COMPUTER
Hardware-software-windows-network-short stories 
قالب وبلاگ


شرکت A-DATA تولید کننده هارد دیسک و فلش مموری، به تازگی هارد دیسکی ضد آب و ضد ضربه با نام SH93 تولید کرده است.

این هارد اکسترنال با روکشی از رزین پوشیده شده است و توانسته استاندارد IEC 529 IPX7 (تحمل 30 دقیقه ماندن در عمق یک متری آب) و همچنین MIL-STD-810F (استاندارد تحمل ضربه در رزم که توسط ارتش آمریکا داده می شود) را بدست بیاورد.

این محصول A-DATA در حجم های 250، 320، 500 و 640 گیگابایت تولید شده و فکر می کنم نیاز بسیاری از افراد را مرتفع کند، اما هنوز اطلاعاتی در مورد قیمت و زمان عرضه آن منتشر نشده است.
[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ٧:۱٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]



دو سیستم عرضه شده از سوی Polywell، (سمت چپ) و Falcon Northwest (سمت راست) از سریعترین پردازشگرهای AMD بهره می برند. کامپیوترهایی سریع و گران. ولی آیا خرید آنها الزامی است؟
Athlon 64 FX-s3 کامپیوتر 2/4GHz (ویژه بازی ها)، در آزمایشات ما موفق بیرون آمد. اولین کامپیوتر گران دارای حافظه گیگابایتی کارت های گرافیکی پیشرفته و هارد دیسک های فوق سریع است ولی همیشه پیکربندی های خوب نمی تواند به معنای بهترین ارزش ها باشد.
ما دو کیس را مورد قرار دادیم، Poly900 Nf3-FXS3 ساخت Polywell با بهای 3499 دلار، که در PC World Bench حائز 146 امتیاز گشت بالاترین امتیازی که تا کنون ثبت کرده ایم و Machv ساخت Falcon Northwest با بهای 4746 دلار که 143 امتیاز را به خود اختصاص داد بیشترین امتیازی که پیشتر بدست آمده یعنی (144) از آن 51GV پردازنده Athlon64 FX بوده است.
این دو سیستم دارای چیپ FX-S3 و حافظه گیگابایتی DDR400، هارد دیسک Serial ATA RAID و بورد گرافیکی FX S950 Ultra محصول Nvidia می باشند. به عنوان مثال، سیستم Polywell دارای دو هارد دیسک 74 گیگابایت (10000rpm) فوق سریع از Western Digital است. این ویژگی 400 دلار به هزینه سیستم افزوده است. از طرف دیگر، درایوهای 120 گیگابایت (7200 rpm) هیتاچی شرکت Falcon با هزینه کمترامکان ذخیره سازی داده های بیشتری را فراهم می کند.
خریداران و صرفه جویی در هزینه:
گرچه بورد Ge Force FX S950 Ultra محصول Nvidia، سریعترین گزینه شرکت است، ولی در حال حاضر نمی تواند بهترین انتخاب برای کار گرافیکی باشد. بنابر آزمایش های گرافیکی Radeon 9800 XT محصول ATI با عملکردهای عالی در شاخص های بازی ها، بوردهای گرافیکی جدید ATI را به عنوان بهترین خرید معرفی می کنیم و علاوه بر این، هر یک از این کامپیوترها بازی های جدید را نرخ فریم (frame rates) بالا بر روی بردهای گرافیکی حد متوسط اجرا می کنند. نسل جدید کارت های گرافیکی در راه هستند، پس بهتر است در حال حاضر با بوردهای نه چندان گران ساخت تا موج جدید بازی های معروف روانه بازار گردند.
به نظر ما، مانیتور LCD، 19 اینچ NEC که با V Mach عرضه می شود و سیستم صوتی آن، Klipsch Pro Media Ultra 5/1 بهتر از دستگاه Polywell می باشد LCD فوق نشان داد تصاویر و بازی های سریع کمی کند عمل می کند اما شفافیت تصویر و کیفیت کلی آن بسیار بهتر از مانیتور 19 اینچ Polywell AocCRT می باشد. مانیتور AOC CRT، 19 اینچ سیستم Polywell و سری Inspire T 7700 7/1 محصول Creative آن عملکرد چشمگیری برای Polywell محسوب نمی شوند.
دیگر بخش های این دو جعبه بازی شبیه به هم هستند. هر دو دارای پورت های LAN 10/100 مجتمع می باشند. کارت صوتی هر دو Sound Blaster Audigy 2 ساخت Creative می باشد. هر دو سیستم دارای دو درایو نوری هستند، گرچه Mach V کپی کننده Plextor DVD خود را با یک درایو DVD-ROM عرضه می کند (به جای درایو DVD-ROM/CD-RW) و 900NF3-FX53 کپی کننده DVD سونی خود را با درایو ترکیبی DVD-ROM/CD-RW سازگار ساخته است سیستم Polywell دارای کارت تیونر تلویزیونی نیز می باشد. از لحاظ شکل و شمایل، سیستم Falcon دارای یک کیس آلومینیومی است، و Polywell یک کیس بزرگ را در قالب استیل مشکی با زوارهای پلاستیکی در جلو که نورهای قرمز از آن ساتع می شود، برای خود انتخاب کرده است. یک درب نازک از جنس کروم پورت های USB 2/0 و Fire Wire را می پوشاند.
900NE3-Fx53 ویژگی های طراحی منحصر به فردی دارد، ازجمله دستیابی به درایوها و کارت ها بدون نیاز به ابزار، علاوه بر این کامپیوتر دارای نقاطی در پشت و جلو برای نصب فن های 120mm می باشد. این فن ها جریان بیشتری را نسبت به فن های 90mm به گردش در می آورند. متاسفانه در عمل هارد دیسک نصب شده در Polywell انتقال جریان هوا را از جلو مسدود می سازد و خنک سازد و خنک سازی مسیر کابل های برق و اطلاعات تهویه را محدود می نماید.
اگرچه Mach5 کمی گرانتر است. ولی کیس بهتری است و در کل با در نظر گرفتن مانیتور و بلند گوها سیستم قابل قبول تری را ارائه می دهد. ولی، Polywell از لحاظ ارزشها، بدیل سرعت فوق العاده سیستم Poly 900 NF3-FX53 بهتر می باشد.

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

 ساختار دقیقترین توپ فوتبال جهان ویژه جام جهانی 2010
 
توپی که در رقابتهای جام جهانی 2010 مورد استفاده قرار خواهد گرفت محصولی از شرکت آدیداس است که به گفته این شرکت دقیق ترین توپ فوتبالی است که تا کنون در جهان ساخته شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، با اتمام قرعه کشی نوزدهمین دوره یکی از مهمترین و پرهیاهوترین رقابتهای ورژشی جهانی یعنی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی در روز جمعه 4 دسامبر 2009، اکنون کشورها، تیمها و شرکتهای تولید کننده وسایل ورزشی تا ژوئن 2010 برای آماده سازی خود زمان باقی دارند.

 

توپ فوتبال یکی از اصلی ترین عناصر این مسابقات جهانی است که هر دوره با تغییرات فراوانی مواجه شده و ابداعات جدیدی در زمینه بهبود عملکرد آن صورت می گیرد. مهندسی و نوآوری که در این دوره به توپ رسمی رقابتهای جام جهانی 2010 تبدیل شده است، Jabulani نام گرفته و محصول شرکت آدیداس است.

آدیداس ادعا دارد کیفیت این توپ نسبت به توپ Teamgeist سال 2006 این شرکت بسیار بهتر بوده و دقیق ترین توپی است که تا کنون در رقابتهای فوتبال مورد استفاده قرار گرفته است.

به گفته آدیداس بازیکنان فوتبال توپی می خواهند که هنگام ضربه زدن پای آنها احساس راحتی داشته باشد و در مسیر حساب شده و تعیین شده حرکت کند. توپ Teamgeist با کاهش دادن تعداد قطعاتش از 32 به 12 قطعه که به واسطه حرارت خمیده شده و در کنار یکدیگر شکلی کروی به دست آوردند به این هدف دست پیدا کرد.

اما توپ Jabulani قدمی دیگر در مسیر تکامل برداشته است. این توپ از هشت قطعه EVA و TPU تشکیل شده است که سطح ضربه ای 70 درصد بزرگتر به وجود آورده است. با وجود اینکه توپ پیشین شرکت آدیداس برای شوت زنها بسیار عالی بوده است اما بسیاری از دروازه بانان از اینکه ویژگی آیرودینامیک آن از چرخش توپ در هوا جلوگیری کرده و حرکت آن را طی زمان نامنظم می کند شکایت کرده بودند.

در ساخت Jabulani تلاش شده است با ایجاد دندانه گذاری خاص در میان قطعات توپ و آنچه آدیداس آن را کانالهای هوایی می خواند مسیر حرکت توپ تثبیت شود. کانالها توپ را به قطعات کاذبی تقسیم بندی می کند و با قالب گیری ویژه این کانالها آدیداس به شکل و موقعیتی ثابت دست پیدا کرده و بهترین رفتار پرواز را پس از وارد آمدن ضربه برای توپ به وجود آورده است. سطح توپ نیز از دانه های برجسته ای پوشش داده شده است تا با تماس با پای بازیکن حس لامسه فعال شود.

این شرکت اعلام کرده است که ضربه های روباتیک و تونل باد در دانشگاه لافبرو در انگلستان و آزمایشگاه فوتبال این شرکت در آلمان نشان داده اند که این توپ دقیق ترین توپ فوتبالی است که تا کنون تولید شده است.

بر اساس گزارش پاپ ساینس، Jabulani باید چند تست فشار دیگر را نیز پشت سر بگذارد تا برای حضور در رقابتهای جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی مورد تایید فیفا قرار گیرد. با این حال اینگونه به نظر می رسد که این توپ از تمامی ویژگی های مورد نظر فیفا برخوردار است.

 

تستهای فیفا برای تایید نهایی:
محیط دایره: استاندارد فیفا 68.5 تا 69.5 / محیط Jabulani در حدود 69.0

گردی: قطر توپ در 16 مرکز مختلف اندازه گیری می شود. استاندارد فیفا حداکثر 1.5 درصد اختلاف / Jabulani حداکثر 1.0 درصد اختلاف

جذب آب: توپ 250 بار در زیر آب فشرده شده و چرخانده می شود. استاندارد فیفا حداکثر 10 درصد افزایش وزن / Jabulani حداکثر 0 درصد افزایش وزن

وزن: استاندارد فیفا 420 تا 445 گرم / وزن Jabulani در حدود 440 گرم

یکنواختی جهش توپ: تنها تست حرکتی فیفا که در آن توپ 10 بار از ارتفاعی دو متری بر روی سطحی فولادی پرتاب می شود تفاوت میان پایین ترین سطح جهش و بالاترین سطح جهش نباید بیش از 10 سانتیمتر باشد. این میزان تفاوت در Jabulani در حدود 6 سانتیمتر بوده است.

افت فشار: فشار هوای توپ پس از باد شدن سه روز مورد بررسی قرار می گیرد. استاندارد فیفا حداکثر 20 درصد افت فشار / افت فشار Jabulani حداکثر 10 درصد.

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

 

 

یک دختر در حمام

ساعت ? بعد از ظهر

 ? لباساشو رو درمیاره? رنگ روشن ها رو تو یک سبد و تیره ها رو
                  تو یکی دیگه میگذاره
 ? در حموم رو از تو قفل میکنه? جلوی آیینه می ایسته? شکمش رو که                  

تمام مدت داده بود تو? میده بیرون و شروع میکنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش


? در کمد رو باز میکنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست
                  صورت?مو? بدن? کف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه

 رو لبه وان


? موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت کننده? پرپشت کننده? براق
                  کننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده


  ? یکبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره


? نرم کننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ?? میشماره


 ? سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه
                  که تمام مواد شیمیایی از موهاش پاک شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میکنه


 ? خمیر ریش داداشی رو کش میره و شیش کیلو خالی میکنه رو ساق پا
                  و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی.


? موهاش رو حسابی می چلونه? حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش.
                  تو آیینه خودشو ورانداز میکنه. از اینکه در اثر کشش حوله چشم و  ابروش کشیده شده? احساس خوشگلی می کنه و یه ماچ گنده واسه عکس خودش تو آیینه میفرسته


?? خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوک  دماغش سبز شده


?? تمام نقاط بدنش رو معاینه میکنه و با ناخن و موچین میره به
جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت


?? حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون
                  چرب میکنه


?? چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب کنه


 ?? ?? دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میکنه


ساعت ? شب

 


یک پسر در حمام

 

ساعت ? بعد از ظهر
? همون طور که رو تخت نشسته ? لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت
میکنه یه گوشه اتاق
? نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم


? می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور  چپ? فیگور راست? نیم ساعت قربون صدقه خودش میره? (این قدوبالا رو 
ببین چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه
تایید میکنه


 ? زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز? آبی? بنفش


 ? در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره


 ? با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو کف مالی میکنه. یه عالمه مو
می چسبه به صابون


 ? با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره


 ? نرم کننده مو؟؟؟ برو بابا


 ? زیر دوش می**زه  و به خاطر اکو شدن صداش تو حموم ?کر کر
میخنده


10-دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده? آخه این دفعه بوش رسیده
به دماغش


?? چاه حموم رو هدف گیری میکنه و جیش میکنه توش


?? از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در
حموم رو ببنده. و همه فرش و کف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان
خشک میکنه


?? حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره 
تو اتاق


?? حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ? دقیقه ای لباس می پوشه

 

 ساعت ?:?? بعد از ظهر

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

داستان واقعی:

 


خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

 

منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامی گفت: «مایل هستیم رییس را ببینیم.»

 

منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.»

 

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.»

 

منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد.

 

خانم به او گفت: «ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد.. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.»

 

رییس با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم، اینجا مثل قبرستان می شود.»

 

خانم به سرعت توضیح داد: «آه... نه....  نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.»

 

 رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «یک ساختمان! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است.»

 

خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟»

 

شوهرش سر تکان داد. رییس سردرگم بود. آقا و خانمِ "لیلاند استنفورد" بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:

 

دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.

 

تن آدمی شریف است به جان آدمیت          نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

اگر دختری را دیدی که خیلی خوش اندام بود پیش از هر چیز مطمئن شو که قهرمان تکواندو نباشد.

- اگر کسی از توی ماشینش به تو فحش مادر داد تا پیاده نشده و قد و قامتش را ندیده ای جوابش را نده.

- پیش از آنکه توی خیابان پس گردن دوستت بکوبی و فحش های رکیک به او بدهی مطمئن شو خودش است.

- وقتی مهمان داری اول مطمئن شو ماهواره روی چه کانالی است بعد آن را روشن کن !

- دختر همسایه که می گوید «تشریف میارین تو» شاید پدرش با تو کار دارد گاگول! .

- پس از مدت ها که رفیق ات را می بینی پیش از آنکه با او شوخی دستی خرکی بکنی بپرس بواسیرش را دیروز عمل نکرده باشد.

- مستراحی که سنگش خیلی دور از در است و دراش هم قفل نمی شود خطرناک ترین جای دنیا است.

- توی مستراحی و در که می زنند نباید بگویی «بفرمایید!» - اینکه صدای دوستت شبیه پدرش باشد طبیعی است پس تا مطمئن نشندی نگو «چطوری ولدزنا؟!»

- دستت را که بالای آکواریوم می بری و ماهی ها بالا می آیند الزامن به این معنی نیست که تو را می شناسند یا دوستت دارند؛ بسیاری از ماهی ها گوشت خوارند اسکول!

- بعد از سالیان که با رفیق ات توی رستوران قرار گذاشته ای اگر دختری دیدی که از در تو آمد یکهو نگو «جووون، عجب چیزی یه» چون شاید بیاید و سر میز شما بنشیند و رفیق ات که کبود شده معرفی اش کند «نامزدم!»

- وقتی با زنت لب ساحل قدم می زنی و زیرلب می خوانی «خوشگل زیاد پیدا می شه تو دنیا» باقی اش را هم بخوان گیج خان!

__________________

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

ورود چند نفره به مسنجر Yahoo Messenger Multi users
برای ورود با چند آی دی به یاهو مسنجر نیاز به هیچ نرم افزار اضافه ای ندارید. تنها کافی است مراحل زیر را دنبال کنید:

1– به Start-» Run بروید و بعد عبارت regedit را بنویسید.

2– به بخش زیر بروید:

HKEY_CURRENT_USER-»

Software-»yahoo-»page-»Test

3– در نوار کناری سمت راست کلیک راست کنید و سپس گزینه New Dword value را انتخاب کنید.

4– نام آن را Plural بگذارید.

5– روی آن دوبار کلیک کنید و مقدار آن را برابر با 1 قرار دهید.

حالا شما می توانید به هر تعداد باری که خواستید، یاهو مسنجر باز کنید و با آن وارد شوید.

 

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

آقایی نوشته اند که: «وقتی درباره موضوعی با همسرم صحبت می کنم و مثلا دلیل دیر رسیدنم به خانه را برایش توضیح می دهم، نگاه و واکنش هایش طوری است که انگار دارد مرا دروغگو خطاب می کند. او همیشه حرف و رفتارم را آن طور که دلش می خواهد تفسیر می کند و به همه کارهایم بدبین است. با والدینش هم بارها صحبت کرده ام اما فایده ای نداشته. آیا نیازی به مراجعه به مشاور یا روان شناس وجود دارد؟» ...

در پاسخ باید بگویم کسی که بدبین است می تواند به چند دلیل، دچار این حالت شده باشد. برخی افراد، مشکلات وسواسی دارند. افکار وسواس گونه ای که خودشان قادر به کنترلش نیستند، مدام در ذهن شان می آید و به آنها گوشزد می کند که فلان اتفاق در حال وقوع است و تو از آن بی خبری! گروهی دیگر به دلیل اضطراب فراوان و به وجود آمدن حالت ترس (فوبیا)، به این حس بدبینی می رسند. بدبین ها چون مدام در این افکار آزاردهنده سیر می کنند و هر چه دیگران می گویند را به تعبیر و منظوری که خودشان در ذهن می پرورانند، درک می کنند؛ در برقراری رابطه با دیگران و حتی در زندگی و عملکرد عادی روزانه خود دچار مشکل می شوند. این افراد در خواب و خوراک هم مشکل دارند و این مساله همه زندگی آنها را به هم می ریزد و گاهی افسردگی به سراغ آنها می آید. از این موضوع که بگذریم گاهی اوقات می بینیم بدبینی جزو ویژگی شخصیتی بعضی افراد است. یعنی این افراد به همین شیوه در خانواد ه شان تربیت شده اند و همیشه از والدین خود آموخته اند که با دید تردید و نوعی تفکر منفی به موضوعات و رخدادهای زندگی و حتی افراد در ارتباط با آنها بنگرند. این گروه هرگز از زندگی خود لذت نمی برند. همسر و فرزندان و همه کسانی که در ارتباط با فرد بدبین هستند نیز از اینکه می بینند هرگز مورد قبول نیستند و همواره کارهایشان مورد تفسیر و تعبیر واقع می شود، خسته می شوند.

