‌لوع‌ خورشید رانگاه‌ کند. کمی‌ دیگر، دیگران‌ هم‌ خورشید راخواهند دید.»

ده‌ سال‌ بعد، درسال‌ 2002، مدیر اجرایی‌ هارپرکالینز به‌ پائولو نوشت‌:  «کیمیاگریکی‌ ازمهم‌ترین‌ کتاب‌های‌ تاریخ‌ نشر ما شده‌ است‌.»

موفقیت‌ کیمیاگر درایالات‌ متحده‌، آغاز فعالیت‌ بین‌المللی‌ پائولو بود. تهیه‌کنندگان‌ متعددی‌ از هالیوود، علاقه‌ی‌ زیادی‌ به‌ خرید امتیاز ساخت‌ فیلم‌ از روی‌ این‌ کتاب‌ نشان‌ دادند و سرانجام‌، شرکت‌ برادران‌ وارنر درسال‌1993، این‌ امتیاز راخرید.

پیش‌ از انتشار کیمیاگر درامریکا، چند ناشر کوچک‌ دراسپانیا و پرتغال‌، آن‌ را منتشر کرده‌ بودند. اما این‌ کتاب‌ تاسال‌ 1995، در فهرست‌ کتاب‌های پرفروش‌ اسپانیا قرار نگرفت‌. هفت‌ سال‌ بعد، درسال‌ 2001، اتحادیه‌ی‌ ناشران‌ اسپانیا اعلام‌ کرد که‌ کیمیاگر ازپرفروش‌ترین‌ کتاب‌های‌ اسپانیاست‌.

ناشر اسپانیایی‌ پائولو (پلنتا)، در سال‌ 2002 مجموعه‌ی‌ آثار کوئلیو را منتشر کرد. فروش‌ آثار کوئلیو درپرتغال‌، بیش‌ ازیک‌ میلیون‌ نسخه‌ بوده‌ است‌.

در سال‌ 1993، مونیکا آنتونس‌ که‌ از سال‌ 1989، بعد ازخواندن‌ اولین‌ کتاب‌ کوئلیو بااو همکاری‌ می‌کرد، بنگاه‌ ادبی‌ سنت‌ جوردی‌ را در بارسلون‌ تاسیس‌ کرد تابه‌ نشر کتاب‌های‌ پائولو نظ‌م‌ ببخشد. در ماه‌ مه‌ همان‌ سال‌، مونیکا کیمیاگر رابه‌ چندین‌ ناشر بین‌المللی‌ معرفی‌ کرد. اولین‌ کسی‌ که‌ این‌ کتاب‌ را پذیرفت‌، ایوین‌ هاگن‌، مدیر انتشارات‌ اکس‌ لیبرس‌ از نروژ بود. کمی‌ بعد، آن‌ کاریر، ناشر فرانسوی‌ برای‌ مونیکا نوشت‌: «این‌ کتاب‌ فوق‌العاده‌ است‌ و تمام‌ تلاشم‌ را می‌کنم‌ تا در فرانسه‌ موفق‌ شود.»

در سپتامبر سال‌ 1993، کیمیاگر درصدر کتاب‌های‌ پرفروش‌ استرالیا قرار گرفت‌. در آوریل‌ سال‌ 1994، کیمیاگر درفرانسه‌ منتشر شدو بااستقبال‌ عالی‌ منتقدان‌ و خوانندگان‌ مواجه‌ شد و درفهرست‌ پرفروش‌ها قرار گرفت‌. کمی‌ بعد، کیمیاگر پرفروش‌ترین‌ کتاب‌ فرانسه‌ شد و تاپنج‌ سال‌ بعد، جای‌ خود را به‌ کتاب‌ دیگری‌ نداد. بعد از موفقیت‌ خارق‌العاده‌ در فرانسه‌، کوئلیو راه‌ موفقیت‌ را درسراسر اروپا پیمود و پدیده‌ی‌ ادبی‌ پایان‌ قرن‌ بیستم‌ دانسته‌ شد.

از آن‌ هنگام‌، هریک‌ ازکتاب‌های‌ پائولو کوئلیو که‌ در فرانسه‌ منتشر شده‌، بی‌درنگ‌ پرفروش‌ شده‌ است‌. حتا دریک‌ دوره‌، سه‌ کتاب‌ کوئلیو هم‌زمان‌ در فهرست‌ ده‌ کتاب‌ پرفروش‌ فرانسه‌ قرار داشت‌.

