COMPUTER
Hardware-software-windows-network-short stories 
قالب وبلاگ

نوکیا یک شرکت چند ملیتی در حوزه ارتباطات می‌باشد که برروی نقاط کلیدی مخابرات سیمی و بیسیم تمرکز کرده‌است. هم اکنون نوکیا بزرگ‌ترین سازنده تلفن همراه در جهان است.
همچنین این شرکت لوازم و تجهیزات مورد نیاز تلفن ثابت، ISDN، دسترسی به پهن‌باند، VoIP و WLAN را نیز تولید می‌کند.

 

ساختمان اصلی نوکیا در شهر اسپو یک در نزدیکی هلسینکی، پایتخت فنلاند، قرار دارد. مراکز تحقیقات نوکیا در سراسر جهان از قبیل پکن، بوداپست، بوخوم، پالو آلتو، کالیفرنیا و کمبریج، ماساچوست قرار دارند. کارخانه‌های بزرگ نوکیا در سالو، فنلاند؛ پکن، چین؛ دونگ‌گوآن، چین؛ چنای، هند؛ کوماروم، مجارستان و منطقه روهر در آلمان قرار دارند.
شاید عجیب به نظر رسد که شرکتی با سابقه ۱۴۵ سال فعالیت، که بیشترین آن در تولید کاغذ و چکمه های لاستیکی پشت سر گذاشته شده است، در دو دهه اخیر با کنار گذاشتن کسب وکارهای سنتی به مدرنترین حوزه فناوری اطلاعات (IT) یعنی ارتباطات راه دور روی آورد و از سال ۱۹۹۸ به بزرگترین تولیدکننده تلفن همراه در جهان تبدیل شود. این معجزه اما با تلاش مدیران آینده نگر و کارکنان خلاق «نوکیا» (NOKIA) رخ داده و هم اینک فراروی ماست. فروش ۴۰ میلیون گوشی تلفن همراه توسط نوکیا در آن سال، اکنون به ۲۵۰ میلیون دستگاه رسیده است به گونه ای که از هر ۳ تلفن همراه دنیا، یک دستگاه آن را این شرکت تولید کرده است.


ادامه مطلب
[ ۱٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

اگه یه موقع برای مصاحبه به جایی مراجعه کردید، حتماً خودتون رو برای ارائه جواب مناسب برای این سوالات حاضر کنید تا مثل مصاحبه شونده های ما مشکلی براتون پیش نیاد.

مصاحبه شماره یک (مصاحبه شونده یک خانم است)

سوال کننده؛ شما نامزاد دارین؟
مصاحبه شونده؛ آره دارم.
سوال کننده؛ آیا نامزادتون در همین شهر زندگی می کنه؟
مصاحبه شونده؛ نه اون تو یه شهر دیگه زندگی می کنه.
سوال کننده؛ ببخشید شرکت نمی تونه شما رو استخدام کنه!
مصاحبه شونده؛ اُه خدای من چرا؟
سوال کننده؛ شما نمی تونید در شرکت ما استخدام بیشین. شرکت نمی تونه هزینه زیاد مکالمه تلفنی شما با نامزادتون رو پرداخت کنه!


مصاحبه شماره دو (مصاحبه شونده یک آقاست)

آیا نامزاد دارین؟
نه ندارم.
آیا تاحالا به خواستگاری کسی رفتین؟
آره ولی جواب نه شنیدم.
آیا تاحالا به این فکر افتاده بودین که اول یه کار ثابتی پیدا کنین بعد برای ازدواج فکر کنید؟
داشتن کار مهمترین چالش زندگیه. در حال حاضر دیگه نمی خوام درباره این مسئله شخصی فکر کنم.
باعرض پوزش شرکت نمی تونه شما رو استخدام کنه.
اُه خدای من، چرا؟
شما از نظر توانایی های شخصی و اعتماد به نفس ضعیفید.


مصاحبه شماره سه (مصاحبه شونده یک آقاست)

نامزاد دارین؟
آره.
آیا نامزاد شما زیباست؟
نه زیاد.
با عرض پوزش شرکت ما نمی تونه شما رو استخدام کنه.
چرا؟ آیا زیبا نبودن نامزاد من به اعتبار شرکت شما ضربه می زنه؟
نه ضربه نمی زنه ولی چون شرکت ما در بازار هنر است، شرکت فقط هنرپیشه ها را استخدام می کند.

مصاحبه شماره چهار (مصاحبه شونده یک آقاست)

نامزاد دارین؟
بله
آیا او زیباست؟
آره
آیا اون اولین کسیه که عشقش شدید؟
آره
با عرض پوزش شرکت ما نمی تونه شما رو استخدا کنه، چون روحیه پیشرفت در شما نیست و دیدن اولین شانس دیگر بقیه شانس ها رو نمی بینید.