اما در کنار همه مواردی که برای آشنایی شما با احوالات افراد بدبین گفتم، می خواهم به شما عرض کنم که می توانید نسبت به درمان همسر خود امیدوار باشید. کافی است او را تشویق کنید که با یک مشاور یا روان شناس صحبت کند. در جلسات انفرادی یا جلساتی در حضور شما، مشاور می تواند افکار و رفتار ایشان را بررسی کند و متوجه شود که آیا پایه و اساسی برای این افکار در دنیای بیرون موجود است یا خیر.

اگر زمینه هایی موجود بود، می توانید با کمک مشاور، آنها را برطرف کنید و اگر متوجه شدند که هیچ مصداق بیرونی وجود ندارد شاید علاوه بر روان درمانی و تغییر فکر، نیاز به درمان دارویی باشد تا مغز او از نظر ترشحات بیوشیمیایی به تعادل برسد و بتواند درست فکر کند. بهانه شما برای ارجاع او به روان شناس می تواند این باشد که: «شاید رفتار ما نیاز به اصلاح داشته باشد و بتوانیم اشکال کار را به کمک هم بفهمیم.

 

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

اخبار لینوکسی اوبونتو وارد ابرها می شود کانونیکال، شرکت پشتیبان توزیع لینوکسی اوبونتو، سه شنبه گذشته اعلام کرد که 29 اکتبر، که زمان عرضه اوبونتو 10/9 خواهد بود، در نسخه سرور آن، محیط جدیدی به نام UEC را معرفی خواهد کرد. این محیط که مخفف Ubuntu Enterprise Cloud است، محیطی مبتنی بر محاسبات ابری است و API مشابهی با EC2 آمازون دارد. به گفته کانونیکال، شرکت های تجاری می توانند از محاسبات ابری شخصی و مختص خود نیز استفاده کنند.

به گزارش InfoWorld، با نسخه 10/9 اوبونتو می توان ایده های اصلی محاسبات ابری را برای شرکت یا کاربر خاص پیاده سازی کرد و روی سخت افزار شخصی محاسبات ابری را انجام داد. با این معرفی، گام جدیدی در مجازی سازی و یکسان سازی مخازن پیموده خواهد شد.

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

10 پیش بینی بزرگ برای جهان آی تی سال 2010

یک نشریه تخصصی دنیای آی تی به نام PCMagazine به قلم یکی از کارشناسان خود 10 پیش بینی بزرگ برای جهان آی تی سال 2010 کرده است.

پیش بینی های این نشریه بیشتر بر پایه شبکه ای شدن کاربران، کوچک تر شدن دستگاه های سخت افزاری و جایگزین شدن فناوری های قدیمی با نمونه های مدرن انجام شده است.

از میان این پیش بینی ها 6 مورد آنها به شرح زیر است:

سال ورود تلویزیون های سه بعدی

وجود تلویزیون های HD دیگر این روزها عجیب و غریب نیست؛ تلویزیون هایی که دارای حافظه هستند و برخی کارایی های رایانه های خانگی را به راحتی انجام می دهند. از این رو باید برای آینده آنها یک چیز شگفت انگیز و تقریبا دست نیافتنی پیش بینی کرد. البته شاید چیزی که قرار است به آن اشاره کنیم کمی شگفت انگیز باشد اما اصلا دست نیافتنی نیست.

گام بعدی در دنیای تلویزیون ها ظهور تصویرهای سه بعدی است. اما ظهور این پدیده در تلویزیون ها پایان کار نیست، احتمالا در سال آینده رایانه های خانگی و کنسول های بازی هم از این فناوری هیجان انگیز بهره خواهند برد.

با این حال به نظر نمی رسد با دستگاه های فعلی بتوان چنین فناوری هایی را به خانه برد. اما سال 2010 سالی است که مسلما تولیدکنندگان به فکر این خواهند افتاد که دستگاه هایی را بسازند که بتوانند از فناوری های سه بعدی استفاده کنند.

تحول در فناوری های کنترلی لمسی

از وقتی که تولیدکنندگان موبایل ها متوجه شدند می توانند به راحتی از حس لامسه انسان برای کنترل دستگاه هایشان کمک بگیرند، هر روز شاهد خبر جدیدی در این زمینه هستیم. در واقع این بهترین روش و البته راحت ترین روش برای کنترل دستگاه های سخت افزاری است و حالا که رایانه هایی به بازار عرضه شده اند که صفحه های لمسی دارند به سختی می توان از درخواست های دیگر مصرف کنندگان برای داشتن چنین دستگاه هایی چشم پوشی کرد.

به نظر می رسد در سال 2010 بازار چنین دستگاه هایی دوبرابر خواهد شد. در کنار آن پیش بینی می شود کنسول های بازی هم استفاده بیشتری از این شیوه کنترل دستگاه ها بکنند.

در کنار آن، استفاده از حرکات دست، پا و بدن برای بازی کردن چند وقتی است که طرفداران بسیار زیادی چه در میان کاربران و چه در میان کارشناسان بهداشتی که نشستن بیش از اندازه کودکان در پای صفحه نمایش ها را تقبیح می کنند، پیدا کرده است. از این رو به نظر می رسد دنیای بازی ها در سال 2010 میزبان بازی هایی باشد که بیشتر کاربران را به حرکت در می آورد تا شخصیت های بازی ها را.

سال افول دی وی دی

دی وی دی ها احتمالا در سال جدید به موضوعی متعلق به گذشته تبدیل خواهند شد. با این حال نمی توان گفت در سال جدید کلا دی وی دی ها از یادها خواهند رفت اما امکاناتی که شرکت هایی نظیر اپل و نت فلیکس عرضه خواهند کرد، قطعا از رونق آن خواهد کاست.

ازاین رو بسیاری از کاربران به اجبار باید به روش هایی که شرکت های بزرگ برای عرضه فیلم ها انتخاب می کنند، تن دهند. یکی از این روش ها استفاده از جعبه های نمایش ویژه ای است که شرکت ها عرضه می کنند. از این دست فناوری های نوین می توان به اپل تی وی و تلویزیون هایی که قابلیت های اینترنتی دارند، اشاره کرد.

سال اوج گیری نت بوک ها (netbook)

نت بوک ها در سال های اخیر به عزیزدردانه های صنعت رایانه تبدیل شده اند. سال گذشته 10 میلیون دستگاه از آنها فروخته شده و قرار است این میزان در سال جدید به 30 میلیون برسد.باوجوداین ،به نظر می رسد فروش این دستگاه ها رقمی بیش از این پیش بینی باشد.

اما این دستگاه ها هنوز به خوبی نمی توانند با نوت بوک ها رقابت کنند. نوت بوک های فعلی کمی سنگین تر و بزرگ تر از نت بوک ها هستند اما در آینده با توجه به روندی که طراحی نوت بوک ها طی می کنند، شاهد عرضه نوت بوک های سبک تر و کم عرض تری خواهیم بود.

با اینکه این نوت بوک ها از نت بوک ها کمی گران ترخواهند بود اما صفحه های نمایش و صفحه کلید های بزرگ تر آنها بیشتر نظر مصرف کنندگان را جلب خواهد کرد. از این رو نمی توان پیش بینی کرد در آینده ای نزدیک نت بوک ها جای نوت بوک ها را بگیرند اما می تواند پیش بینی کرد سال آینده سال رونق گرفتن این دستگاه های کوچک باشد.

تبلت ها و مینی تبلت ها بازار را تسخیر خواهند کرد

با توجه به شایعاتی که درباره تبلت های اپل و تعداد مینی تبلت هایی که قرار است سال آینده به بازار عرضه شود وجود دارد، می توان به راحتی پیش بینی کرد که سال آینده سال موفقی برای تبلت ها و مینی تبلت ها خواهد بود.

اگر اپل آنگونه که انتظار می رود یک تبلت با استفاده از نرم افزارهای خود به بازار عرضه کند، می توان به راحتی پیش بینی کرد که راه جدید در مقابل این دستگاه ها باز خواهد شد.

برخی احتمال می دهند این دستگاه ها در سال جدید با استقبال چندانی روبه رو نشود و البته با توجه به فناوری هایی که جدیدا در ساخت نوت بوک ها به کار می رود، پیش بینی چندان نادرستی هم به نظر نمی رسد اما با این حال، این دستگاه ها در سال جدید قطعا راه خود را خواهند یافت و مشتریان خود را پیدا خواهند کرد.

این پیش بینی هم اجتناب ناپذیر به نظر می رسد؛ چون دنیای آی تی روز به روز به پرتابل شدن نزدیک می شود و همین موضوع است که کارشناسان را به آینده تبلت ها و مینی تبلت ها امیدوار کرده است. مینی تبلت ها به عنوان پایه جدید ای بوک ها شناخته خواهند شد. مینی تبلت ها حتی پیش از آنکه پیش بینی خاصی درباره آینده آنها در سال جدید میلادی شود مورد توجه افراد خاصی واقع شده اند.

این افراد خاص دست اندرکاران صنعت نشر هستند. کارشناسان صنعت نشر خیلی زودتر از مصرف کنندگان معمولی به توانایی های تبلت ها و مینی تبلت ها پی برده اند و امیدوارند با استفاده از آنها به عنوان یک دستگاه پایه، روزنامه ها، مجلات و کتاب های خود را با قابلیت های گرافیکی بالا عرضه کنند.

بسیاری از ناشران بزرگ در حال حاضر با شرکت Adobe همکاری می کنند تا برنامه های مناسب محتوایی نشریات خود را برای عرضه در مینی تبلت ها تهیه کنند. از این رو می توان سال 2010 را سال تجربه گرایی برای ناشران و دست اندرکاران تهیه سخت افزارها و نرم افزارها دانست. از این سال همچنین می توان در حالتی بسیار خوشبینانه و خیال پردازانه که ناشران دوباره کتاب ها را به شیوه ای جدید منتشر کنند، نام برد.

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

سیارات فراخورشیدی جدید

تصویری از کپلر

فضاپیمای کپلر ناسا که به تازگی با هدف کشف سیارات زمین ‌مانند در خارج از منظومه شمسی ماموریت خود را آغاز کرده است، در اولین کشف خود موفق به شکار 5 سیاره غول‌پیکر شد.

این 5 سیاره که به ترتیب کپلر 4b، 5b، 6b، 7b، 8b نامیده شده‌اند به واسطه حساسیت بالای تجهیزات فضاپیمای کپلر که آن را قادر به کشف سیارات فراخورشیدی کوچک و بزرگ کرده است کشف شده‌اند. خبر و گزارش این اکتشاف در کنفرانسی مطبوعاتی که در حاشیه اجلاس انجمن ستاره‌شناسی آمریکا برگزار شده بود، توسط تیم علمی ماموریت فضایی کپلر اعلام شد. در این کنفرانس مطبوعاتی، ویلیام بوروکی، از مرکز تحقیقاتی ایمیز ناسا که مدیریت این گروه تحقیقاتی را نیز بر عهده دارد، گفت: "این مشاهدات به ما در درک پیدایش و سیر تحولات سیستم‌های سیاره‌ای شناخته شده از قرص‌های گاز و غبار که محل پیدایش ستارگان و سیارات هستند، کمک می‌کنند. اینگونه اکتشافات همچنین به ما نشان می‌دهند که تجهیزات علمی ما به خوبی کار می‌کنند."

تصاویر زیر همگی تصاویر شبیه سازی شده ای هستند که در اجلاس فوق برای بیان بهتر اکتشافات کپلر تهیه شده اند. نگاهی کوتاه به هر تصویر می تواند به شما اطلاعات بسیار مناسبی درباره این سیارات ارائه دهد.(برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگتر بر روی آن ها کلیک کنید.)

اندازه سیارات

اندازه سیارات: در تصویر بالا می توانید اندازه این 5 سیاره کشف شده را با سیارات زمین و مشتری مقایسه کنید. همان گونه که ملاحظه می کنید به جز سیاره kepler 4b بقیه سیارات به طور قابل توجهی بزرگتر از زمین هستند.

اندازه و دمای سیارات

اندازه و دمای سیارات: در تصویر فوق علاوه بر مقایسه اندازه سیارات منظمومه شمسی و سیارات فراخورشیدی کشف شده توسط کپلر می توانید دمای آن ها را نیز با یکدیگر مقایسه کنید. در این نمودار کاملا مشخص است که دمای این 5 سیاره بسیار بیشتر از  دمای سیارات منظومه شمسی است. این نکته را به یاد داشته باشید که سیاره عطارد در فاصله کمی نسبت به خورشید قرار دارد و به طور طبیعی دارای سطح سوزانی خواهد بود. دمای این سیاره در روز به طور میانگین در حدود ???‌ سانتیگراد است و این در حالی است که دمای سیاره kepler 8b در حدود 1726 سانتیگراد است.

نمودار سیارات کپلر

نمودار سیارات فراخورشیدی کپلر: نموداری که در بالا مشاهده می کنید موقعیت این 5 سیاره را بر اساس جرم (بر اساس جرم زمین) و فاصله از ستاره (بر اساس واحد نجومی که همان فاصله زمین تا خورشید است) بیان می کند. 5 دایره قرمز رنگ، سیارات فراخورشیدی هستند که کپلر آن ها را کشف کرده است. نوار سبزرنگ کمربند حیات است که مکان و فاصله مناسب از ستاره مادر را برای زندگی در فضا نشان می دهد.(در فاصله ای نزدیکتر به ستاره، آب بخار می شود و در فاصله ای دورتر آب منجمد می شود.) همان طور که ملاحظه می کنید زمین در این کمربند واقع شده است.

 سیارات با جرم کم به اندازه کافی گرانش ندارند که بتوانند جو خود را نگه دارند و سیارات با جرم بالا به قدری نیروی گرانش دارند که با نگه داشتن عناصر مختلف، تبدیل به غول های گازی می شوند. این همان دلیلی است که موجب می شود این 5 سیاره به صورت گازی شکل نمایان شوند.

فضاپیمای کپلر حداقل تا نوامبر 2012 میلادی در جستجوی سیارات فراخورشیدی زمین‌مانند ماموریت خود را ادامه خواهد داد.

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

مقدمه

سال 1983 اولین بیمار، تحت عمل جراحی پیوند قلب مصنوعی قرار گرفت و 192 روز زنده ماند. سال 1988 تلمبه تنظیم کننده قلب ساخته شد.سال 1993 اولین پای الکتریکی ساخته شد. پایی که با استفاده از سیستم بادی و کنترل های ریزپردازنده، سرعت قدم زدن فرد را دریافته و محفظه های بادی خود را به نحوی تنظیم می کند که به طور طبیعی به جلو عقب حرکت کرده و مانع از لنگیدن فرد می شود. و اکنون دانشمندان مهندسی پزشکی به یاری متخصصان رشته های مرتبط تلاش می کنند تا چشم مصنوعی، کلیه مصنوعی یا رگ مصنوعی را اختراع کنند.

البته علم مهندسی پزشکی به ساخت اعضای مصنوعی مکانیکی یا الکتریکی محدود نمی شود بلکه حیطه این علم بسیار گسترده تر و متنوع تر می باشد.

در کشورهای غربی، مهندسی پزشکی علمی حیاتی است تا جایی که بدون آن،علم پزشکی نمی تواند کاری انجام دهد. برای مثال یک پزشک جراح بدون تجهیزات اتاق عمل واقعاً فلج است. یا بسیاری از معاینات پزشکی بدون استفاده از تجهیزات پزشکی امکان پذیر نیست. در ضمن باید توجه داشت که هدف مهندسی پزشکی تنها تجهیزات پزشکی نیست بلکه ابعاد این رشته بسیار وسیع تر است. در این میان می توان به نقش این علم به عنوان پل ارتباطی بین مهندسی و پزشکی اشاره کرد؛ این علم تلاش می کند تا مهندسین بتوانند از ایده های پزشکی استفاده کنند چون خیلی از روش هایی که در مهندسی جا افتاده است مثل شبکه عصبی یا سیستم فازی با الگو برداری از سیستم های بیولوژیکی ایجاد شده است.

مهندسی پزشکی

تعریف و شرح

مهندسی پزشکی عبارت است از کاربرد مهندسی در پزشکی از طریق مطالعه اصول و عملکرد سیستم های زنده و مدلسازی آن، به کار گرفتن اطلاعات و نتایج حاصل در جهت تشخیص و درمان بیماریها و همچنین جایگزین کردن اسکلت بندی های صدمه دیده در بدن. در مهندسی پزشکی با تلفیقی از علوم مهندسی برطرف کردن نیازهای پزشکی در زمینه ساخت و نگهداری تجهیزات و نیز ساخت ابزارهای پزشکی برای کاربردهای پیشگیری، تشخیص و درمان بیماریها مد نظر می‌باشد. این رشته کاربرد علوم فنی و مهندسی است در یاری‌رساندن به پزشکان در تشخیص و درمان بیماری‌ها.

 هدف این رشته تربیت متخصصانی است که بتوانند از عهده تجهیز، نگهداری و طراحی دستگاه های پزشکی برآیند یعنی مهندس الکترونیک مجربی باشند که با زمینه های پزشکی نیز آشنایی داشته و در نتیجه می توانند دستگاه های پزشکی را طراحی کرده و بسازند یا اینکه مسوول سفارش دستگاه از خارج کشور باشند.

 زیرشاخه ها

مهندسی پزشکی رشته‌ای متشکل از گرایشهای متعدد مهندسی و علوم پشکی است. در نتیجه پیدایش گرایشهای جدید این رشته دور از انتظار نخواهد بود. هم اکنون در ایران در مقاطع مختلف آموزش عالی گرایش‌های زیر تدریس می‌گردند:

  * مهندسی پزشکی بالینی

به کار گیری تکنولوژی در فرایندهای بیماری و بالینی است.متخصص این رشته همراه با گروهی متشکل از پزشکان، پرستارها و تکنسین ها یک تیم در مانی را تشکیل می دهند.

مهندس پزشک بالینی مسئول خرید، نگهداری ، تعمیر، بررسی اطلاعات حیاتی و... است. آنها هم چنین تجهیزات مورد نیاز پزشکان و بیمارستان را در زمینه های خاص،طراحی یا تطبیق می دهند.

تمامی این موارد مستلزم بهره گیری از سیستم های کامپیوتری، به همراه تجهیزات و نرم افزار های طراحی شده برای کنترل این تجهیزات و جمع آوری اطلاعات وتجزیه و تحلیل انهاست.

مهندس پزشک بالینی باید همواره از آخرین تکنولوژی های مربوط به درمان و مراقبتهای پزشکی بهره گیری کند.