انتشار کنار رود پیدرا نشستم‌ و گریستم‌ در سال‌ 1994، موفقیت‌ بین‌المللی‌ پائولو راتثبیت‌ کرد. دراین‌ کتاب‌، پائولو درباره‌ی‌ بخش‌ مادینه‌ی‌ وجودش‌ صحبت‌ کرده‌ است‌. در سال‌ 1995، کیمیاگر درایتالیا منتشر شد و فروش‌ بی‌نظ‌یری‌ داشت‌. سال‌ بعد، پائولو دوجایزه‌ی‌ مهم‌ ادبی‌ ایتالیا، جایزه‌ی‌ بهترین‌ کتاب‌ سوپر گرینزا کاور، و جایزه‌ی‌ بین‌المللی‌ فلایانو رادریافت‌ کرد.

در سال‌ 1996، انتشارات‌ ابژتیوای‌ برزیل‌، حق‌ امتیاز کتاب‌ کوه‌ پنجم‌ را خرید و یک‌ میلیون‌ دلار پیش‌پرداخت‌ داد. این‌ رقم‌، بالاترین‌ مبلغ‌ پیش‌پرداختی‌ است‌ که‌ تا کنون‌ به‌ یک‌ نویسنده‌ی‌ برزیلی‌ پرداخت‌ شده‌ است‌. همان‌ سال‌، پائولو نشان‌ شوالیه‌ی‌ هنر و ادب‌ رااز دست‌ فیلیپ‌ دوس‌ بلازی‌، وزیر فرهنگ‌ فرانسه‌ دریافت‌ کرد. دوس‌ بلازی‌ دراین‌ مراسم‌ گفت‌: «تو کیمیاگر هزاران‌ خواننده‌ای‌. کتاب‌های‌ تومفیدند، زیرا توانایی‌ ما را برای‌ رویا دیدن‌، و شوق‌ ما را برای‌ جست‌ و جو تحریک‌ می‌کنند.»

پائولو درسال‌ 1996، به‌ عنوان‌ مشاور ویژه‌ی‌ برنامه‌ی‌ «همگرایی‌ روحانی‌ و گفت‌ و گوی‌ بین‌ فرهنگ‌ها» برگزیده‌ شد. همان‌ سال‌، انتشارات‌ دیوگنس‌ آلمان‌، کیمیاگر رامنتشر کرد. نسخه‌ی‌ نفیس‌ آن‌ شش‌ سال‌ تمام‌ در فهرست‌ کتاب‌های‌ پرفروش‌ نشریه‌ی‌ اشپیگل‌ قرار داشت‌ و در سال‌ 2002، تمام‌ رکوردهای‌ فروش‌ آلمان‌ را شکست‌.

در نمایشگاه‌ بین‌ المللی‌ فرانکفورت‌ سال‌ 1997، ناشران‌ پائولو با همکاری‌ انتشارات‌ دیوگنس‌ و موسسه‌ی‌ سنت‌ جوردی‌، یک‌ میهمانی‌ به‌ افتخار پائولو کوئلیو برگزار کردند و در آن‌، انتشار سراسری‌ و بین‌المللی‌ کتاب‌ کوه‌ پنجم‌ را اعلام‌ کردند. درماه‌ مارس‌ 1998، نمایشگاه‌ بزرگی‌ در پاریس‌ برگزار شد و کوه‌ پنجم‌،به‌ زبان‌های‌ مختلف‌، و توسط‌ ناشران‌ کشورهای‌ مختلف‌، منتشر شد. پائولو هفت‌ ساعت‌ تمام‌ مشغول‌ امضا کردن‌ کتاب‌هایش‌ بود. همان‌ شب‌، میهمانی‌ بزرگی‌ به‌ افتخار اودر موزه‌ی‌ لوور برگزار شد که‌ مشاهیر سراسر جهان‌، درآن‌ میهمانی‌ شرکت‌ داشتند.

پائولو در سال‌ 1997 ، کتاب‌ مهمش‌ کتاب‌ راهنمای‌ رزم‌آور نور را منتشر کرد. این‌ کتاب‌، مجموعه‌ای‌ ازافکار فلسفی‌ اوست‌ که‌ به‌ کشف‌ رزم‌آور نور درون‌ هر انسان‌ کمک‌ می‌کند. این‌ کتاب‌، تاکنون‌ کتاب‌ مرجع‌ میلیون‌ها خواننده‌ شده‌ است‌. اول‌، بومپیانی‌، ناشر ایتالیایی‌ آن‌ را منتشر کرد که‌ با استقبال‌ زیادی‌ مواجه‌ شد.