مصاحبه شماره پنج (مصاحبه شونده یک آقاست)

نامزاد دارین؟
بله
آیا اون اولین کسیه که عاشقش شدین؟
نه قلبش با چند نفر بودم.
با عرض معذرت شرکت ما نمی تونه شما رو استخدام کنه چون شما نمی تونید به یه کار دل ببندید و سریع از اون دل می کنید و به سمت یکی دیگه می رید.

مصاحبه شماره شش (مصاحبه شونده یک خانم است)

آیا نامزاد دارین؟
بله.
آیا نامزاد شما پول دار است؟
نه.
با عرض معذرت شرکت ما نمی تونه شما رو استخدام کنه. چون شرکت ما با پول خیلی زیادی سر و کار داره و ممکنه شما رو به وسوسه بندازه.

مصاحبه شماره هفت (مصاحبه شونده یک خانم است)

آیا نامزاد دارین؟
بله
آیا اون پول دار هست؟
آره خیلی خیلی پول داره. یه شرکت داره
با عرض پوزش، شرکت ما نمی تونه شما رو استخدام کنه. بخاطر اینکه نامزاد شما شما رو استخدام نکرده ما استخدام کنیم؟
اما اونجا جای خالی برای استخدام شدن من نبود.
خوب شما چه تخصصی دارین؟
تجربه منشی گری دارم.
با عرض معذرت ما نمی تونیم شما رو استخدام کنیم، چون زیبایی شما ممکنه حواس مدیرای ما رو پرت کنه.
اما…. من اصلاً زیبا نیستم
خوب بدتر، چون دیگه مدیرای ما نمی خوانتون!

[ ۱٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

مرد جوون : ببخشین آقا ، می تونم بپرسم ساعت چنده ؟

پیرمرد : معلومه که نه !


جوون : ولی چرا ؟ ! مثلا” اگه ساعت رو به من بگی چی از دست میدی ؟ !

پیرمرد : ممکنه ضرر کنم اگه ساعت رو به تو بگم !

جوون : میشه بگی چطور همچین چیزی ممکنه ؟ !

پیرمرد : ببین … اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممکنه تو تشکر کنی و فردا هم بخوای دوباره ساعت رو از من بپرسی !

جوون : کاملا” امکانش هست !

پیرمرد : ممکنه ما دو سه بار دیگه هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو اسم و آدرس من رو بپرسی !

جوون : کاملا” امکان داره !

پیرمرد : یه روز ممکنه تو بیای به خونه ی من و بگی که فقط داشتی از اینجا رد میشدی و اومدی که یه سر به من بزنی! بعد من ممکنه از روی تعارف تو رو به یه فنجون چایی دعوت کنم ! بعد از این دعوت من ، ممکنه تو بازم برای خوردن چایی بیای خونه ی من و بپرسی که این چایی رو کی درست کرده ؟ !

جوون : ممکنه !

پیرمرد : بعد من بهت میگم که این چایی رو دخترم درست کرده ! بعد من مجبور میشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفی کنم و تو هم دختر من رو می پسندی !

مرد جوون : لبخند میزنه !

پیرمرد : بعد تو سعی می کنی که بارها و بارها دختر من رو ملاقات کنی ! ممکنه دختر من رو به سینما دعوت کنی و با همدیگه بیرون برید !

مرد جوون : لبخند میزنه !

پیرمرد : بعد ممکنه دختر من کم کم از تو خوشش بیاد و چشم انتظار تو بشه ! بعد از ملاقاتهای متوالی ، تو عاشق دختر من میشی و بهش پیشنهاد ازدواج می کنی !

مرد جوون : لبخند میزنه !

پیرمرد : بعد از یه مدت ، یه روز شما دو تا میاین پیش من و از عشقتون برای من تعریف می کنین و از من اجازه برای ازدواج میخواین !

مرد جوون در حال لبخند : اوه بله !

پیرمرد با عصبانیت : مردک ابله ! من هیچوقت دخترم رو به ازدواج یکی مثل تو که حتی یه ساعت مچی هم از خودش نداره در نمیارم…

[ ۱٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

در حقیقت خیلی ساده است.

در اعماق قلب هر مردی این آرزو وجود دارد که همسرش با تمام وجود به او اعتماد داشته باشد. چند بار شده مردی را ببنید که به همسر خود می گوید: “فقط اگر به من اعتماد داشتی…”

بیشتر آقایون در عجب هستند که چرا انجام چنین کار ساده ای برای بیشتر خانم ها دشوار است. پاسخ این سوال در تفاوت های فیزیولوژیک موجود میان جنسیت های مختلف نهفته است.