مهندسی پزشکی

  * بیومکانیک

بیومکانیک به استفاده از مکانیک کلاسیک در زمینه‌های علوم زیستی می‌پردازد. استفاده از قوانین دینامیک جامدات برای تحلیلهای حرکتی؛ دینامیک سیالات برای ارزیابی جریانهای درون محیطهای زیستی؛ ترمودینامیک و انتقال حرارت برای تحلیل رفتارهای سلولی و انتقال مواد و جرم بین موجود زنده و محیط و رباتیک برای خلق وسایل تشخیصی و درمانی جدید نیازمند درک مسایل محیطهای زنده از زاویه? مهندسی است. پیشرفت در این شاخه به ساخت قلب مصنوعی، دریچه‌های قلب، مفاصل مصنوعی، ارتزها و پروتزها، ابزارهای کمکی تشخیصی و جراحی، درک بهتر از عملیات و کارکرد قلب، ریه، شریان‌ها، مویرگ‌ها، استخوان‌ها، غضروف‌ها، تاندون‌ها، دیسکهای بین مهره‌ای و پیوندهای سیستم اسکلتی-عضلانی بدن شده‌است.

  * بیومتریال

رشته‌ی بیومتریال که یکی از گرایش‌های زیر مجموعه‌ی مهندسی پزشکی است از حدود ?? سال پیش به عنوان یک زمینه‌ی‌ علمی مطرح شد و همانند دیگر گرایش‌های مهندسی پزشکی برپایه‌ی ترکیب چند رشته بنا شد.

در این رشته‌ بطور معمول برروی تهیه‌ی مواد گوناگون مصنوعی و طبیعی، طراحی روش‌های ساخت و قالب‌گیری نهایی ماده و در نهایت اصلاح مواد برای کاربرد اختصاصی در پزشکی تحقیق صورت می‌گیرد. توسعه‌ی انواع مدل‌های وسایل پزشکی نیازمند انتخاب، ساخت و آزمایش مواد است که لازمه‌ی آن درک و فهم درست از شیمی و فیزیک مواد و شناخت محیط بیولوژیک بدن است. به عبارت دیگر باید توجه داشت که آینده‌ی علم بیومتریال در گرو توانائی ما در فهم کشفیات جدید در شیمی، فیزیک، بیولوژی و پزشکی است.

بطور کلی موارد استفاده‌ی بیومتریال‌ها در جایگزینی و تعویض اعضاء و اندام‌هایی از بدن است که بر اثر بیماری یا آسیب، کاربری خود را از دست داده‌اند تا از این طریق جراحت یا بیماری اعضاء مذکور التیام پذیرد، کاربری و عمل آنها اصلاح شود و ناهنجاری یا وضعیت غیر طبیعی آنها تصحیح گردد.

  * مهندسی بافت

این گرایش بیشتر در زمینه? پزشکی و در گستردهی میکروسکوپیک می‌پردازد. در این شاخه تخصص درآناتومی بیوشیمی و مکانیک سلول‌ها و ساختارهای درون سلولی برای درک بیشتر در فرایند بیماری توانایی داخل شدن به بخشهای ویژه سلول لازم است. هدف این شاخه که در اواخر قرن بیستم پایه‌گذاری شده‌است، مطالعه و تهیه مدل‌های ایده‌آل از ماکرومولکول‌ها و ساختار سلولی است که منجر به درک بهتر پدیده‌های درون یاخته‌ای و همچنین فهم عمیق‌تر مکانیسم تاثیر عملکرد ناصحیح آنها در بروز حالات بیماری می‌شود. به علاوه این مدل‌ها سبب ارزیابی موثرتر فرضیه‌ها و نظریه‌های درمانی مانند طراحی انواع پروتئینها با خصوصیات منحصر به فرد لیگاند-رسپتوری می‌گردد.

قلب مصنوعی

 از جمله اهداف دیگر این شاخه، مطالعه و مدل‌سازی ساختار سلول و فرایند بازیابی جراحات در بافت‌های آسیب‌دیده به منظور ارائه روش‌های درمانی بهینه‌تر جهت تقلیل و رفع ضایعات بافتی و همچنین تولید نمونه‌های مصنوعی برای جایگزینی آنهاست. به این منظور علل و مکانیسم‌های تبدیل سلول‌های بنیادی‎ به بافت‌ها و ارگانهای مختلف بررسی و با استفاده از مدل‌های بدست آمده بافت‌های آسیب دیده ترمیم یا در خارج از بدن به صورت مصنوعی تولید می‌شود. از جمله این بافتها و ارگانها می‌توان به استخوان، غضروف، کبد، پانکراس، پوست و رگ‌های خونی اشاره کرد.‏

  * پردازش تصاویر پزشکی

در این رشته اطلاعات جمع‌آوری شده در تغییرات پدیده‌های فیزیکی در بدن را با بهره‌گیری از تکنولوژی تحلیل پردازش الکتریکی و سرعت بالای آن تجزیه و تحلیل می‌کنند و به صورت یک تصویر در می‌آورند و اغلب این تصاویر را می‌توان با اعمال غیر تهاجمی (بدون آسیب) بدست آورد به نحوی که هیچ اثر دردی برای بیمار نداشته باشد.

مهندسی پزشکی

در این گرایش تهیه تصویر از اجزاء ایستای بدن مانند استخوانها و بافتها و ادغام ویژگی‌های منحصر به فرد حالت‌های مختلف تصویربرداری مثل ‏CT‏ و ‏MRI‏ جهت تهیه تصاویر گویاتر مانند تصاویر سه‌بعدی و همچنین ارائه الگوریتم‌های پردازشی برای مدل‌سازی بافت‌های سالم و ضایعات آنها جهت ارائه روش‌های تشخیصی دقیقتر و غیر تهاجمی مورد بررسی قرار می‌گیرد.‏ همچنین بررسی فیزیولوژی و حرکت بافت‌های دینامیک در بدن مانند قلب و عروق از طریق تصویربرداری عملکردی‎(Functional Imaging) ‎‏ و تکنیک‌های ‏بی‌درنگ (Real Time)‏ و همچنین مدل‌سازی این رفتارها در بافت‌های سالم و ناسالم در جهت تشخیص بهتر ناهنجاریها و تصویربرداری مولکولی به منظور مطالعه موقعیت، ساختار و حرکت مولکول‌ها (مانند مولکول‌ها و سلول‌های سرطانی) و توجیه این حرکات بر اساس الگوریتم‌های آماری و همچنین مطالعه و مدل‌سازی مکانیسم‌های مختلف حیات در سطح مولکولی به صورت غیرتهاجمی برای ارائه روش‌های درمانی دقیق‌تر مثل طراحی آنتی‌بادیها و ردیابی آنها برای از بین بردن بهتر مولکول‌ها و سلول‌های مهاجم و تقلیل آسیب به سلولهای سالم بدن مورد نظر است.

  * مهندسی توانبخشی

یک شاخه جدید و توسعه یافته مهندسی پزشکی است. متخصصان این رشته به بالا بردن توانایی‌ها وبهبود بخشیدن به کیفیت زندگی افراد کمک می‌کند و با توجه به پیشرفت تکنولوژی به طراحی مح‌های جدید و روشهای نوین برای سکونت ارتباط و... کمک می‌نماید.

  * مهندسی ورزش

  * مدل سازی سیستم‌های فیزیولوژیکی

در این زمینه سعی می‌شود با استفاده از قوانین موجود در مهندسی و تکنیک‌های پیشرفته و ابزار لازم یک طرح کلی و جامع از ارگان‌های زنده، از باکتری گرفته تا انسان، تهیه می‌کنند. در این رشته برای تحلیل اطلاعات حاصل از آزمایشها و فرمول‌بندی کردن جزئیات فیزیولوژیکی با روابط ریاضی، از مدل‌سازی کامپیوتری استفاده می‌شود. سیستم‌های زنده دارای یک مجموعه بسیار با قاعده به همراه بازخورد برای کنترل خود هستند.

  * ابزار دقیق در مهندسی پزشکی

ابزاردقیق ,کاربرد الکترونیک و اصول وتکنیک های اندازه گیری در توسعه دستگاه هایی است که در تشخیص و درمان بیماریها به کار می رود. کامپیوترها به طور فزاینده ای در بیوالکتریک و ابزاردقیق اهمیت یافته اند.محدوده کاربرد کامپیوتر در بیوالکتریک,ازمیکروپروسسورهایی که برای انجام کارهای کوچک گوناگون در تجهیزات تک منظوره مورد استفاده قرار می گیرد تا توان محاسبه ای که در پردازش حجم بالایی از اطلاعات در یک سیستم تصویربرداری پزشکی مورد نیاز است ,تغییر می کند.

 

  * بیوالکتریک

 

 

این رشته تربیت متخصصانی است که بتوانند از عهده تجهیز، نگهداری و طراحی دستگاههای پزشکی برآیند؛ یعنی مهندس الکترونیک مجربی باشند که با زمینه های پزشکی نیز آشنایی داشته و بتوانند دستگاه های پزشکی را طراحی کرده و بسازند یا اینکه مسؤول سفارش دستگاه از خارج از کشور باشند.

 

مهندسی پزشکی در ایران

دانشکده

در ایران برنامه ریزی آموزشی این رشته از سال 1359 توسط ستاد انقلاب فرهنگی آغاز شد. پس از بررسی و تحقیق کاردانی این رشتهکه شامل 82 واحد بود پایه گذاری شد. در سال 1363 این رشته در مقطع کارشناسی آغاز به کار نمود و پس از آن در سال 1366 ده نفر دانشجو در این رشته در مقطع کارشناسی ارشد وارد دانشگاه شریف که به طور مشترک با دانشگاه علوم پزشکی ایران متولی این رشته در دو زمینه بیوالکتریک و بیومکانیک بود، شدند. پس از آن زمان کنفرانس ها و همایش های گوناگونی در ایران برگزار شد.

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٢۳ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

Windows Media Player یکی از برنامه های پخش کننده صوت و تصویر است که به صورت آماده همراه با سیستم عامل ویندوز در کامپیوتر نصب می شود.

مدیا پلیر media player

 گرچه این برنامه در تمام ویندوزها وجود دارد ولی شاید کمتر کاربری به صورت کامل با آن آشنا باشد. کاربران معمولا برای شنیدن یا مشاهده سرسری فایل های صوتی و تصویری از این برنامه استفاده می کنند و اگر بخواهند به طور جدی یا حرفه ای با یک فایل چندرسانه ای کار کنند، به سراغ نرم افزارهای دیگری چون Win amp، Jet Audio،RealPlayer و... می روند. البته شاید هم حق با این کاربران باشد. چرا که WMP تا قبل از نسخه 10، برنامه زیاد خوش دست و پرامکاناتی نبود. ولی با عرضه نسخه 10 این برنامه، قضیه فرق کرده است. حالا برنامه بسیار زیباتر شده و امکانات زیادی دارد. ولی برای کسانی که به نسخه 9 عادت کرده اند، با این نسخه جدید شاید کمی سردرگم شوند. جای منوها و ابزارها عوض شده و عموما به منوی View رفته اند. حتی Color Chooser هنوز هم وجود دارد و حالا می توانید طیف رنگ و میزان پر بودن صفحه را خودتان انتخاب کنید.

به جای تعداد زیادی آیکون کوچک در صفحه Library، حالا یک دکمه More Info گذاشته شده که اطلاعات آلبوم و هنرمند را روشن یا خاموش می کند. دیگر لازم نیست یک Codec اضافی MP3 روی سیستم نصب کنید یا با یک برنامه دیگر آهنگ های خود را Pi کنید. مایکروسافت هنوز هم برفرمت WMA خود اصرار می ورزد. ولی یک MP3 Codec هم به نام Fraunhofer در برنامه گذاشته که می تواند با هرBit Rate به ریپ کردن آهنگ ها بپردازد.

1- منوها

 

 

اگر بخواهید درویندوز WMP، تغییری ایجاد کنید، اول باید منوی مربوطه را بیابید. با استفاده از دکمه کرکره ای کنار دکمه های کوچک ـ بزرگ کردن پنجره کلیک راست کنید. اگر دوست داشته باشید، می توانید منوهای استاندارد پنجره را فعال کنید و امکانات بیشتری را ببینید. برای این منظور، از منویView، گزینه Menu Bar Options را انتخاب کنید. در این حالت، اگر گزینه Show Menu Bar را انتخاب کنید، منوها فعال می شوند و اگر گزینه Autohide Menu Bar را انتخاب کنید، با بردن ماوس به قسمت منوها، آن قسمت ظاهر و سپس پنهان می شود.

مدیا پلیر media player

 

 

2- تغییر به MP3

 

 

برای کنار گذاشتن فایل های WMP، از منوی Tools گزینه Option را انتخاب کرده و سپس به صفحه Rip Music بروید. در این حالت، از قسمت Format گزینه MP3 را انتخاب کنید. کیفیت صوت به طور پیش فرض روی 128kbps تنظیم شده است. ولی اگر بخواهید، با حرکت کردن دکمه لغزان مربوطه، کیفیت را بهتر کنید در همین صفحه، با کلیک روی دکمه File Name مشخص کنید که کدام اطلاعات در اسم فایل ها برایتان درج شود.

3- تغییر نام فایل ها

 

 

تنظیماتی که در منوی Tools، گزینه Option در صفحه Library وجود دارد، تعیین می کنند که برنامه چه تغییراتی را می تواند روی فایل های ریپ شده ایجاد کند. مثلا اگر گزینهRetrieve Additional Information را تیک بزنید، اطلاعات ناقص را از طریق اینترنت کامل می شود.

4- تغییر ترتیب فایل ها

 

 

اگر بخواهید آهنگ های خود را در فولدرهای مجزا براساس آلبوم یا نام هنرمند دسته بندی کنید، باید گزینه Rearrange Music را علامت بزنید. درهمین جا می توانید با انتخاب گزینه Rename Music Files، از برنامه بخواهید با درج اطلاعات جدید آهنگ ها، اسامی فایل ها را اصلاح کند. این کارمخصوصا زمانی خوب است که فایل های خود را با ابزارهای مختلف و روش های متفاوت نام گذاری، ریپ کرده باشید و حالا بخواهید آن ها را یک دست کنید.

[ ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

جشنواره فیلم‌های سینمایی در شبکه 4

جشنواره فیلم های سینمایی

نمایش آثاری از کارگردانان مطرح ایران و جهان صورت می گیرد

 شبکه 4 سیما از امشب با پخش مجموعه‌ای دیدنی و جذاب از فیلم‌های مطرح سینمای ایران و جهان، اولین جشنواره زمستانی این شبکه را کلید می‌زند.

به گزارش جام جم  ، این شبکه با پخش فیلم‌هایی از کارگردانان برجسته خارجی همچون آلفرد هیچکاک، آندره تارکوفسکی، جوزپه تورناتوره، استیون اسپیلبرگ ، چارلی چاپلین ، آکیرا کوروساوا، برتراند تاورنیه، ماساکی کوبایاشی، ویم وندرس، مل بروکس، دیوید فینچر، الیور استون و تئو‌آنجلوپلوس و نیز کارگردانان ایرانی همانند؛ زنده‌یاد علی حاتمی ، زنده‌یاد سهراب شهیدثالث ، زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور ، داریوش مهرجویی، کمال تبریزی، کامبوزیا پرتوی، احمدرضا معتمدی و ابراهیم حاتمی‌کیا می‌کوشد لحظاتی به یاد ماندنی را برای مخاطبان خود فراهم سازد. جشنواره زمستانی شبکه 4 از امشب (8 دی) ساعت 20:30 با نمایش فیلم «فرشته‌ای روی شانه راست» به کارگردانی جمشید عثمان‌اف محصول سال 2002 کشور تاجیکستان، آغاز می‌شود.

شبکه 4 سیما از امشب با پخش مجموعه‌ای دیدنی و جذاب از فیلم‌های مطرح سینمای ایران و جهان، اولین جشنواره زمستانی این شبکه را کلید می‌زند.

قرار است در این جشنواره سینمایی، فیلم‌هایی چون؛ ام (فریتس لانگ)، حس ششم (ام‌نایت شیامالان)، 12 صندلی (مل بروکس)، گاهی به آسمان نگاه کن (کمال تبریزی)، موسیو وردو (چارلی چاپلین)،‌ سارا (داریوش مهرجویی)، حرفه ایتالیایی (پیتر کالینسون)، بهشت‌ بر فراز برلین (ویم وندرس)، کمال‌الملک (علی حاتمی)، کافه ترانزیت (کامبوزیا پرتوی)، رویاها (کوروساوا)، تشریفات ساده (جوزپه تورناتوره)، زشت و زیبا (احمدرضا معتمدی)، امپراتوری خورشید (استیون اسپیلبرگ)، حق‌السکوت (آلفرد هیچکاک)، کوایدان (ماساکی کوبایاشی)، زندگی و دیگر هیچ (برتراند تاورنیه)، عصر جدید (چارلی چاپلین)، خبرنگار خارجی (آلفرد هیچکاک)، مزرعه پدری (رسول ملاقلی‌پور)، بازی (دیوید فینچر)، فرمانده (الیوراستون)، طبیعت بی‌جان (سهراب شهید ثالث)، سفر به سیترا (تئوآنجلوپلوس)، روبان قرمز (ابراهیم حاتمی‌کیا)، در جستجوی ریچارد (آل‌پاچینو)، راز (هریت برو)، بی‌خوابی (کریستوفرنولان) و... به نمایش درآید.

برای علاقه‌مندان پیگیر سینما، احتمالا این جشنواره یکی از فرصت‌های خوب است که با برخی آثار بزرگ سینما تجدید دیدار کنند. طبق اعلام روابط عمومی شبکه 4 قرار است هر هفته یک فیلم ایرانی در این جشنواره نمایش داده شود و روزهای یکشنبه و جمعه هم به دلیل پخش برنامه‌های سینما اقتباس و سینما 4 که در آن یک فیلم مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد فیلمی پخش نخواهد شد.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

تغییر چهره در اکران زمستانی

شبانه

فیلم‌های «محاکمه در خیابان» و «نیش زنبور» با اینکه کارکرد قابل‌قبولی در گیشه داشتند

درپی پایین آمدن کف فروش‌شان در ایام سوگواری، جای خود را به فیلم‌های «شوریده» و «شبانه» دادند، اتفاقی که مهدی کرم‌پور رئیس شورای صنفی نمایش آن را اقدامی طبق آیین‌نامه اکران می‌داند ولی علی سرتیپی پخش‌کننده این دو  فیلم پرفروش می‌گوید این نخستین بار است که تعطیلی ایام محرم در پایین آمدن کف فروش فیلم‌ها در نظر گرفته می‌شود. «کتاب قانون» نیز که زمان زیادی از آغاز اکرانش می‌گذرد، جای خود را به «تاکسی نارنجی» می‌دهد.

اکران زمستانی سینما در حالی تغییر چهره می‌دهد که همچنان برخی از سینما‌گران به مناسبات اکران فیلم‌ها انتقاد دارند. وزیر ارشاد نیز چند روز پیش با بیان اینکه تمام بحث اکران فیلم‌ها در اختیار ارشاد نیست به اعتراضاتی اشاره کرده بود که بر مبنای آن سینما‌داران اجازه اکران برخی فیلم‌ها را نمی‌دهند.