در سال‌ 1998، باکتاب‌ ورونیکا تصمیم‌ می‌گیرد بمیرد، به‌ سبک‌ روایی‌ داستان‌سرایی‌ بازگشت‌ و مورد استقبال‌ منتقدان‌ ادبی‌ قرار گرفت‌. در ژانویه‌ی‌ سال‌ 2000، اومبرتو اکو، فیلسوف‌، نویسنده‌ و منتقد ایتالیایی‌، درمصاحبه‌ای‌ با نشریه‌ی‌ فوکوس‌ گفت‌: «من‌ از آخرین‌ رمان‌ کوئلیو خوشم‌ آمد. تاثیر عمیقی‌ بر من‌ گذاشت‌.» و سینئاد اوکانر، درهفته‌نامه‌ی‌ ساندی‌ ایندیپندنت‌، گفت‌: «ورونیکا تصمیم‌ می‌گیرد بمیرد، شگفت‌انگیزترین‌ کتابی‌ است‌ که‌ خوانده‌ام‌.»

پائولو درسال‌ 1998، تور مسافرتی‌ موفقی‌ را پشت‌ سر گذاشت‌. در بهار به‌ دیدار کشورهای‌ آسیایی‌ رفت‌ و در پائیز، از کشورهای‌ اروپای‌ شرقی‌ دیدن‌ کرد. این‌ سفر از استانبول‌ آغاز و به‌ لاتویا ختم‌ شد.

در ماه‌ مارس‌ سال‌ 1999، نشریه‌ی‌ ادبی‌ لیر، پائولو کوئلیو را دومین‌ نویسنده‌ی‌ پرفروش‌ جهان‌، درسال‌ 1998 اعلام‌ کرد.

در سال‌ 1999، جایزه‌ی‌ معتبر کریستال‌ را از انجمن‌ جهانی‌ اقتصاد دریافت‌ کرد و داوران‌ اعلام‌ کردند: « پائولو کوئلیو، بااستفاده‌ از کلام‌، پیوندی‌ میان‌ فرهنگ‌های‌ متفاوت‌ برقرار کرده‌، که‌ اورا سزاوار این‌ جایزه‌ می‌سازد.»<BR>در سال‌ 1999، دولت‌ فرانسه‌، نشان‌ لژیون‌ دونور را به‌ اواهدا کرد. همان‌ سال‌، پائولو کوئلیو باکتاب‌ <STRONG>ورونیکا تصمیم‌ می‌گیرد بمیرد</STRONG> درنمایشگاه‌ کتاب‌ بوئنوس‌ آیرس‌ شرکت‌ کرد. رسانه‌ها شگفت‌زده‌ شدند، درمیان‌ آن‌ همه‌ نویسندگان‌ برجسته‌ی‌ امریکای‌ لاتین‌، استقبالی‌ که‌ از پائولو کوئلیو بود، بی‌نظ‌یربود. مط‌بوعات‌ نوشتند: «مسئولانی‌ که‌ از 25 سال‌ پیش‌ در این‌ نمایشگاه‌ کتاب‌ کار می‌کرده‌اند، ادعا می‌کنند که‌ هرگز چنین‌ استقبالی‌ ندیده‌اند، حتا درزمان‌ حیات‌ بورخس‌. خارق‌ العاده‌ بود.» مردم‌ ازچهار ساعت‌ پیش‌ از شروع‌ مراسم‌، پشت‌ درهای‌ نمایشگاه‌ تجمع‌ کردند و مسوولان‌ نمایشگاه‌ اجازه‌ دادند که‌ آن‌ روز، نمایشگاه‌ به‌ ط‌وراستثنا چهار ساعت‌ دیرتر تعط‌یل‌ شود.<BR>در ماه‌ مه‌ 2000، پائولو به‌ ایران‌ سفر کرد. او اولین‌ نویسنده‌ی‌ غیرمسلمانی‌ بود که‌ بعد از انقلاب‌ سال‌ 1357، به‌ ایران‌ سفر می‌کرد. اواز سوی‌ مرکز بین‌المللی‌ گفت‌ و گوی‌ تمدن‌ها، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، و ناشر ایرانی‌اش‌ (کاروان‌) دعوت‌ شده‌ بود. پائولو با انتشارات‌ کاروان‌ قرارداد همکاری‌ بست‌ و با توجه‌ به‌ این‌ که‌ ایران‌ معاهده‌ی‌ بین‌المللی‌ کپی‌رایت‌ را امضا نکرده‌ است‌، اواولین‌ نویسنده‌ای‌ بود که‌ رسما ازایران‌ حق‌ التالیف‌ دریافت‌ می‌کرد. پائولو هرگز تصورش‌ را نمی‌کرد که‌ درایران‌، باچنین‌ استقبال‌ گرمی‌ روبه‌رو شود. فرهنگ‌ ایران‌ کاملا با فرهنگ‌ غرب‌ متفاوت‌ بود. هزاران‌ خواننده‌ی‌ ایرانی‌ در کنفرانس‌ها و مراسم‌ امضای‌ کتاب‌ پائولو کوئلیو در دو شهر تهران و شیراز شرکت‌ کردند.