این امر از همان آغاز تولد معنا پیدا می کند. پسر بچه ها دارای هورمون تستسترون هستند. مزیتی که دختر بچه ها فاقد آن می باشند. با توجه به دارا بودن تستسترون، آقایون می توانند به راحتی در برابر مشکلات از خود دفاع کنند و در صورت نیاز هنگام مواجهه با خطر پا به فرار بگذارند.

بیشتر دختر خانم ها دارای چنین توانایی نیستند. آنها نمی توانند از لحاظ بدنی در مواقع خطر از خود دفاع نمایند.

اگر پسرها به فردی اعتماد کنند که نهایتاً به آنها صدمه بزند، باز هم توانایی دفاع کردن از خودشان را دارند (و یا می توان گفت که از هیچ تلاشی در این زمینه مضایقه نمیکنند). از سوی دیگر دختر خانم ها در شرایط مشابه خلع سلاح شده و قدرت برخورد فیزکی را ندارند.

از آنجایی که اعتماد تنها از جایگاه قدرت ایجاد می شود، در آینده که این دختر بچه ها تبدیل به خانم های بالغ می شوند، بازهم جایگاه آسیب پذیر خود را حفظ می نمایند. زمانیکه احساس می کنند ممکن است از جایی به آنها آسیب برسد، ترجیح می دهند که به طرف مقابل اعتماد نکنند.

بنابراین آقایون باید بدانند زمانیکه از همسر دلخواه خود تقاضا می کنند تا به آنها “اعتماد” کند، نباید تصور کنند که آنها توانایی انجام چنین کاری را ندارند، بلکه باید درک کنید که بانوان قدری آسیب پذیرتر از آقایون هستند. اگر از او انتظار دارید که اعتمادش نسبت به شما جلب شود، باید کارهایی انجام دهید که به واسطه آن به ایجاد چنین حسی کمک کرده باشید.

البته ابزار و موقعیت هایی هستند که می توانید برای گسترش اعتماد، روی آنها “حساب کنید”. خوشبختانه اکثر خانم ها با چنین ابزار و موقعیت هایی آشنا هستند و به راحتی آنرا قبول می کنند. امری که سبب می شود خانم ها راحت تر به آقایون اعتماد کنند این است که آقایون بر طبق گفته هایشان عمل کنند. قول دادن در شرایطی که به آن عمل نکنید، برای خانم ها بی معناست.

یک خانم باید ببیند که همسرش به قول هایش عمل می کند، چراکه همیشه دیدن، تاثیر بیشتری نسبت به شنیدن از خود باقی می گذارد. اجازه دهید تا بیشتر برایتان توضیح دهم؛ به عنوان مثال تصور کنید کسی به شما می گوید که من بد جنس ترین آدمی هستم که آنها تا به حال دیده اند. برای ماهها تنها چیزی که به گوش شما میرسد این است که من تا چه اندازه با خانواده و دوستانم بدرفتاری می کنم.

یک روز با من قرار ملاقات می گذارید و در طی این جریان، متوجه می شوید که من آنقدرها هم که تصور می کردید، وحشتناک به نظر نمی رسم و در عین حال کمی خوش مشرب هم به نظر می رسم. آیا تنها یک ویزیت کافی است تا عقیده کلی شما نسبت به من تغییر پیدا کند؟ البته که نه!

اما اگر به طور مکرر با خوش رفتاری ها و فروتنی های من نسبت به خودتان آگاه شوید، کم کم نظرتان در مورد من شروع به تغییر پیدا کردن می کند.

مهربانی که شما در طی چند هفته آخر، از جانب من دریافت کرده اید با چیزهایی که قبلاً در مورد من شنیده بودید، مطابقت ندارد. تمام شایعاتی که در مورد بدجنسی من شنیده بودید، رفته رفته از ذهنتان محو می شود. با گذشت زمان از طریق اعمال من، افکار منفی شما در مورد شخصیت من عوض خواهد شد.

آقایون مطلع باشند که وقتی خانم ها ببینند رفتارتان دقیقاً مطابق با گفته هایتان است، آنوقت حس اعتماد، خود به خود رشد پیدا می کند. زمانیکه به گفته هایتان عمل نکنید، همسرتان از شما قدری بیمناک می شود.

او از دیدگاه خودش احساس می کند که شما را دوست می دارد و می خواهد به شما اعتماد پیدا کند. فقط نیازمند کمک است تا چیزی را که شما می خواهید نثارتان کند.

 

منبع : www.mardoman.com 

[ ۱٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کانال ما رو در تلگرام دنبال کنید : ketabnew@ https://telegram.me/ketabnew
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
Instagram

کمک به سازمان خيريه محک