به گزارش همشهری ، نمونه این اعتراض‌ها را می‌شود در صحبت‌های اسماعیل براری و پرویز شیخ‌‌‌طادی نیز مشاهده کرد که سال‌هاست فیلم‌هایشان در نوبت اکران قرار دارد. با این حال کرم‌پور گفت: به‌عنوان رئیس شورای صنفی نمایش علاقه‌مند بودم اکران هرسه فیلم ادامه پیدا می‌کرد.

در پی پایان اکران 3 فیلم از روز چهارشنبه، رئیس شورای صنفی نمایش به ایسنا گفت: 3سال است که طبق آیین‌نامه شورا روزهای تعطیل به اندازه روز قبل از تعطیل محاسبه می‌شود و برای 3فیلم «محاکمه در خیابان»، «نیش زنبور» و «کتاب قانون» هم فروش هفته قبلشان محاسبه شد و درحالی‌ که شخصا دوست داشتم این ارفاق به هر 3فیلم شود و اکرانشان ادامه پیدا کند، اما اعضای شورا فکر کردند طبق آیین‌نامه نمی‌توانند جوابگوی فیلم‌های «شوریده»، «تاکسی نارنجی» و «شبانه» باشند.

نیش زنبور» نیز همچنان سینماهای خود را در اختیار خواهد داشت و با 53 سینما شامل 35 سینما در شهرستان و 18 سینما در تهران به اکران خود ادامه می‌دهد. خوشبختانه میزان استقبال مخاطبان از این دوفیلم بسیار خوب بوده است به‌طوری که «محاکمه در خیابان » با فروش 600 میلیونی در تهران و بیش از 200 میلیون در شهرستان از مرز 800 میلیون تومان عبور کرده است و «نیش زنبور» نیز با فروش در مجموع یک میلیارد و 300 میلیون تومان جزء آثار پرمخاطب سینمای ایران بوده‌اند.

وی افزود: این قانون در تعطیلات دیگر از جمله ماه مبارک رمضان نیز اجرا شده است بنابراین پخش‌کنندگان با محاسبات درستی که باید داشته باشند، به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که هفته هفتم اکران به تعطیلات نخورد. کرم‌پور همچنین از اتمام کار کمیته‌ بررسی آیین‌نامه اکران در هفته‌ آینده خبر داد.

این در حالی است که علی سرتیپی پخش‌کننده «محاکمه در خیابان» و «نیش زنبور» اظهار داشت: این دو فیلم فروش خوبی داشتند و طبیعتا در ایام سوگواری این فروش پایین آمد و دوستان شورای صنفی هم به‌طور طبیعی آنها را عوض کردند. در سال‌های گذشته این 5روز تعطیلی ایام سوگواری در کف فروش محاسبه نمی‌شد و برای نخستین‌بار است که چنین اتفاقی می‌افتد و امیدوارم شورای صنفی در تمامی موارد به قانون عمل کند و همه فیلم‌ها یکسان دیده شوند.

سرتیپی گفت: «محاکمه در خیابان» و «نیش زنبور» به‌ترتیب 600 و 800 میلیون تومان در تهران فروش داشته‌اند و با توجه به فروش بالایی که داشتند اکرانشان در سینماهای آزاد ادامه پیدا می‌کند.

این در حالی است که به گفته سرتیپی با توجه به اینکه 2فیلم «محاکمه در خیابان» و «نیش زنبور» کف فروش را حفظ کرده‌اند تنها سینماهای سرگروه خود را از دست داده‌اند که این اتفاق به‌دلیل قرارداد 2فیلم دیگر و با تصمیم شورای صنفی نمایش صورت گرفته است اما «محاکمه در خیابان » اکران خود را در 15 سینمای تهران و 30 سینمای شهرستان و در مجموع 45 سینما ادامه خواهد داد.

«نیش زنبور» نیز همچنان سینماهای خود را در اختیار خواهد داشت و با 53 سینما شامل 35 سینما در شهرستان و 18 سینما در تهران به اکران خود ادامه می‌دهد. خوشبختانه میزان استقبال مخاطبان از این دوفیلم بسیار خوب بوده است به‌طوری که «محاکمه در خیابان » با فروش 600 میلیونی در تهران و بیش از 200 میلیون در شهرستان از مرز 800 میلیون تومان عبور کرده است و «نیش زنبور» نیز با فروش در مجموع یک میلیارد و 300 میلیون تومان جزء آثار پرمخاطب سینمای ایران بوده‌اند.

فیلم سینمایی «تاکسی نارنجی» ساخته ابراهیم وحیدزاده در سینماهای آزادی، پردیس ملت، پردیس زندگی، اریکه ایرانیان، عصرجدید، آستارا، گلریز، پایتخت، تهران، سروش، ماندانا، مرکزی، میلاد، جی، پردیس تماشا، فرهنگسرای ایرانیان، موزه سینما و فرهنگسرای خانواده به روی پرده می‌رود.

این فیلم همزمان در شهرهای شیراز، مشهد، بوشهر، کاشان و اصفهان نیز اکران عمومی می‌شود. وحید‌زاده در این فیلم به روایت زندگی زنی به نام سیمین پرداخته که در جزیره کیش از طریق مسافرکشی امرار معاش می‌کند، اما در این راه با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود. آزیتا حاجیان، ماهایا پطروسیان، علی دهکردی، حسن پورشیرازی، سیروس ابراهیم‌زاده و محمدرضا هدایتی دیگر نقش‌آفرینان آن هستند.

شبانه

فیلم «شبانه» نخستین ساخته بلند سینمایی امید بنکدار و کیوان علی‌محمدی نیز از امروز در سینماهای آفریقا، آزادی، صحرا، پردیس ملت، پردیس زندگی، اریکه ایرانیان، جوان، فلسطین، موزه سینما، فرهنگسرای نیاوران، فرهنگسرای اشراق، کارون، شاهد و سعدی به روی پرده می‌رود.

البته به تعداد سینماهای این فیلم به‌زودی اضافه می‌شود. «شبانه» نخستین ساخته این دو کارگردان جوان سینماست که در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم قصه دختری است که همراه 2دوستش به قصد گذراندن شبی از منزل خارج می‌شود، اما اتفاقی ناگوار برای برادر یکی از آنها رخ می‌دهد. هدیه تهرانی، کورش تهامی، ستاره اسکندری، حمیدرضا پگاه، امیرحسین صدیق، بهاره رهنما و آتیلا پسیانی در «شبانه» بازی کرده‌اند.

«شبانه روز» فیلم جدید بنکدار و علی‌محمدی پارسال با بازی نیکی کریمی، پارسا پیروزفر، مهتاب کرامتی، محمدرضا فروتن، حامد بهداد، مهناز افشار، حمیدرضا پگاه و. . . در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.

اسماعیل براری نیز که «کویر مرگ» را آماده نمایش دارد، گفت: برای اکران عمومی فیلمم با چند پخش‌کننده وارد مذاکره شده‌ام اما هنوز برای من روشن نیست که ارشاد از نمایش چه نوع‌ فیلمی حمایت می‌کند ضمن اینکه در سینمای ما چرخه تولید دست افراد باسواد و چرخه اکران دست افراد بی‌سواد است.

براری کارگردان «کویر مرگ» در گفت‌وگو با فارس درخصوص اکران عمومی این فیلم پس از 8 سال توقیف گفت: متأسفانه سینماداران در حال حاضر هر فیلمی را که گیرشان می‌آید اکران می‌کنند بدون اینکه گروه‌بندی خاصی داشته باشند و بی‌سلیقگی و بی‌سوادی برخی از سینما‌داران باعث شده است تا بیشتر به منفعت مادی توجه کنند اما نمی‌دانند با این وضع چه بلایی بر سر سینما خواهد آمد و سینما چه ضرری را متحمل می‌شود.

تهران شهر بسیار پرجمعیتی است که به‌دلیل خصوصیات فرهنگی مردم آن ظرفیت‌های نمایشی بالایی دارد اما ما با روش‌های غلط، درست فیلم دیدن را داریم از مردم دریغ می‌کنیم.

پرویز شیخ طادی نیز درخصوص اکران فیلم سینمایی «سینه سرخ» پس از 4 سال از زمان ساخت گفت: حداقل ویژگی «سینه سرخ» این است که به سینما احترام می‌گذارد و به سینمایی که در آن، فیلم‌هایی از این دست 4 سال در صف اکران می‌مانند، باید تبریک گفت.

تاکسی نارنجی

کارگردان فیلم سینمایی «سینه سرخ » با اعلام این مطلب گفت: باید به وضع سینمای کشور تبریک گفت که فیلمی را که همه دنیا دیده‌اند و در کشورهای متعددی مورد تحسین واقع شده، بعد از 4سال تازه قرار بر اکران آن گذاشته شده است.

ما سال‌هاست که به این وضعیت نابسامان اکران عادت کرده‌ایم که به مرگ بگیریم تا به تب راضی شویم و برای حال و روز چنین سینمایی باید افسوس خورد. «سینه سرخ » فیلمی است که اصلا به‌دنبال چپاول جیب مردم نیست و برای مخاطب خودش ارزش قائل است و سعی کرده به‌طور متقابل به ارزش‌های مورد نظر مخاطب خود احترام بگذارد.

من دقیقا نمی‌دانم که چه اتفاقات ریزی افتاد که فیلم 4 سال در صف اکران ماند و چه اتفاقاتی افتاد که بعد از 4 سال قرار است اکران شود اما شاید یکی از دلایل آن محدود بودن سالن‌های سینما در کشور ما و سیاست غلط اکران که گرایش به نمایش فیلم‌های تجاری دارد، برمی‌گردد.

او با اشاره به اینکه در سینمای ایران یک نوع سیستم سرمایه‌داری حاکم شده است که سینما‌داران تمایلی به اکران فیلم‌هایی نظیر «سینه سرخ » ندارند، گفت: این موضوع کار را برای سینماگرانی که به‌دنبال سینمایی متفاوت‌تر از سینمای تجاری هستند، سخت کرده است.

من مانده‌ام که چرا در سینمای ایران نباید فیلم‌هایی داشته باشیم که از آنها به‌گونه‌ دیگری لذت ببرند و انگار لذت مخاطب از فیلم دیدن در سینمای ما تنها در فیلم‌های سخیف کمدی و تجاری خلاصه شده است.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

سینمای دنیا در سال 2009

بالا

 صنعت سینما در شرایطی به پیشواز آخرین روزهای سال 2009 رفت که استقبال تماشاگران سینما در سراسر جهان از محصولات سینمایی خوب و بالا بود.

در همین ارتباط، «هری‌پاتر و شاهزاده نیمه‌اصیل» با ‌فروشی نزدیک به 930 میلیون دلاری در سطح جهانی (هم آمریکای شمالی و هم بقیه کشورهای جهان) لقب موفق‌ترین محصول سینمایی سال را به خود اختصاص داد البته در طول سالی که گذشت، تعداد زیادی از محصولات سینمایی در نمایش عمومی با موفقیت‌های خوب مالی روبهرو شدند ، هرچند فروش بین‌المللی تعدادی از محصولات در خارج از آمریکا خیلی بهتر و بیشتر از فروش آمریکایی آن بود. جدیدترین قسمت مجموعه فیلم «هری پاتر» در عین حال در شرایطی عنوان بهترین فیلم را در سطح جهانی به خودش اختصاص می‌دهد که فیلم اکشن ماجراجویانه و علمی تخیلی آواتار به کارگردانی جیمز کامرون تازه روی پرده سینما رفته و تحلیلگران اقتصادی سینما، موفقیت مالی بالایی را برای آن پیش‌بینی می‌کنند.

به همین دلیل است که تحلیلگران اقتصادی سینما می‌گویند در غیبت اثر سه‌بعدی کامرون بوده که ششمین قسمت هری‌پاتر توانسته خودش را به رخ بکشد.

به گزارش همشهری ، گزارشگران اقتصادی سینما فروش یک سال دنیای سینما را تا 15 دسامبر اعلام و معرفی کرده‌اند. به همین دلیل فروش 15 روزه آنان در ماه آخر سال محاسبه نشده است. البته تعداد زیادی از فیلم‌های جدول گیشه موفق سینما در سطح داخلی و بین‌المللی اختصاص به فصل تابستان دارند و فروش اصلی خود را در 3 ماه فصل تعطیلات کرده‌اند. به این ترتیب، 15 روز آخر سال آنها شانسی برای فروش بالا ندارند (البته اگر یکی از آنها هنوز روی پرده سینماها باشد) که محاسبه نشدن فروش آنها در این ایام ضربه‌ای به فروش کلی آنها بزند.

عصر یخی: ظهور دایناسورها هم با استقبال زیاد تماشاگران سینما در سطح جهانی روبه‌رو شد. این فیلم هنگام نمایش در سینماهای جهان معادل 879 میلیون دلار فروش کرد و پس از ششمین قسمت «هری‌پاتر»،‌دومین فیلم موفق جهانی است. این فیلم انیمیشن جزو کارهای محبوب تماشاگران است و دو قسمت قبلی آن هم مورد پسند بینندگان بوده است. فروش قسمت اول و دوم فیلم در سطح جهانی هم در حد قسمت سوم آن بوده است. برای همین، تهیه‌کنندگان فیلم بلافاصله پس از موفقیت فراوان سومین قسمت آن پیش تولید قسمت چهارم آن را آغاز کردند.فاصله بین دو فیلم اول و دوم جدول جهانی گیشه نمایش با فیلم سوم خیلی زیاد نیست.

تغییر‌شکل‌دهندگان؛ انتقام شکست خوردگان که روز چهارم جولای اکران عمومی شد، در سطح جهانی 833 میلیون دلار فروش کرد. این فیلم هیچ بازیگر سرشناسی را در نقش‌های اصلی خود ندارد. ولی جلوه‌های ویژه و صحنه‌های چشم‌نواز اکشن آن مورد توجه بسیاری از تماشاگران و بویژه نوجوانان قرار گرفت. قصه فیلم درباره درگیری نیروهای روبات‌های خوب فضایی با روبات‌های خبیث فضایی روی کره زمین است که 2 نوجوان معمولی هم درگیر این دعواها و مبارزات می‌شوند. قسمت اول فیلم حدود 2 سال پیش تولید شد و در کمال حیرت سازندگان آن و همچنین تحلیلگران اقتصادی سینما، به یک کار بسیار موفق تبدیل شد. اهل فن اوایل سال 2009 اعلام کرد، رقابت اصلی برای کسب عنوان بهترین و پرفروش‌ترین فیلم سال سینمای آمریکا بین «هری پاتر 6» و «تغییرشکل‌دهندگان 2» خواهد بود. این فیلم با یک فروش 400 میلیون دلاری در آمریکا، توانست لقب موفق‌ترین فیلم سال آمریکا را به خود اختصاص دهد.

سود سرشار از اکران جهانی

انیمیشن «بالا» محصول مشترک جدید کمپانی والت‌دیزنی و شرکت کامپیوتری پیکسار، با فروش 662 میلیون‌دلاری، چهارمین فیلم موفق سینمایی در سطح جهانی است. این فیلم، اولین انیمیشن تاریخ سینما لقب گرفت که در جشنواره بین‌المللی کن به عنوان فیلم افتتاحیه به نمایش درآمد. کمپانی والت‌دیزنی برخلاف دیگر کمپانی‌های رقیب، محصولات خود را به صورت همزمان با آمریکا در دیگر کشورهای جهان اکران عمومی نمی‌کند. صنعت سینما از نمایش عمومی همزمان محصولات سینمایی در آمریکا و دیگر کشورهای جهان به عنوان سنت Day And Date اسم می‌برند. برای مثال، کمپانی فوکس قرن بیستم به پیروی از همین سنت و سیاست «آواتار» را همزمان در آمریکای‌شمالی، در 106 کشور جهان هم به نمایش عمومی گذاشت. اما کمپانی دیزنی برخلاف این سنت عمل می‌کند. این کمپانی انیمیشن‌های خود را نخست در آمریکای‌شمالی اکران عمومی می‌‌کند و پس از چند هفته، اکران بین‌المللی‌‌آنها را بتدریج در کشورهای مختلف شروع می‌کند. به همین دلیل است که این محصولات برای کسب موفقیت کلان و کلی خود به یک پروسه حداقل 6 یا 7 ماهه احتیاج دارند. برای همین است که گفته می‌شود «بالا» طی یکی، دو ماه آینده، در سطح بین‌المللی باز هم با موفقیت بیشتری روبه‌رو خواهد شد و همین نکته باعث می‌شود در فهرست 10 فیلم موفق جهانی، به مرحله بالاتری صعود کند. «بالا» با فروشی حدود 300 میلیون دلاری موفق‌ترین انیمیشن نمایش داده شده در سینماهای آمریکای شمالی در سال 2009 است. هیچ یک از انیمیشن‌های رقیب «بالا» نتوانستند به فروشی 200 میلیون دلاری در آمریکا و کانادا دست پیدا کنند.

خارجی‌ها 2012 را بیشتر پسندیدند

قبل از نمایش عمومی اکشن ماجراجویانه «2012» که در ژانر سینمای فاجعه قرار می‌گیرد، بسیاری از تحلیل‌ها پیش‌بینی موفقیت کلان آن را در نمایش عمومی‌اش در آمریکا و دیگر نقاط جهان می‌کرد. اما این تحلیل رنگ واقعیت به خود نگرفت و فیلم با فروشی 637 میلیون دلاری در ردیف پنجم جدول جهانی نمایش قرار گرفت.

رونالد امریخ، کارگردان فیلم بر این تصور بود که فیلمش حداقل مقام سوم این جدول را به خود اختصاص خواهد داد. تماشاگران خارجی از این فیلم که سرشار از جلوه‌های ویژه است (و در جلوی چشم تماشاگران، دنیا را به نابودی کامل می‌کشاند)‌ نسبت به تماشاگران آمریکایی استقبال بیشتری کردند. در آمریکا برای تماشای این فیلم فقط 150 میلیون دلار پرداخت شده است. ساخته‌های قبلی امریخ در گیشه نمایش آمریکا با موفقیت بیشتری روبه‌رو شدند. یکی از ایرادهایی که منتقدان سینمایی به «2012» گرفتند این است که جلوه‌های ویژه آن بسیار زیاد و در عین حال غلو شده است.

برعکس «2012»، سازندگان قسمت دوم مجموعه «گرگ و میش» به نام «ماه تازه» هم از موفقیت کلان مالی آن در سطح جهانی مطمئن بودند و هم این اتفاق در عمل رخ داد. پس از فروش بالای 185 میلیون دلاری «گرگ و میش» در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکا (فروش بین‌المللی فیلم حدود 200 میلیون دلار شد)‌، تهیه‌کنندگان فیلم در شرکت مستقل فیلمسازی سومیت اینترتینمنت تصمیم گرفتند «ماه تازه» را زودتر از موعد مقرر اکران عمومی کنند.