در ماه‌ سپتامبر همان‌ سال‌، رمان‌ شیط‌ان‌ و دوشیزه‌ پریم‌،همزمان‌ در ایتالیا، پرتغال‌، برزیل‌ و ایران‌ منتشر شد. در همان‌ زمان‌، پائولو اعلام‌ کرد که‌ ازسال‌ 1996، به‌ همراه‌ همسرش‌، کریستینا اویتیسیکا، موسسه‌ی‌ پائولو کوئلیو را به‌ منظ‌ور حمایت‌ از کودکان‌ بی‌سرپرست‌ و سالمندان‌ بی‌خانمان‌ برزیلی‌، تاسیس‌ کرده‌ است‌.


ادامه مطلب
[ ۱٦ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

از بیل گیتس ثوتمند ترین انسان روی زمین پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟

گفت : بله فقط یک نفر از من ثروتمند تر است .

- چه کسی؟


ادامه مطلب
[ ٤ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

بیداد رفت لاله بر باد رفته را

یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید

نو کرد داغ ماتم یاران رفته را

جز در صفای اشک دلم وا نمی شود

باران به دامن است هوای گرفته را

وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود

آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب

آورده ام به دیده گهرهای سفته را

ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین

بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست

تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

یارب چها به سینه این خاکدان در است

کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را

راه عدم نرفت کس از رهروان خاک

چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر

تا باز نشنود ز کس این راز گفته را

لعلی نسفت کلک در افشان شهریار

در رشته چون کشم در و لعل نسفته را

[ ٤ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

ویروس چیست؟

 

ویروس های کامپیوتری برنامه هایی هستند که مشابه ویروس های بیولوژیک گسترش  یافته و پس از وارد شدن به کامپیوتر اقدامات غیرمنتظره ای را انجام می دهند. با وجودی که همه ویروس ها خطرناک نیستند، ولی بسیاری از آنها با هدف تخریب انواع مشخصی از فایل ها، برنامه های کاربردی و یا سیستم های عامل نوشته شده اند.

ویروس ها هم مشابه همه برنامه های دیگر از منابع سیستم مانند حافظه و فضای دیسک سخت، توان پردازنده مرکزی و سایر منابع بهره می گیرند و می توانند اعمال خطرناکی را انجام دهند به عنوان مثال فایل های روی دیسک را پاک کرده و یا کل دیسک سخت را فرمت کنند. همچنین یک ویروس می تواند مجوز دسترسی به دستگاه را از طریق شبکه و بدون احراز هویت فراهم آورد.

برای اولین بار در سال ۱۹۸۴ واژه «ویروس» در این معنا توسط فرد کوهن در متون آکادمیک مورد استفاده قرار گرفت. د‍ر این مقاله که «آزمایشاتی با ویروس های کامپیوتری» نام داشت نویسنده دسته ای خاص از برنامه ها را ویروس نامیده و این نام گذاری را به لئونارد آدلمن نسبت داده است. البته قبل از این زمان ویروس ها در متن داستان های عملی و تخیلی ظاهر شده  بودند.

 

نامگذازی ویروس ها:

نام ویروس کامپیوتری از سال 1987 بر سر زبان ها افتاد. در نوامبر این سال یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه کورنل امریکا اولین ویروس کامپیوتری را نوشت و آن را وارد شبکه اینترنت نمود. در آن زمان اینتزنت در اختیار دانشگاها و سازمان ها بود ، در نتیجه این عمل ویروس منتشر شد. این ویروس باعث قطع ارتباط 6200 سیستم و از بین بردن 250000 سیستم گردید.

 


ادامه مطلب
[ ۳ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٦:۳٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

ای کاش که هر لحظه بهاری باشی

هر روز پر از امیدواری باشی

هر ۳۶۵ روز امسال

سرگرم شمردن هزاری باشی !

[ ۱ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کانال ما رو در تلگرام دنبال کنید : ketabnew@ https://telegram.me/ketabnew
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
Instagram

کمک به سازمان خيريه محک