فیلم با فروشی 562 میلیون دلاری در سطح جهانی، لقب ششمین فیلم موفق جهان را از آن خود کرد. با این حال، هنوز هم نمایش عمومی فیلم با موفقیت ادامه دارد و این مساله، صعود آن را به رده‌های بالاتر جدول ممکن می‌سازد. حال و هوای اکشن نوجوانانه فیلم باعث شده تا صنعت سینما دوباره به فکر تولید فیلم‌های دراکولایی و خون‌آشامانه بیفتد. قسمت سوم فیلم با نام «کسوف» برای ماه خرداد آینده روی پرده سینماها می‌رود. موفقیت مالی قسمت دوم فیلم باعث شد تا شرکت سومیت تصمیم بگیرد قسمت چهارم و آخر این مجموعه فیلم را به یک کار دو قسمتی تبدیل کند. به همین منظور آنها هم اکنون در حال مذاکره با استفن‌ مه‌یرز، نویسنده مجموعه کتاب گرگ و میش (که فیلم‌ها بر اساس آنها ساخته می‌شوند)‌ هستند، تا رضایت خاطر او را برای این کار جلب کنند. مشابه این کار را کمپانی برادران وارنر در سال قبل انجام داد و گفت‌ آخرین قسمت مجموعه فیلم موفق نوجوانانه خود «هری پاتر و هدایای مرگ» را تبدیل به فیلمی دو قسمتی می‌کند.

نقد ، جای تحریم را گرفت

پس از موفقیت جنجال‌برانگیز «رمز داوینچی» در سطح جهانی و واکنش منفی واتیکان نسبت به آن، تحلیل عمومی این بود که قسمت دوم این مجموعه فیلم «فرشتگان و شیاطین» با موفقیت بیشتری روبه‌رو شود. اما مسوولان واتیکان علیه فیلم موضعگیری نکردند و حتی نویسنده‌ای در روزنامه رسمی واتیکان ضمن نقد آن (و بررسی جنبه‌های منفی فیلم)‌ تماشاگران مسیحی را دعوت به تماشای آن کرد تا ببینند که قصه این فیلم چگونه تاریخ مسیحیت را تحریف کرده است. این بار واتیکان هوشمندانه عمل کرد و به جای تحریم زودهنگام فیلم، موضعی منطقی‌تر اتخاذ کرد. بسیاری از منتقدان سینمایی عقیده دارند همین نوع برخورد بود که باعث شد تا فیلم نتواند از برخی تبلیغات پرسر و صدای حاشیه‌ای بهره ببرد و این موضوع تاثیر زیادی بر نوع واکنش تماشاگران و فروش آن در گیشه نمایش گذاشت.

«خماری صبحگاهی» برعکس «فرشتگان و شیاطین» با فروش بالای خود، یکی از پدیده‌های سینمایی در سال 2009 شد. فیلم که برخلاف «فرشتگان و شیاطین» هیچ بازیگر ستاره‌ای را در نقش اصلی ندارد (برادلی کوپر، بازیگر اصلی خماری صبحگاهی با این فیلم تبدیل به یک چهره موفق شد)‌ در سطح جهانی موفق به یک فروش شگفت‌انگیز و غیرمنتظره 460 میلیون دلاری شد.

عدم موفقیت دلیلی برای ادامه ساخت نیست

قسمت دوم «شبی در موزه» 3 سال پس از نمایش عمومی قسمت اول آن، اکران عمومی شد. تماشاگران در سطح جهانی 412 میلیون دلار برای تماشای آن پول پرداخت کردند. این رقم فیلم را در رتبه نهم جدول فروش جهانی قرار داد. منتقدان سینمایی گفتند، فیلم در مقایسه با قسمت اول آن هیچ چیز تازه‌ای برای ارائه کردن ندارد. با این حال، تهیه‌کنندگان فیلم در تدارک تولید سومین قسمت آن هستند.

جدیدترین قسمت مجموعه فیلم «سفرهای ستاره‌ای، پیشتازان فضا» با فروشی 385 میلیون دلاری، دهمین فیلم جدول گیشه نمایش در سطح جهانی است. اما قرار گرفتن در ردیف پایین جدول گیشه جهانی، باعث ناخشنودی تهیه‌کنندگان این مجموعه فیلم نیست.

کمپانی پارامونت خشنود از احیای دوباره و موفقیت‌آمیز مجموعه فیلم قدیمی خود، این روزها در تدارک تولید قسمت بعدی آن با حضور جی‌جی آبرامز در مقام کارگردان است.

هری پاتر هنوز اول است

صنعت سینما خشنود از موفقیتهای کلان مالی و انتقادی محصولات خود در سال 2009، سال جدید میلادی را با این امید و آرزو آغاز می‌کند که شاهد موفقیت بیشتر محصولات خود باشد. 3 جدول زیر، وضعیت فروش محصولات سینمایی در داخل و خارج از آمریکا را نمایش می‌دهد.

10 فیلم پرفروش سال سینمای آمریکا: 1- تغییر شکل‌دهندگان 2- (محصول کمپانی پارامونت و دریم ورکز، 402 میلیون)‌ 2 هری پاتر 6 (کمپانی برادران وارنر، 302 میلیون)‌ 3- بالا (کمپانی والت دیزنی، 293 میلیون)‌ 4-‌ خماری صبحگاهی (کمپانی برادران وارنر، 277 میلیون)‌، 5- ماه تازه (شرکت سومیت، 268 میلیون)‌ 6- سفرهای ستاره‌ای (کمپانی پارامونت، 258 میلیون)‌ 7- هیولاها علیه بیگانه‌های فضایی (کمپانی پارامونت و دریم ورکز، 198 میلیون)‌ 8- عصر یخی 3 (کمپانی فوکس قرن بیستم، 197 میلیون)‌ 9- سرچشمه‌های مردان ایکس (کمپانی فوکس، 197 میلیون)‌ 10- شبی در موزه 2 (کمپانی فوکس، 177 میلیون)‌. 10 فیلم پرفروش بین‌المللی (همه کشورهای جهان بجز آمریکای شمالی)‌: 1- عصر یخی 3 (627 میلیون)‌ 2- هری پاتر 6 (627 میلیون)‌، 3- 2012 (شرکت سونی، 483 میلیون)‌، 4- تغییر شکل‌دهندگان 2 (431 میلیون)‌، 5- بالا (369 میلیون)‌، 6- فرشتگان و شیاطین (شرکت سونی، 352 میلیون)‌، 7- ماه تازه (294 میلیون)‌، 8- رستگاری ترمیناتور (شرکت سونی، 246میلیون)‌، 9- شبی در موزه 2 (235 میلیون)‌، 10- میلیونر زاغه‌نشین (شرکت پاتر، 210 میلیون)‌.10 فیلم پرفروش سال جهان (آمریکا و بقیه کشورهای جهان)‌: 1- هری‌پاتر 6 (926 میلیون)‌، 2- عصر یخی  (879 میلیون)‌، 3- تغییر شکل‌دهندگان 2 (833 میلیون)‌، 4- بالا (662 میلیون)‌، 5- 2012 (638 میلیون)‌، 6- ماه تازه (561 میلیون)‌، 7- فرشتگان و شیاطین (486 میلیون)‌، 8- خماری صبحگاهی (459 میلیون)‌، 9- شبی در موزه 2 (412 میلیون)‌، 10- سفرهای ستاره‌ای (385 میلیون)

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

مدیری با قهوه تلخ می‌آید

مهران مدیری

 مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» به کارگردانی «مهران مدیری» از اواخر بهمن ماه روی آنتن شبکه سه سیما خواهد رفت.

به گزارش فارس، مجموعه جدید مهران مدیری با نام «قهوه تلخ» از اواخر بهمن ماه و پس از پایان مراسم‌های مربوط به دهه فجر، رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام رضا(ع) روانه آنتن شبکه سه سیما خواهد شد.

بنا بر این گزارش ، تصویربرداری این سریال در لوکیشن اصلی آن ادامه دارد و تا به حال حدود 15 قسمت از سریال آماده شده است.

در حال حاضر بازیگرانی نظیر رضا نیک‌خواه، رضا فیض نوروزی، محمدرضا هدایتی، الیکا عبدالرزاقی و آرام جعفری جلوی دوربین مدیری هستند.

«قهوه تلخ» بناست در 50 قسمت ساخته شود و شبکه سه سیما در حال تصمیم‌گیری است که آیا این سریال را در ایام نوروز نیز به روی آنتن ببرد یا به گروه مدیری استراحتی بدهد و ادامه این سریال پس از تعطیلات به روی آنتن برود.

لوکیشن‌های سریال «قهوه تلخ» یک کاخ و یک بازار است که از مضمونی تاریخی برخوردار است و داستان‌های آن در یک کاخ می‌گذرد.

«قهوه تلخ» 33 بازیگر اصلی دارد و داستان آن با بازی سیامک انصاری در نقش مورخ آغاز ‌شد. او در ابتدای داستان که در دنیای امروز می‌گذرد، یک فنجان قهوه تلخ می‌خورد و با خوردن آن به تاریخ سفر می‌کند. او در طول زمان به مورخی تبدیل می‌شود که در مرور خاطرات تاریخی خود، هربار دچار مسائلی می‌شود که این مسائل داستان‌های سریال را رقم می‌زند.

«قهوه تلخ» 33 بازیگر اصلی دارد و داستان آن با بازی سیامک انصاری در نقش مورخ آغاز ‌شد. او در ابتدای داستان که در دنیای امروز می‌گذرد، یک فنجان قهوه تلخ می‌خورد و با خوردن آن به تاریخ سفر می‌کند. او در طول زمان به مورخی تبدیل می‌شود که در مرور خاطرات تاریخی خود، هربار دچار مسائلی می‌شود که این مسائل داستان‌های سریال را رقم می‌زند.

همچنین مدیری قصد دارد این بار جلوی دوربین حاضر نشود و تنها راوی داستان‌های «قهوه تلخ» باشد.

«محمدرضا هدایتی» نیز پادشاه این کاخ است، «علی لک پوریان» نقش ملیجک را ایفا می‌کند. «ساعد هدایتی» نیز پزشک دربار است.

در مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» که به تهیه کنندگی «مجید آقاگلیان» و «حمید آقاگلیان» ساخته می‌شود، بازیگرانی نظیر سیامک انصاری، علی لک‌پوریان، آرام جعفری، سحر زکریا، الیکا عبدالرزاقی، سحر جعفری جوزانی، هادی کاظمی، نادر سلیمانی، بیژن بنفشه‌خواه، فلامک جنیدی، سعید پیردوست، ساعد هدایتی و ... ایفای نقش می‌کنند.

داستان‌های مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» توسط امیر مهدی ژوله و خشایار الوند نوشته شده است.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

زندگی در کنار مزاحمان

اوگی و سوسک‌ها

 هر وقت کارتون "اوگی و سوسک‌ها" از تلویزیون پخش می‌شود به  شدت دلم برای اوگی و دوستش می‌سوزد منظورم همان گربه آبی‌رنگ تنبل است که همیشه پای تلویزیون نشسته. او زندگی آرامی دارد؛ البته اگر سه سوسک مزاحم که در خانه او زندگی می‌کنند - به عبارت بهتر در یخچال خانه او زندگی می‌کنند - اجازه بدهند او به تماشای برنامه‌های تلویزیون و البته زندگی‌اش  بپردازد.

به گزارش همشهری ، کارتون فرانسوی «اوگی و سوسک‌ها» یک سریال فرانسوی است که در سال 1998 در شرکت گامونت و به کارگردانی الیور جان ماریی ساخته شد. اگر به داستان و روند داستانی توجه کنید حتماً متوجه می‌شوید که شباهت‌های زیادی بین این کارتون و کارتون «تام وجری» و حتی «پلنگ صورتی» وجود دارد. درست است که شخصیت‌ها با شخصیت‌های «تام وجری» و یا «پلنگ صورتی» تفاوت عمده‌ای دارند، اما همان شوخی‌ها مثل سقوط اشیا، منفجرشدن خانه،و جزغاله شدن سوسک‌ها و گربه‌ها در کار دیده می‌شود.   به نظر می‌رسد این نوع شوخی‌ها محبوب همه است.

شخصیت‌های این کارتون

این اوگی بیچاره به هیچ کس کار ندارد. او دوست دارد همیشه شاد باشد و غذایش هم آماده باشد. او یا تلویزیون می‌بیند یا آشپزی می‌کند و به شنیدن موسیقی و باغبانی هم علاقه دارد؛ البته اگر یک دفعه ماشین چمن‌زنی که این سه سوسک دستکاری اش کرده‌اند از روی او عبور نکند! این سوسک‌های مزاحم علاقه زیادی به خراب کردن لحظه‌های زندگی اوگی دارند و به همین دلیل هرگز آرام نمی‌نشینند. شیرین‌کاری‌های این سه سوسک به نام‌های جویی ، دی‌دی و مارکی گرچه غیرقابل پیش‌بینی است، باعث می‌شود مخاطبان به سرنوشت آنها علاقه‌مند شوند.

کارتون فرانسوی «اوگی و سوسک‌ها» یک سریال فرانسوی است که در سال 1998 در شرکت گامونت و به کارگردانی الیور جان ماریی ساخته شد. اگر به داستان و روند داستانی توجه کنید حتماً متوجه می‌شوید که شباهت‌های زیادی بین این کارتون و کارتون «تام وجری» و حتی «پلنگ صورتی» وجود دارد.

اوگی خانواده‌ای دارد که هر از گاهی سری به او می‌زنند. خواهرش عاشق اسکیت‌سواری است و مادربزرگ پیرش استاد گرفتن سوسک‌های مزاحم است.

اوگی یک دوست دارد که او هم از دست این سوسک‌های مزاحم به ستوه آمده‌است. گربه سبز رنگ داستان که جک نام دارد، شخصیتی عصبانی است که برای از بین بردن این سوسک‌ها دست به هرکاری می‌زند. اما اصلاً فکر نکنید که این سوسک‌ها آرام می‌نشینند بلکه در مقابل هر عمل جدید دست به عکس‌العملی جدید می‌زنند که صدبرابر قوی‌تر و نابودکننده‌تر است. نکته جالب این است که اوگی با دوست سبز رنگش هم نمی‌سازد و ما هرگز نمی‌فهمیم با جک دوست است یا نه. حتی اگر این دو برای از بین بردن سوسک‌ها باهم نقشه بکشند و  پیمان دوستی ببندند، باز این دوستی بیشتر از چند لحظه ادامه نخواهد داشت.

اوگی و سوسک‌ها

 

سه سوسک مزاحم

راستش این سوسک هابرای از بین بردن یک قبیله کافی‌اند. جویی که سردسته سوسک‌ها و ریزترین عضو گروه است، باهوش، زیرک اما بدجنس است. عضو دیگر این گروه  دی‌دی است که سوسکی چاق و بی‌عقل است. دی‌دی همه چیزها را با دهان بزرگ و نارنجی‌رنگش می‌بلعد. اما مارکی خونسرد و فهمیده است. او کلکسیونی از عکس‌های بازیگران مشهور دارد.

همسایه‌های بدشانس

باب یک سگ تنومند است که در همسایگی اوگی زندگی می‌کند و بی‌شباهت به سگ «تام و جری» نیست. با این‌که باب دوست دارد زندگی آرامی داشته باشد، همسایگی با این جک و جانورها آسایش را از او گرفته. اما ناراحت نباشید،  او هم تلافی می‌کند، خصوصا ً این‌که باغچه زیبایش که برایش حسابی زحمت کشیده‌است به دست اوگی و

دار و دسته سوسک‌ها خراب می‌شود.

زندگی سرخوشانه اوگی ، دوستش و البته مزاحمانش از 18 کانال تلویزیون دنیا از جمله ایران پخش می‌شود. این رقم نشانه محبوبیت این کار در بین مخاطبان تلویزیونی است. 

محبوبیت این کارتون

زندگی سرخوشانه اوگی ، دوستش و البته مزاحمانش از 18 کانال تلویزیون دنیا از جمله ایران پخش می‌شود. این رقم نشانه محبوبیت این کار در بین مخاطبان تلویزیونی است.  این کارتون 52 قسمت دارد. مهم‌ترین ویژگی آن بدون کلام بودن است، به عبارت دیگر شخصیت‌های این کار حرف نمی‌زنند و این یکی از رازهای ارتباط گسترده با همه مخاطبان، همه گروه‌های سنی و البته همه ملل است. طبق سنت ‌ همه کارتون‌های موفق، از شخصیت‌های این کار، هم عروسک ساخته شده و هم طرح‌های آن برروی لباس‌ها چاپ شده‌است که هرکدام از اینها هم طرفدارهای خودش را دارد.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

 استشهادی برای خدا ، برگرفته از آموزه های دینی 

جمشید هاشم پور در استشهادی برای خدا

فیلم سینمایی "استشهادی برای خدا" به کارگردانی علیرضا امینی، از جمله آثار سینمایی است که براساس یکی از روایات دینی ساخته شده و تلاش کرده تا رسالت حقیقی خود را درباره تاثیرگذاری بر روی مخاطب، به بهترین نحو ممکن به پایان برساند.   

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، فیلم سینمایی استشهادی برای خدا از جمله آثاری است که ایده ناب و مطلوبی در آن دیده می شود. داستان از این قرار است که "فتحی" راهبان قدیمی راه آهن، پس از 20 سال به زادگاه خود بازگشته تا گذشته خود را جبران کند و با خواستن حلالیت از اهالی روستای محل تولد، خود را برای سفر آخرت آماده می کند.

فتحی که نقش او را جمشید هاشم پور بازی می کند 20 سال پیش به دلیل سوءظن ناحقی که به دلیل حرف اهالی روستا به همسر خود پیدا کرده، روستا را ترک می کند و پس از قرار گرفتن در یک قدمی مرگ ، به دنبال همسرش می گردد تا از او حلالیت بطلبد.

در حقیقت ایده اولیه فیلم درباره یک روایت دینی است که اغلب ما آنرا شنیده ایم و فیلمنامه این اثر سینمایی نیز در تلاش است تا اهمیت این موضوع را در قالب یک روایت داستانی بیان کند.

داستان از این قرار است که "فتحی" راهبان قدیمی راه آهن، پس از 20 سال به زادگاه خود بازگشته تا گذشته خود را جبران کند و با خواستن حلالیت از اهالی روستای محل تولد، خود را برای سفر آخرت آماده می کند.

فیلم می خواهد بیان کند که بهتر است انسان پیش از آنکه فرصت حلالیت طلبیدن را از دست بدهد، مانند فتحی فیلم استشهادی برای خدا که کفن به دست، برای رضایت تک تک اهالی روستا مقابلشان سر خم کرد، حلالیت بخواهد.

دشواری رسیدن فتحی برای گرفتن رضایت از همسرش نیز که بعد از آن ضربه روحی و روانی به بالاترین منطقه کوهستان پناه برده است، پیامی دیگر فیلم است تا روشن کند که حلالیت گرفتن از کسی که در حق وی جفا شده، شاید کار ساده ای نباشد و انسان باید با تمام وجودش در این مسیر تلاش کند.

جمشید هاشم پور در استشهادی برای خدا

برخلاف آنچه امروزه در بسیاری از آثار سینمایی دیده می شود، فیلم فضای فانتزی ندارد و برای جذب مخاطب دست به هر کاری، مثلا قرار دادن یک رابطه احساسی عاشقانه در کنار داستان اصلی فیلم، نمی زند.

داستان فیلم در یک روستای کوهستانی با حداقل امکانات اتفاق می افتد و شرایط این محل به همراه امکانات رفاهی موجود، برای مخاطب جذاب بوده و سبب می شود تا قدم به قدم با داستان فیلم همراه شود و دشواری های موجود در راه رسیدن به اصل روایت دینی اعلام رضایت 40 مومن از متوفی را نشان دهد.

در واقع فضای ترسیم شده در فیلم در راستای داستان انتخاب شده و به مخاطب برای همراهی بیشتر با داستان کمک می کند.

همچنین استفاده به موقع از فضاهای بسته و باز توسط کارگردان سبب شده تا مخاطب قدم به قدم با ریتمی مناسب و متعادل با داستان حرکت کند و تا آخرین لحظه در انتظار اتفاقات بعدی باشد.

انتخاب بازیگران فیلم نیز با داستان آن همخوانی و همراهی دارد. جمشید هاشم پور که پیش از این در فیلم های اکشن او را دیده بودیم، توانسته بازی مخاطب پذیری ارائه دهد. وی به خوبی توانسته جست وجویی سخت و دشوار در کوره راههای کوهستانی را برای یافتن همسرش و جلب حلالیت و رضایت از وی، به نمایش بگذارد.

همچنین محسن طنابنده نیز در نقش روحانی با لهجه مشهدی، بازی قابل قبولی دارد و از کلیشه های موجود در سینمای ایران در نقش روحانی خارج شده و تلاش می کند تصویری ملموس تر از روحانیت را نشان دهد که از جنس مردم است.

پایان داستان نیز به دور از کلیشه ها پایان می پذیرد و بر روی مخاطب تاثیرگذار است.

جمشید هاشم پور در استشهادی برای خدا

در کل می توان فیلم "استشهادی برای خدا" را اثری برگرفته از اعتقادات و باورهای دینی دانست. این فیلم به نوعی روزنه ای برای احیای سینمای بومی است که مدت مدیدی است جای خود را به آثار فانتزی طنز و عشق های ساده انگارانه داده و باید از چنین فیلم هایی حمایت شود.

جای تاسف دارد که این اثر سینمایی در طرح اکران نگاهی نو به نمایش درآمد و متاسفانه آنچنان که باید و شاید به آن پرداخته نشد. در جایی که روز به روز شاهد ساخت و نمایش آثار طنز سخیف هستیم فیلم هایی همچون "استشهادی برای خدا" می توانند بار دیگر سینمای بومی ما را زنده کنند.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

موسیقی علیه خستگی!

موسیقی

گوش دادن به موسیقی هنگام فعالیت بدنی خستگی را کاهش می‌دهد.

به گزارش ایسنا؛ "تاثیر مداخله بیرونی (آهنگ‌های مختلف موسیقی) بر برخی شاخص‌های خستگی جسمانی در زنان جوان سالم" عنوان تحقیقی است که توسط فرناز ترابی، علی‌اکبر جابری مقدم، احمد فرخی و رحمن سوری انجام شده است.

در این تحقیق آمده است: اهمیت تاثیر متغیرهای بیرونی به ویژه موسیقی بر اجرای حرکتی انسان از اوایل قرن بیستم، با این فرضیه مطرح و مشخص شد که موسیقی عامل محرکی برای اجرای طبیعی است. ارتباط بین موسیقی با تغییرات فیزیولوژیکی و روانی در هنگام استراحت و فعالیت بدنی همواره نظر متخصصین پزشکی و ورزشی را در تحقیقات به خود معطوف داشته است. در برخی پژوهش‌ها نتایج تاثیر موسیقی بر اجرای ورزشی با نشانه‌های بهبود وضعیت فیزیولوژیک، افزایش ضربان قلب، ‌افزایش میزان اندرفین پلاسما، بهبود هماهنگی و عملکرد دستگاه لیمبیک و مراکز کنترل خودکار و بالطبع کاهش درد و افزایش توانایی تحمل فشار تمرین گزارش شده است.

نوع پژوهش حاضر کاربردی و روش تحقیق نیمه تجربی با دو گروه تجربی (موسیقی کلاسیک تند و کند) و گروه کنترل است. جامعه‌ آماری این پژوهش دانشجویان دختر 19-25 سال ثبت نام کننده در واحد تریت بدنی عمومی دانشگاه تهران در نیم سال اول 85-86 است.

 نتایج پژوهش حاکی از آن است که زمان رسیدن به واماندگی در هر دو گروه تجربی با گروه کنترل تفاوت معنی داری داشت. از سوی دیگر بین میانگین گروه‌های تجربی اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. براین اساس مشخص می‌شود که استفاده از موسیقی کلاسیک صرف‌نظر از آهنگ و ضرب آهنگ، زمان رسیدن به واماندگی را افزایش می‌دهد و بروز خستگی را به تاخیر می‌اندازد و از افزایش بیشتر ضربان قلب جلوگیری می‌کند.

براساس نتایج برخی پژوهش‌ها، پخش موسیقی هنگام تمرین آثار ناراحت کننده ناشی از فشار تمرین را در ذهن آزمودنی‌ها کاهش می‌دهد، در حالی که در صورت حذف عوامل شنیداری نظیر موسیقی و دیداری ممکن است توجه به فشار کار درونی معطوف شود و توانایی تحمل خستگی کاهش یابد. این آثار با تغییرات افزایشی میزان سروتونین و کاهش دوپامین در مغز هنگام اجرا در شرایط پخش موسیقی ارتباط دارد.

 ارتباط بین موسیقی با تغییرات فیزیولوژیکی و روانی در هنگام استراحت و فعالیت بدنی همواره نظر متخصصین پزشکی و ورزشی را در تحقیقات به خود معطوف داشته است.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد میزان بارکاری هنگام رسیدن به حالت واماندگی و همچنین ضربان قلب سرحد واماندگی در گروه‌های تجربی به طور معنی‌داری بیشتر از آزمودنی‌های گروه کنترل بوده است. گرچه میانگین این مقادیر در گروه موسیقی کلاسیک تند، بیشتر از آزمودنی‌های گروه موسیقی کند بوده است، این اختلاف معنی‌دار نیست. این یافته‌ها نشان می‌دهد شنیدن موسیقی هنگام اجرا، صرف‌نظر از آهنگ و ضرب آهنگ آن موجب تاخیر در بروز خستگی و افزایش عملکرد می‌شود.

 در برخی پژوهش‌ها آثار موسیقی با توجه به ضرب آهنگ (تعداد ضربه‌ها در دقیقه) نشان می‌دهد موسیقی با ضرب آهنگ تند ضربان قلب، فشار خون سیستولی، واکنش‌های سطحی سریع و دامنه‌ تنفس را افزایش می‌دهد. در صورتی که موسیقی با ضرب آهنگ کند یک دوم میزان و حجم این متغیرها را کاهش می‌دهد.

از دیدگاه عصبی – عضلانی نیز می‌توان بیان کرد که هر محرک بیرونی نظیر موسیقی در هنگام اجرای فعالیت جسمانی میزان آتشباری نرون در مراکز اولیه حرکتی را افزایش می‌دهد و در نتیجه بار کاری از طریق انقباضات عضلانی قوی‌تر، حتی در شرایط خستگی افزایش می‌یابد. در نهایت با توجه به این که تمرین به مدت شش هفته اجرا شده و صرف نظر از مداخله‌ موسیقی، سازگاری‌های تمرینی در همه‌ افراد رخ داده است، ولی این نکته شایان ذکر است که آثار تمرین در شرایط پخش موسیقی بر تحمل خستگی بارز بوده است.

به طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد آثار موسیقی بر شاخص‌های بروز خستگی جسمانی نظیر زمان رسیدن به واماندگی‌، ضربان قلب و بارکاری هنگام واماندگی اثر افزایشی دارد. به طوری که آزمودنی‌ها قادر می‌شوند فشار بیشتر را از طریق کاهش درک فشار تحمل کنند. از سوی دیگر نیز گرچه میانگین متغیرهای تحقیق در گروه موسیقی تند بالاتر از گروه موسیقی کند است، آثار نوع موسیقی بر متغیرهای اجرایی در این پژوهش از نظر آماری معنی‌دار نبود. پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های بعدی تاثیر موسیقی در ورزشکاران حرفه‌ای آزمایش شود.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

منفی 18 ، یک روایت سست

-18

"منفی 18"؛ روایت سست و اجرای پرایراد یک طرح

اشکال‌های فیلمنامه و کارگردانی فیلم سینمایی "منفی 18" ساخته اصغر نصیری آن قدر فاحش است که نوشتن یادداشت درباره این فیلم را دشوار می‌کند.

معمولا موقع نوشتن یادداشت یا نقد، متناسب با سطح اثر، نگاهی به چفت و بست‌های داستانی آن می‌اندازیم و شخصیت‌ها بررسی می کنیم و دیالوگ‌ها را مرور می کنیم و ...اما حقیقتا در مورد فیلمی مانند "منفی 18" نمی‌دانم باید سراغ کدام بخش داستان (!) بروم وهر چه تلاش می‌کنم نقطه آغاز و انجامی و در کل محدوده مشخصی برای بر شمردن مشکلات فیلم پیدا نمی‌کنم.

مریم ، شبی که از دعوای پدر و مادرش به ستوه آمده از خانه بیرون می‌زند و صدای نواختن  گیتاری را از پشت در خانه‌ای می‌شنود و چون از صدای گیتار خیلی خوش‌اش می‌آید زنگ در خانه را می‌زند و مرد جوانی در را باز می‌کند. ما هر گز نمی‌فهمیم بعد از آن چه می شود ولی حدس می‌زنیم که اتفاق چندان مهمی نیفتاده باشد، نشان به آن نشان که خود فیلمساز هم نمی‌دانسته بعد از باز شدن در چه اتفاقی افتاده و در نتیجه دوباره، چند سکانس بعد ،آن‌ها را در کنار هم قرار می‌دهد تا باز با هم آشنا شوند!

این بار هم جوان گیتار می‌زند و مریم هم دوباره یک عالمه از صدای گیتارو آواز او خوش اش می‌آید و بنابر این اجازه می‌دهد که  دوباره از اول با هم  آشنا شوند. اما موضوع آشنا شدن به همین جا ختم نمی شود، چون بعد از مدتی زیادی که آن دو با هم دوست اند مریم از جوان می‌خواهد که کمی درباره ی خودش بگوید. جوان که انگار بیست سال است یک نفربه زور جلوی دهانش را گرفته و اطلاعات شخصی‌اش در دلش تلنبار شده و تا به حال اصلا فرصت نکرده حرف بزند ناگهان دهان باز می‌کند و می‌گوید مادر ندارد و نامادری او را اذیت می کرده و خیابان گرد شده و می‌گوید و می‌گوید و سکانس همینطور ادامه می‌یابد تا بالاخره به نکته کلیدی می‌رسد و اعتراف می‌کند که فردی به اسم ساسان او را از این وضع نجات داده و کمکش کرده و مریم هم می‌گوید که خیلی دلش می خواهد این ساسان را ببیند و آرش هم یکعالمه ذوق می‌کند و قرار می شود مریم را با ساسان آشنا کند.

اما بعد از دیدن ساسان متوجه می‌شویم که ساسان کلا چشم‌هایش یک جوری است و یک جوری چپ چپکی به همه نگاه می‌کند و منظور از این نگاههای چپ چپکی هم این است که او خیلی آدم بدی است و به همه چشم دارد و غیر از این کلا آدم متجاوزی است و یکی از تفریحات روزمره‌اش این است که فیلم‌های قربانی‌های تجاوزش را در بازار پخش می‌کند و این وسط یک سئوال بی پاسخ باقی می ماند که با این حساب آرش چرا برای آشنا کردن مریم با ساسان از ذوق دل توی دلش نبود؟!!کجای دنیا آدم ها برای آشنا کردن معشوقشان با یک دزد و قاتل متجاوز این همه ذوق می کنند؟!!

ترجیح می‌دهم که از این به بعد از روایت ادامه داستان دست بردارم و فقط به طور گذرا به تعدادی از مشکلات فاحش آن اشاره کنم:

مریم ، شبی که از دعوای پدر و مادرش به ستوه آمده از خانه بیرون می‌زند و صدای نواختن  گیتاری را از پشت در خانه‌ای می‌شنود و چون از صدای گیتار خیلی خوش‌اش می‌آید زنگ در خانه را می‌زند و مرد جوانی در را باز می‌کند.

1/ وقتی مریم سی دی ها را درست مقابل چشم ناظم بین بچه‌ها  پخش می‌کند پس قاعدتا ناظم سی دی ها را می‌بیند. به این کار،کار یواشکی نمی‌گویند، آدم‌ها اگر بخواهند کاری را یواشکی انجام دهند آن را جلوی چشم دیگران انجام نمی‌دهند.

2/ فردی که در بیمارستان بستری است برای بیرون آمدن از بیمارستان پزشک باید برگه مرخصی اش را امضا کند در غیر این صورت نمی‌تواند سرش را بیندازد پایین و از بیمارستان خارج شود!

3/همه مردم در جیبشان اسلحه ندارند.در ایران حمل و استفاده از سلاح گرم غیر قانونی است! بنابر این در سکانس دوئل نریمان و پلیس ،پسر دایی مریم نمی‌تواند اسلحه داشته باشد!

4/آدم‌های خلافکار چون دوست ندارند شناخته بشوند معمولا مدام  یک طوری (مثلا چپکی) نگاه نمی‌کنند که از صد فرسخی همه آن‌ها را بشناسند و بفهمند این آدم خلافکار است.

5/در مهمانی‌ها دو نفر روی یک مبل نمی‌نشینند و بقیه در تمام مدت زل نمی‌زنند آن دو را نگاه کنند. معمولا هر کس برای خودش کاری می‌کند و گرنه می‌نشستند توی خانه تلویزیون تماشا می‌کردند اسمشان هم بد در نمی‌رفت.

6/این جا ایران است. خبرنگارها به دشواری می‌توانند از نتایج پرونده ها سر در بیاورند چه برسد به این که در تمام مدت پی‌گیری پرونده در کنار پلیس باشند.

7/ افراد معتاد وقتی احتیاج به مواد داشته باشند مجبور نیستند از خماری بمیرند تا همان یک نفری که می‌شناختند و الان مدت هاست  با آن‌ها قطع رابطه کرده برایشان مواد بیاورد،قبل از این که به آن روز بیفتند یک تک پا از خانه بیرون می‌روند و مواد میخرند.

8/ گیتار آلت جرم نیست ،اسلحه می‌تواند آلت جرم باشد!

9/بازیگران غالبا هنگام بازی نباید به دوربین نگاه کنند.

10/ یک نفر وقتی کسی را دوست دارد مرتب تکرار نمی‌کند: (دوست دارم دیوونه) ، این جمله را به شکل‌های دیگری هم می‌شود بیان کرد.

11/از پشت در اصلی آپارتمان صدای گیتار زدن در یکی از واحدها (که در طبقه اول هم قرار ندارد) شنیده نمی‌شود.

12وقتی کسی مشغول بازی با فرد دیگری است وقتی هم بازی‌اش از جا بلند شود و از اتاق بیرون برود او متوجه می‌شود و لااقل سرش را بالا می‌آورد و از او چیزی می‌پرسد و یا دست کم نگاهش می‌کند یا بالاخره یک تکانی به خودش می‌دهد!

13/گاهی اوقات زبان ازبیان عمق فاجعه قاصر است. پیشنهاد می‌کنم خودتان سری به سینما بزنید!

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

نگاهی به فیلم "سنگسار ثریا"

                              f¯

 

ثریا که در خانه هاشم کلفتی می کند چرخ خیاطی رابر می دارد و به دست او می دهد، دست هاشم موقع گرفتن چرخ خیاطی به دست ثریا برخورد می کند. شوهر ثریا این صحنه را از دور می بیند، او که می خواهد از دست ثریا خلاص شود همان لحظه نقشه شومی از ذهنش می گذرد. صحنه کات می خورد به غروب آفتاب و صدای اذان. روستا در تاریکی سنگینی فرو می رود. صحنه کات می خورد به عکس امام خمینی که از بالا ناظر وقایع روستاست. "کوهپایه" نام روستاییست که با هر بارشی سیلاب آن را از بنیان خواهد کند.

 

این، بخشی از فیلم "سنگسار ثریا میم" ساخته سیروس نورسته بود که مدتی پیش در جشنواره تورنتو به نمایش در آمد و سر و صداهایی به پا کرد. فیلمی که می توان آن را در رده فیلم های ضد ایرانی- اسلامی قرار داد و طبق معمول توجه مجامع سینمایی غرب را به خود جلب کرده است. 

" سنگسار ثریا" فیلمی است که توسط کمپانی ام پاور پیکچرز و با تهیه کنندگی استیو مک اویتی و جان شپرد تولید شده و متن آن را "سیروس نورسته" و همسرش براساس کتابی به‌همین نام، اثر‌ «فریدون صاحب‌جمع» نوشته اند. «شهره آغداشلو» بازیگر ایرانی و «جیم کویزل» بازیگر مصائب مسیح از هنرپیشگان این فیلم هستند .

شوهر ثریا که یک زندان بان است قصد تجدید فراش دارد اما چون توانایی پرداخت هزینه هر دو زن را ندارد به ثریا پیشنهاد طلاق می دهد، ثریا وقتی حق و حقوقش را مطالبه می کند مرد نمی پذیرد و با کدخدا وروحانی ده تبانی می کند

 داستان فیلم از اینجا شروع می شود که روزنامه نگاری فرانسوی در سفرش به روستایی می رسد و اتومبیلش را برای تعمیر به هاشم، مکانیک روستا می دهد. توقف روزنامه نگار فرانسوی در روستا فرصتی است تا او با یک ماجرای هولناک مواجه شود؛ زنی به نام زهرا به محض دیدن روزنامه نگار او را به خانه خود دعوت می کند و از او می خواهد پای حرف هایش بنشیند. از این نقطه فیلم وارد یک فلش بک می شود  و داستان در گذشته روایت می شود و خواهر زاده زهرا "ثریا" در مرکز این ماجرا قرار دارد.

f¯

شوهر ثریا که یک زندان بان است قصد تجدید فراش دارد اما چون توانایی پرداخت هزینه هر دو زن را ندارد به ثریا پیشنهاد طلاق می دهد، ثریا وقتی حق و حقوقش را مطالبه می کند مرد نمی پذیرد و با کدخدا وروحانی ده تبانی می کند، نقشه از این قرار است که ثریا را به خانه هاشم برای کلفتی می فرستند، مردی که زنش را از دست داده و به همراه فرزند ناشنوایش زندگی می کند و این ویژگی ها موقعیت را برای متهم شدن ثریا به رابطه با هاشم فراهم می کند.

شوهر ثریا با همدستی کدخدا و ملای ده به زن بی گناه اتهاماتی را نسبت می دهند که در نهایت به سنگسار شدن ثریا منجر می شود ؛هرچند سیروس نورسته ادعا کرده که این فیلم براساس یک واقعیت ساخته شده اما مسائلی که در این فیلم وجود دارد این ادعا را رد  می کند، هر چند در این مجال اندک فرصتی برای طرح همه این مسایل وجود ندارد، به هر حال قضاوت نهایی بر عهده خوانندگان است.

 

 

کپی نابرابر با اصل

در فیلم وقتی زن هاشم می میرد، زنان ده به خانه او هجوم می برند و ماترک زن هاشم را غارت می کنند اما "ثریا منوچهری" که نماد بیداری زنان است، آن ها را از این کار نهی می کند و می گوید:

- هنوز جنازه مرده روی زمینه اونوقت خونه اش رو غارت می کنید؟

 این صحنه در عین تاثیر گذار بودنش  قبلا در فیلم "زوربای یونانی" به تصویر کشیده شده بود و می توان ادعا کرد؛ این سکانس رقت انگیز را برای متاثر کردن هر چه بیشتر بیننده در "سنگسارثریا" وارد کرده اند. کارگردان زوربای یونانی در سکانسی نشان می دهد که چگونه در حالی که جسد یک پیرزن روی تخت خوابش افتاده زن های روستایی به سمت خانه او هجوم می آورند و اموال او را به غارت می برند و حتی با یکدیگر بر سر تصاحب اموال کشمکش می کنند.

 "سیروس نورسته" ادعا کرده که این اثر را بر اساس یک داستان واقعی ساخته است اما کسانی که فیلم زوربای یونانی را دیده اند یا رمان آن را که به قلم "نیکوس کازانزاکیس" نوشته شده است خوانده اند به راحتی می توانند قضاوت کنند که آیا این سکانس با اقتباس از زوربای یونانی ساخته شده است یا نه، ضمنا بد نیست بدانید، بخشی از داستان "زوربای یونانی" راجع به زنی پاکدامن است که مردان هوسباز ده به او تهمت انحراف می زنند و او را در نهایت در میدان روستا به قتل می رسانند. ( پیدا کنید شباهت ها را...)

 

اتهامات فمینیستی به قوانین اسلامی

فیلم موهن «سنگسار ثریا»

ماجرای فیلم "سنگسار ثریا میم" از یک ادعای فمینیستی آب می خورد؛ ادعای تبعیض جنسیتی در شرع اسلام و جامعه ایران، و همین توهم را فمینیست ها آنقدر آب و تاب داده اند که جز خودشان کس دیگری باور نمی کند. ادعایی که در قوانین و شریعت اسلامی از آن خبری نیست و بیشتر ساخته و پرداخته ذهن خیال پرداز آنهاست ، از بین نکته های فراوانی که در این فیلم ادعا شده و می شود درباره اش گفت و نوشت یک نکته را متذکر می شوم؛ در جایی از فیلم "کدخدا ابراهیم" ادعایی عجیب را مطرح می کند و به ثریا می گوید:

- وقنی مردی اتهامی به زنش می زنه این وظیفه زنه که بی گناهی خودش رو اثبات کنه. قانون شرع این طور می گه. حتی در موردی که زنی از شوهرش شاکی باشه باز هم اثبات ادعا بر عهده زنه. می فهمی؟!

همه کسانی که ذره ای از قانون مجازات اسلامی اطلاع داشته باشند می دانند که هر کسی  ادعایی را در محکمه اسلامی مطرح می کند موظف است خودش برای اثبات حرفش سند و مدرک ارائه کند و این نکته هیچ ارتباطی به جنسیت فرد ندارد و در تهمت بستن های بدون سند و مدرک ، فرد در مقابل قانون مسئول است تا جایی که در تهمت بستن به نوامیس، کیفرهایی مانند مجازات شلاق پیش بینی شده و به این ترتیب اهرم های بازدارنده ای برای این مسائل قرار داده شده است. ضمنا شریعت اسلام مقرراتی وضع کرده که معمولا اثبات رفتارهای منافی عفت غیر ممکن می شود؛ مثل این که چهار شاهد مرد باید به صورت یکجا و در یک مجلس، به عمل خلاف عفت شهادت بدهند و شهادت جدا جدا به طوری که شائبه تبانی های بعدی به وجود بیاید مردود است.

 تحریف قوانین و مقررات جزایی و احکام دین روشی است که این فیلم 5 میلیون دلاری و سرمایه گذاران آمریکاییش در پیش گرفته اند. این اثر به دلیل حجم گسترده اطلاعات غلط برای مخاطبان ایرانی تهیه نشده و غرض از تولید آن قطعا تاثیر گذاشتن بر چهره ایران در جهان است.

در این گونه پرونده ها قاضی موظف است فرد اتهام زننده را بازجویی کند، قسم بدهد و در صورتی که فرد نتواند ادعایش را اثبات کند با او به بد ترین صورت برخورد می شود و حق "شهادت دادن" که یکی از حقوق شهروندی در جامعه مسلمین است، برای همیشه از او سلب می شود این ماجرا مثنوی هفتاد من کاغذ است که بهتر است در صفحه سینمایی خیلی پاپی آن نشویم.

 

به هر حال فیلم "سنگسار ثریا " روایتگر یک نظام مردسالارانه است. "سیروس نورسته" کارگردان ساکن امریکا با نشان دادن "روستای کوهپایه" به خیال خودش نمادی از جامعه و حکومت ایران را به تصویر کشیده که در آن حقوق زن ها  لگدکوب می شود، زن ها همیشه مجبور به سکوت می شوند و مردهایشان تمام قوانین را به نفع خود تصویب و اجرا می کنند (این همان حرفی است که فمینیست ها بر زبان می آورند).

فیلم "سنگسار ثریا"  در کل اثری است که از وافعیت های جامعه ایرانی فاصله دارد، بیان تصویری و کلامی اثر شعاری است و از صداقت و حسن نیت سازندگانش خبری نیست.

 این فیلم با بازی کردن با احساسات بیننده اش، سعی در فریب دادن و متاثر کردن او را دارد، تحریف قوانین و مقررات جزایی و احکام دین روشی است که این فیلم 5 میلیون دلاری و سرمایه گذاران آمریکاییش در پیش گرفته اند. این اثر به دلیل حجم گسترده اطلاعات غلط برای مخاطبان ایرانی تهیه نشده و غرض از تولید آن قطعا تاثیر گذاری بر چهره ایران در جهان است.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

 موزه سعدآباد؛ دروازه ای به فرهنگ و تمدن ایرانی 

موزه سعدآباد

در یکی از خوش آب و هوا ترین مناطق شمالی تهران، در دامنه البرز، بین میدان تجریش و دربند و انتهای خیابان طاهری ، ساختمان و سردری قدیمی چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند،سردر کاخ سعدآباد.   

کاخ سعدآباد که در ضلع جنوبی میدان دربند واقع شده است و از شرق به خیابان دربند، از غرب به ولنجک و زعفرانیه و از جنوب به گلابدره منتهی می‌شود، یکی از جاذبه های بی نظیر گردشی تهران است.

سعد آباد در اصل باغی بسیار بزرگ است، با درختان سر به فلک کشیده بسیار، و منظره ای دلنشین از تهران، که زیر پای آن گسترده شده است و از آنجا که سعدآباد دارای چندین کاخ و موزه مختلف است از آن با عنوان مجموعه کاخ موزه سعدآباد یاد می شود.

در مورد تاریخچه این کاخ می توان گفت این در زمان قاجار محل استقرار و سکونت تابستانی شاهان این سلسله بوده است. پس از کودتای 1299 رضاخان به منظور تهیه محلی ییلاقی برای خود بود که "امیر لشکر خدایار" باغ بزرگی را در کرج برای این امر در نظر گرفت. اما بعدها پیشنهاد شد تا ییلاق سعدآباد را خریداری کند. در آن زمان اراضی سعدآباد متعلق به "سردار اعظم" بود. این منطقه حدود 4 هزار مترمربع مساحت و دو عمارت بیرونی و اندرونی داشت.

بعد از مدتی باغ‌های نیمه ویران دیگری‌، از صاحبان آن‌ها خریداری و به تپه علی خان وصل شدند و به تدریج باغ سعدآباد فعلی به وجود آمد.

"نعمت الله کیکاووسی" معاونت فرهنگی موزه در گفت و گو با ایرنا در خصوص این کاخ گفت: مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد با یک میلیون و یکصد هزار مترمربع وسعت، یکی از بزرگترین مجموعه سایت موزه ها و پهناورترین کاخ ها به جهت مساحت است.

وی که مدت سی سال سابقه فعالیت در کاخ موزه سعدآباد را دارد، این مجموعه را یکی از مهمترین قطبهای گردشگری ایران دانست و در مورد تاریخچه شکل گیری این کاخ اظهار داشت: این مجموعه بعد از پیوستن 7 روستا یا منطقه ییلاقی و الحاق باغ های مختلف وسعتی تازه یافت و به اقامتگاه تابستانی رضاشاه تبدیل شد، که به مرور کاخ ها و کوشک هایی به مناسبت و ضرورت های گوناگون در جای جای آن بوجود آمد.

یکی از زییاترین بخش های سعدآباد که بهترین آثار آینه کاری هنرمندان ایرانی را در خود دارد، کاخ سبز است. که به دلیل نمای سنگی آن به نام "قصر سنگی" شناخته می شد و پس از بازسازی کاخ و مرمت زیرزمین، در زمان محمدرضا پهلوی به کاخ شهوند معروف گردید. اما امروزه به دلیل رنگ سبزی که در نمای آن بکار رفته به آن کاخ سبز می گویند

کیکاووسی با بیان اینکه مجموعه سعدآباد، چهار دوران تاریخی قاجاریه، پهلوی اول و پهلوی دوم و پس از انقلاب، را شامل می‌شود افزود: پس از پیروزی انقلاب  این مجموعه به شکل موزه در آمد،کاخ فعلی ریاست جمهوری نیز در جوار این مجموعه قرار دارد. ضمن اینکه از کاخ ملکه مادر نیز که متعلق به ارگان ریاست جمهوری است برای پذیرایی از مهمانان خارجی استفاده می‌شود.

مجموعه سعد آباد دارای 18 کاخ کوچک و بزرگ است که از این تعداد 12 موزه و 2 کاخ در حال حاضر برای بازدید عموم باز است، همچنین 8 دروازه راههای ورودی به کاخ است که رفت و آمد بازدید کنندگان از دروازه زعفرانیه انجام می گیرد.

کاخ موزه ها شامل کاخ موزه ملت(کاخ سفید سابق) و کاخ سبز (کاخ شهوند سابق) و موزه ها شامل موزه هنرهای زیبا، مردم شناسی، صنایع دستی، آب، موزه نظامی، هنر ملل، صنایع دستی، چهره های ماندگار و برادران امیدوار است. البته 3 موزه استادفرشچیان، میرعماد و بهزاد به دلیل تعمیرات و مقام سازی در حال حاضر تعطیل هستند.

موزه سعدآباد

یکی از زییاترین بخش های سعدآباد که بهترین آثار آینه کاری هنرمندان ایرانی را در خود دارد، کاخ سبز است. که به دلیل نمای سنگی آن به نام "قصر سنگی" شناخته می شد و پس از بازسازی کاخ و مرمت زیرزمین، در زمان محمدرضا پهلوی به کاخ شهوند معروف گردید. اما امروزه به دلیل رنگ سبزی که در نمای آن بکار رفته به آن کاخ سبز می گویند

"لیلا سلحشور" خبرنگار کاخ سعدآباد در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: کاخ سبز در میان تمام بخشها از قدمت بیشتری برخوردار است و دارای اشیاء ارزشمندتری نسبت به سایر کاخ ها است.

به گفته وی به دلیل قدمت این کاخ و حساسیتی که از نظر تاریخی دارا می باشد، به هنگام مراجعه بازدید کنندگان محدودیت هایی از جهت تعداد جمعیت برای این کاخ موزه وجود دارد.

سلحشور در ادامه افزود: کاخ ملت و کاخ سبز همواره بیشترین بازدیدکننده و علاقمند را به خود اختصاص می دهدند و از بین موزه ها نیز موزه هنرهای زبیا و موزه نظامی که یکی از مجهزترین مجموعه های ابزار و ادوات و تن پوشهای جنگی ادوار مختلف تاریخی را دارا است، همواره مورد توجه بوده است.

به گفته سلحشور بیشتر ساختمان ها و موزه های سعدآباد محل سکونت افرادی از خانواده پهلوی بود،که بعد از انقلاب تغییر کاربردی داده به موزه تبدیل شدند.

کارشناس ارتباط با رسانه های کاخ سعد آباد در مورد موزه برادران امیدوار گفت: از آنجا که این موزه متعلق به اولین جهانگردان ایرانی ، و شامل یافته ها و ابزار های سفر این دور برادر است.پیشنهاد شده که نام این به موزه جهانگردی تغییر کند، چرا که این عنوان برای افرادی که از زندگی این دو برادر اطلاعی ندارند،جذابتر است.

وی بیشترین بازدیدکننده و توریست را مربوط به فصل تابستان و ایام تعطیلات نوروز دانست و عنوان کرد: بقیه ایام سال نیز دانش آموزان و دانشجویان بیشترین اقشاری هستند که با توجه به رشته تخصصی خود از موزه های مختلف کاخ بازدید می کنند.

سلحشور در خصوص نحوه نگهداری اموال داخل کاخها تصریح کرد:یکی از کارهای مهم در موزه و کاخ نگهداری و حفاظت از اموال و اسباب موجود در کاخهاست، که این وظیفه امین اموال موزه است.

"ماه منیر شمس" امین اموال بخشی از کاخ موزه ملت است، او در گفت و گو به خبرنگار ایرنا در همین مورد گفت: حفظ و نگهداری اموال به این جهت اهمیت دارد،که بسیاری از وسایل کاخ هایی از این قبیل بسیار قیمتی و نایاب هستند.

وی در ادامه اظهار داشت: یک گردشگر خارجی می تواند با مشاهده 7 تا 10 موزه از مجموعه این موزه ها با بخش کامل از فرهنگ و هنر ایرانی آشنا شود، این امر سنگینی و مسوولیت نگهداری این اموال را دوچندان می کند.

موزه سعدآباد

شمس همچنین عنوان کرد: در کنار امین اموال ها، در کارگاههای کوچک تعدادی مرمت کار وجود دارند، که به بازسازی و مرمت اموال و اشیاء و بخش های مختلف کاخ می پردازند.

جالب است که این مجموعه علاوه بر کاخهای مذکور دارای ساختمانهای اداری و تشریفاتی دیگر، کارخانه های مختلف، استخرهای گوناگون، باغستانهای متنوع مثل توتستان،کاجستان،جنگل طبیعی و چشمه سارهای زیبایی است.ضمن اینکه رودخانه جعفرآباد نیز از وسط محوطه باغ می گذرد.

همچنین دوازه رشته قنات، سالن بولینگ و بیلیارد و زمنین های تنیس نیز در مجموعه سعدآباد وجود دارد.

در پایان باید گفت این مجموعه گنجینه غنی از میراث فرهنگی کشور ایران است و برگی از دفتر تاریخ. می توان از این کاخ به عنوان بخشی از تاریخ معاصر یاد کرد.

با وجود آنکه ایران یکی از ارزانترین کشورها در حوزه موزه گردی است، و در فرهنگ ایرانی و اسلامی نیز همواره به مطالعه تاریخ گذشتگان تاکید شده است اما هنوز بازدید از موزه در سبد تفریحی خانوارهای ایرانی جایی ندارد. به نظر می رسد تا شناساندن این گنجینه های تاریخی راه بسیاری باید رفت.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

راز بانو

سریال بانو

برخلاف سال‌های گذشته در ایام محرم، امسال علاوه بر یکی دو سریال مناسبتی، سریال‌هایی پخش شدند که برای محرم ساخته نشده بودند و تنها با یکی دو ربط کوچک برای محرم در نظر گرفته شدند.

یکی از این سریال‌ها، مجموعه بانو بود که در 13 قسمت روی آنتن رفت.  بانو که ساخت آن با کارگردانی حسن هدایت (کارگردان مجموعه کارآگاه علوی) شروع شده بود، در نیمه کار به‌دلیل مشغله هدایت به دست فرید سجادی‌حسینی سپرده شد. سجادی‌حسینی بیش از آنکه در ساخت مجموعه‌های تلویزیونی نامی آشنا باشد در ساخت تله‌فیلم‌های تلویزیونی فعالیت داشته و بانو با توجه به این پیش‌زمینه، تجربه خوبی برای سجادی حسینی است که توانسته در آن نسبتاً موفق عمل کند.

به گزارش همشهری ، داستان این مجموعه در سال 1316 می‌گذرد و درامی معمایی در بستر وقایعی تاریخی مثل ماجراهای مربوط به دوره حکومت رضاخان و کشف حجاب، شکل گرفته. درام نقطه آغاز خوبی دارد؛ نقطه‌ای که درصورت اجرای خوب در ساختار می‌توانست تبدیل به اثری متفاوت با سایر مجموعه‌های تلویزیونی شود. داستان از آنجا شروع می‌شود که زنی مرموز به شهر می‌آید و در پی جریاناتی، خواستار اعاده حیثیت ازدست‌رفته خویش می‌شود‌ انتخاب چنین آغاز و چنین بستری برای شروع یک سریال تلویزیونی، هر چند انتخابی جسورانه است اما حاشیه‌پردازی‌ها و از دست‌رفتن موقعیت‌های پرورش شخصیت و هسته اصلی درام و نکاتی که می‌تواند باعث جذابیت و افزایش تعلیق شود، باعث شده این شروع جسورانه خیلی به چشم نیاید.

شروعی که می‌توانست در قاب کوچک تلویزیون و البته کاملاً غیرقابل مقایسه از هر نظر و صرفاً از نظر آغاز روایت، خاطره کمرنگی از کاراکتر  برخی فیلم‌ها را زنده کند و رازآمیز بودن این ذهنیت و ایجاد کنجکاوی برای باز کردن گره‌های گذشته، می‌توانست بهترین محمل برای جذب مخاطب باشد. اما آنچه عملاً و در تصویر اتفاق می‌افتد، تأکید و تکرار مدام بر صحنه باغ کفترخون (به سبک سریال‌هایی مثل پس از باران) و قتل‌های دوره قاجار است نه درهم تنیدن نشانه‌ها و تلاش برای ایجاد ردپاهای زنجیره‌وار تا کشف حقیقت؛ به‌رغم رفت و برگشت‌های بسیار در طول سریال به سال‌های گذشته.

در اغلب قسمت‌ها ‌، کشمکش چندانی برای درگیر شدن با معمای قتل شاکر وجود ندارد و حوادث فرعی نتوانسته‌اند موازی با معمای اصلی جاذبه چندانی برای مخاطب ایجاد کنند. رازگشایی نهایی بی‌اینکه قدم به قدم انجام شود یکباره در دیالوگی غافلگیرانه و طولانی بین یاور قزاق و پدر سحرناز شکل می‌گیرد و معمایی که تااینجا سربسته نگه داشته شده بود بدون مقدمه چندانی، تمام جزئیاتش به‌طور کامل از زبان پدر سحرناز و با فلش‌بک تصویر به گذشته روشن می‌شود و البته خود این فلش‌بک که موتیف‌وار در سریال از ابتدا تکه‌تکه مثل خاطره‌ای ترسناک نشان داده می‌شود یکی از نقاط ضعف کار است که با وجود تکرار مدام در اجرا، پرداخت خوبی ندارد.

داستان این مجموعه در سال 1316 می‌گذرد و درامی معمایی در بستر وقایعی تاریخی مثل ماجراهای مربوط به دوره حکومت رضاخان و کشف حجاب، شکل گرفته. درام نقطه آغاز خوبی دارد؛ نقطه‌ای که درصورت اجرای خوب در ساختار می‌توانست تبدیل به اثری متفاوت با سایر مجموعه‌های تلویزیونی شود.

رازی که برای مخاطب فاش شده در قسمت نهایی به سبک برخی قسمت‌های سریال پوارو و به تقلید از آن کارآگاه علوی، با جمع کردن اهالی متهم و... در باغ کفترخون، برای کاراکترها هم بازگویی می‌شود و این بازگویی با توجه به اینکه مخاطب پیش از آن، همه جزئیات را شنیده، لطف چندانی ندارد و بیشتر شبیه نوعی کش‌دادن سریال و به 13قسمت رساندن آن است. از سویی قرار است سریال در دوره رضاخان و حال‌و‌هوای آن زمان بگذرد اما فرض کنید کسی بی‌خبر از روایت و بدون شنیدن نام رضاخان یا غائله کشف حجاب شاهد یکی از سکانس‌های مجموعه باشد. در فضا‌سازی‌ کلی کار از عناصر روایی گرفته مانند دیالوگ‌ها تا ساختار تصویری کمتر نشانه‌ای از جنس آن زمان دیده می‌شود.

سریال بانو

در دیالوگ‌های بازیگران از متن دیالوگ تا لحن اداکردن، جمله‌بندی، اصطلاحات و جنس گفت‌وگوها نشانه‌ای از سال‌های 1316 و یا 1306 که فلش یک سریال در آن اتفاق می‌افتد نیست و اگر نشانه‌هایی در طراحی لباس مثل فرم لباس‌های نظامی یا چادر و روبنده یا مضمون حرف‌های مرتبط با وقایع تاریخی در سریال نبود، بازی‌ها و متن گفت‌وگوها می‌توانست متعلق به زمان حاضر باشد. علاوه بر دیالوگ‌ها طراحی صحنه و دکور، جنس میزانسن و عناصر به کار رفته در قاب تصویر هم به هیچ وجه حاکی از آن زمان نیست و گاه همان اشکالاتی که در مجموعه‌های کارآگاه علوی و لحن بازیگران آن دیده می‌شد در اینجا هم اتفاقا افتاده.

به طور کلی برای شکل‌دادن به زمان یک درام تاریخی، عناصر مختلفی مورد نیاز است. علاوه بر فضای روایی با مولفه‌های مربوط به روایت، ساختار قاب تصویر و  میزانسن هم (‌به‌خصوص مولفه طراحی صحنه و لباس) می‌تواند نقش مؤثری در شکل‌گیری فضای روایت و قدمت تاریخی آن داشته باشد. با نگاهی به کل قسمت‌های مجموعه بانو، نوع قاب‌بندی‌ها و طراحی صحنه در شکل‌دادن به چنین فضایی اغلب ناموفق است و حال و هوا و ریتم فضایی و تاریخی را تداعی نمی‌کند.

هرچند نورپردازی به پیروی از سبک سریال‌ها و درام‌های معمایی اغلب کاربرد درستی دارد و اغلب از نورپردازی با مایه‌های کم نور، تاریک و با سایه‌های بسیار استفاده شده که می‌تواند به ایجاد دلهره و تعلیق در روایت‌های معمایی کمک کند اما با پرداختی که عجله بسیاری در آن به چشم می‌خورد طبیعتاً وقت چندانی برای تحقیق درباره جزئیات تاریخی و بازتاب آن در عناصر درام در این مجموعه صورت نگرفته و اغلب مشکلاتی که در فضاسازی و جنس دیالوگ‌ها و حتی طراحی صحنه دیده می‌شود از همین نبودن تحقیق کافی پیش از تولید سریالی تاریخی است که البته ظاهرا با توجه به زمان کار و عجله و بودجه اختصاص داده شده، اتفاقی طبیعی است!

 داستان از آنجا شروع می‌شود که زنی مرموز به شهر می‌آید و در پی جریاناتی، خواستار اعاده حیثیت ازدست‌رفته خویش می‌شود‌ انتخاب چنین آغاز و چنین بستری برای شروع یک سریال تلویزیونی، هر چند انتخابی جسورانه است اما حاشیه‌پردازی‌ها و از دست‌رفتن موقعیت‌های پرورش شخصیت و هسته اصلی درام و نکاتی که می‌تواند باعث جذابیت و افزایش تعلیق شود، باعث شده این شروع جسورانه خیلی به چشم نیاید

اما روایت سریال پیرنگی جذاب، پر‌گره و معما‌گونه دارد که از سر بی‌حوصلگی نویسنده در طرح و بسط و طراحی کشمکش‌ها کمرنگ شده. قرار است بی‌گناهی زنی ثابت شود که متهم به بی‌وفایی نسبت به شوهر است و مسبب خودکشی او شناخته می‌شود و همین صحنه خودکشی و در واقع قتل است که چگونگی آن، گره از معمای سریال باز می‌کند و معلوم می‌شود که قزاقی که عاشق زن شاکر- بانو- شده، دست به قتل شاکر زده و به انگیزه انتقام، بانو را متهم به بی‌وفایی و عامل مرگ شوهر معرفی کرده و سال‌هاست بانو با این ننگ روزگار سختی را پشت سر گذاشته. بانو که در این مدت نتوانسته چیزی را ثابت کند، به این شهر آمده تا معمای گذشته خود و بی‌گناهی‌‌اش را روشن کند.

این ماجرا به تنهایی پتانسیل خوبی برای روایتی پرکشمکش و چند لایه دارد که البته به خوبی از آن استفاده نشده و خیلی سریع و با عجله از آن گذشته و به حل معما می‌رسیم. در کنار روایت اصلی و داستان بانو اتفاقاتی فرعی هم شکل می‌گیرند که در جاهایی عمده شده و ماجرای بانو به حاشیه می‌رود؛ مثل ماجرای عشق شهاب و سحرناز و عاشق شدن یاور قزاق که باعث مرگ پدر سحرناز و کشته شدن یاور می‌شود.

این ماجراها هم به تبع روایت اصلی همه با سرعت و بدون مقدمه اتفاق می‌افتند، در نتیجه کاراکترها عمق چندانی پیدا نمی‌کنند و هر چه قدر بازی‌های خوبی هم داشته باشند در سطح مانده و مخاطب با آنها خیلی همراه نمی‌شود. ماجرای برادر سحرناز و شنیدن صحبت‌های پدر و یاور و کشتن یاور و بعد تظاهر به بی‌خبری، خیلی باورپذیر شکل نگرفته و چه در بازی بازیگر و چه پردازش شخصیت و روایت، این اتفاق جا نمی‌افتد؛ به‌خصوص که دلیلی برای این انکار ماهرانه، سرباز زدن از قتل یاور و کشاندن گره‌گشایی و اعتراف تا قسمت آخر سریال توسط برادر سحرناز نمی‌بینیم.

اما با همه اینها بانو در مقایسه با سایر سریال‌هایی که در این مناسبت پخش شدند، با توجه به جذابیت دراماتیک فیلمنامه و بازیگران آن و با وجود محدودیت زمانی، توانست مخاطبان بیشتری را جذب کند و موفق‌تر عمل کرد و شاید نخستین تجربه فرید سجادی حسینی اگر با زمان و بودجه بهتر، حوصله بیشتر و تحقیقی کامل‌تر صورت می‌‌گرفت می‌توانست در بازتاب جنبه‌های تاریخی اثر هم موفق‌تر باشد.

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

رابطه افسردگی و میل جنسی

افسردگی

بیماری افسردگی یکی از مشکلات مربوط به خلق و خوی است که دو مشخصه ی اصلی دارد:

 

یکی کاهش علاقه و لذت بردن از شرایط و موقعیت‌‌های مختلف زندگی، و دوم احساس غمگینی مفرط که معمولا علامت‌های همراه نیز دارد و حداقل دو هفته طول می‌کشد.

 

در این مواقع، بهتر است بیماران هر چه سریع‌تر برای رفع علامت‌های آن، تحت درمان قرار بگیرند.

ماهیت خود بیماری افسردگی سبب کاهش میل جنسی در افراد می‌شود، بنابراین تجویز و مصرف مرتب داروهای ضدافسردگی می‌تواند با بهبود روان و کنترل بیماری، شرایط فرد را بهبود بخشد.

 

نکته‌ای که اغلب بیماران در مورد آن دچار تردید هستند، تاثیر داروهای ضدافسردگی در قدرت و فعالیت جنسی آنهاست که باید بگویم فقط در برخی مواقع ممکن است عوارض جانبی داروهای ضدافسردگی، اختلال در عملکرد جنسی باشد و این حالت بیشتر در هنگام مصرف دارویی از خانواده داروهای مهارکننده سروتونین دیده می‌شود.

 

در کشور ما با توجه به فرهنگ غالب مردم و عدم اظهار مشکلات جنسی به دلیل حجب و حیا، بهتر است درمانگران، تمام بیمارانی را که به علت افسردگی یا سایر اختلالات روان‌پزشکی تحت درمان هستند، شخصا بررسی کنند و پرسش‌هایی در این زمینه داشته باشند تا در صورت لزوم، برای رفع مشکل جنسی اقدام شود.

 

در اکثر مواقع اساس درمان، اطمینان دادن به بیمار از این بابت است که مشکل ایجاد شده برگشت‌پذیر خواهد بود و نباید تصور کند، فعالیت جنسی‌اش برای همیشه دچار اختلال شده است.

دکتر غلامحسین قائدی - روان‌پزشک

عضو هیات علمی دانشگاه شاهد

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ٩:٥٤ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

ورزش، افسردگی را درمان می کند؟

فرد افسرده

درباره اثر ورزش در درمان افسردگی در سال‌های اخیر مطالعات متعددی انجام شده است که بیشتر آنها نشان داده‌اند، ورزش به بهبود افسردگی کمک می‌کند.

اگرچه ساز و کار اصلی اثر درمانی ورزش مشخص نیست، ولی به نظر می‌رسد که ترشح برخی مواد (مثل اندورفین، دوپامین، سروتونین و نوراپی‌نفرین) با ورزش کردن در بدن بیشتر می‌شود و این مساله به بهبود روحیه کمک می‌کند.

همچنین ورزش کردن باعث می‌شود توجه بیمار از نگرانی‌ها و سایر مسایل ناراحت‌کننده به نکات دیگر جلب شود. به علاوه به بهبود اعتماد به نفس کمک می‌کند. این مسایل هم می‌توانند به کاهش افسردگی بیانجامند.

اما اگر موثر بودن ورزش را بپذیریم، «میزان» تاثیر آن در کاهش افسردگی هم اهمیت دارد.

 

آیا ورزش کردن می‌تواند به اندازه روان‌درمانی یا دارودرمانی در بهبود افسردگی موثر باشد؟

در کوتاه‌مدت، بله. ولی درباره اثربخشی طولانی‌مدت ورزش برای درمان افسردگی مطالعات کافی انجام نشده است.

 

از طرف دیگر، متاسفانه این درمان برای گروه زیادی از بیماران قابل اجرا نیست، زیرا نیاز به انرژی، انگیزه و مداومت زیاد دارد و باعث می‌شود بسیاری از بیماران افسرده این درمان را نپذیرند، یا در میانه درمان، آن را رها کنند.

 

این درمان تقریبا برای هیچ یک از بیماران مبتلا به افسردگی شدید قابل اجرا نیست. تصور کنید چگونه می‌توان یک فرد افسرده را وادار کرد هفته‌ای پنج روز و هر روز به مدت نیم ساعت، ورزشی با شدت متوسط را انجام دهد.

 

بنابراین در حال حاضر از این روش درمانی فقط به عنوان یک درمان کمکی استفاده می‌شود، نه یک درمان اصلی.

البته این درست است که در صورت اجرا، آثار درمانی آن زودتر از دارودرمانی ظاهر می‌شود، زیرا دارو برای اثر کردن، نیاز به چند هفته زمان دارد.

 

پس اگر بتوان فرد افسرده‌ای را که تحت درمان با روش دیگری نیز هست ، به انجام ورزش، تشویق نمود، می‌تواند مفید باشد.

دکتر سید وحید شریعت - روان‌پزشک

عضو هیات علمی دانشگاه ایران

[ ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ٩:٤٧ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
 
زندگینامه ی لئوناردو داوینچی و معرفی برخی از آثار وی


جذابترین فرد دورة رنسانس در 15 آوریل 1452 نزدیک قریة وینچی، تقریباً درصد کیلومتری فلورانس، متولد شد.
به مدرسه‏ای در نزدیکی منزل وارد شد. با عشقی فراوان به ریاضی، موسیقی، و رسم پرداخت، و با آوازخواندن وعود نواختن پدر خویش را شاد می‏ساخت. برای خوب نقاشی کردن همة‌ اشیای طبیعت را با کنجکاوی، صبر، و دقت بررسی می‏کرد. علم و هنر، که در مغز او به نحوی شگرفت با هم آمیخته شده بودند، فقط یک اساس داشت، و آن مشاهدة دقیق بود. هنگامی که پانزده ساله شد، پدرش او را به هنرگاه وروکیو در فلورانس برد و آن هنرمند چیره‏دست را به پذیرفتن او به شاگردی خویش ترغیب کرد. تقریباً تمام مردم تحصیلکرده از داستان وازاری دربارة نقاشی فرشته‏ای توسط لئوناردو در سمت چپ تصویر غسل تعمید مسیح کار وروکیو آگاهند و  می‏دانند که آن استاد چگونه شیفتة زیبایی آن فرشته شد، و  این شیفتگی چه‏سان باعث شد که وروکیو نقاشی را کنار گذارد و پیکرتراشی پیشه کند. شاید داستان این تغییر حرفه پس از مرگ وروکیو جعل شده باشد. وروکیو چندین تصویر بعد از غسل تعمید مسیح ساخت. شاید در روزهای کارآموزی خود بود که لئوناردو تصویر عید بشارت (موزة لوور) را با فرشتة‌ نازیبا و  باکرة مضطرب آن نقاشی کرد. مشکل به نظر می‏رسد که او ظرافت را از وروکیو آموخته باشد.
در همین اوان، سر پیرو ثروتمندتر شد: چند ملک خرید، خانوادة خود را به فلورانس برد (1469) و متوالیاً چهار زن گرفت. زن دوم فقط ده سال از لئوناردو بزرگتر بود. وقتی که سومین زن پیرو کودکی برای او آورد، لئوناردو با ترک خانه و رفتن نزد وروکیو از تراکم جمعیت منزل کاست. در آن سال (1472) به عضویت گروه قدیس لوقا درآمد. مرکز این گروه یا اتحادیه، که عمدتاً از داروفروشان،‌ پزشکان، و هنرمندان تشکیل شده بود، در بیمارستان سانتا ماریانوئووا بود. احتمالا لئوناردو در آنجا فرصتی برای تحصیل تشریح داخلی و خارجی به دست آورد. شاید در آن سال او - یا شخص دیگری- تصویر تشریحی لاغر قدیس هیرونوموس را، که اکنون در تالار واتیکان است و به او نسبت داده می‏شود،‌ رسم کرده باشد. نیز شاید او بوده است که نزدیک سال 1474 تصویر زیبا و جاندار اما نارسای عید بشارت را، که اکنون در اوفیتسی است، ساخته است.
در 1478 شورای شهر ازاوخواست نمازخانة سان برناردو در کاخ وکیو را نقاشی کند. ولی بنا به علتی، این مأموریت را انجام نداد؛ گیرلاندایو اجرای کار را به عهده گرفت؛ فیلیپینو لیپی آن را به اتمام رساند. مع‏هذا هیئت مدیره بزودی به او و  بوتیچلی مأموریت دیگری داد. این مأموریت عبارت بود از ساختن تصویر دو مردی که به سبب توطئه علیه لورنتسو و جولیانو مدیچی به دارآویخته شده بودند. شاید لئوناردو، باعلاقة نیمه معتلی که به عیوب جسمانی ورنج انسانی داشت، تا حدی مجذوب این مأموریت شنیع شده بود.
اما او  در حقیقت به همه چیز علاقه‏مند بود. تمام حرکات و سکنات بدن و حالات چهرة انسان، همة جنبشهای حیوانات و  نباتات از تموج ساقه‏های گندم در مزرعه تا پرواز پرندگان، پستی و بلندیهای کوهسار،‌ امواج و جریانهای آب و باد، انقلابات هوا وحالات مختلف آسمان- همة اینها برای او بس شگفت‏انگیز بودند. تکرار هیچ حالتی سحر ورمز آن را برای وی کسالت‏آور نمی‏کرد،‌اوهزاران صفحة کاغذ را از شرح مشاهدات خود از صور مختلف پرکرده و تابلوهای بیشمار با هزاران شکل متنوع رسم کرده بود. وقتی رهبانان سان سکوپتو ازاو خواستند تا تصویری برای نمازخانة آنان بسازد (1481)،‌او موضوع ستایش مجوسان را انتخاب کرد وچندان خاطر خود را به جزئیات طرح آن مشغول داشت که تصویر را هرگز به پایان نرساند.
مع‏هذا این پرده یکی از بزرگترین آثار اوست. طرحی که اوبرای تصویر ریخت کاملا با اصول هندسی ژرفانمایی تطبیق می‏کرد؛ سطح تصویر را به مربعاتی تقسیم کرد که مرتباًو با نسبت دقیق کوچک می‏شدند- معلومات ریاضی لئوناردو همواره با هنر نقاشی او به رقابت برمی‏خاست و  گاه نیز با آن همکاری می‏کرد.
اما هنر لئوناردو چندان نیرومند بود که در کشمکش با علم همواره پیروز می‏شد؛ در این مورد نیز غلبه با هنر بود:‌ مریم عذرا در این تصویر حالت و وجناتی داشت که در تمام آثار لئوناردو از آغاز تا پایان دیده می‏شد؛ مجوسان باوقوف زایدالوصف یک جوان هنرمند، به خلق وخوی پیروان رسم شده‏اند؛ و «فیلسوف» سمت چپ تصویر قیافة اندیشمند نیمه‏شکاکی دارد، بدان‏سان که گویی نقاش،‌ به محض برگرفتن قلم، داستان مسیحیت را با یک روح شکاک ودر عین حال پر از ایمان، از آغاز تا پایان، از نظر گذرانده است. در اطراف این اشخاص تقریباً پنجاه نفر جمع شده‏اند، گویی هرگونه زن و مردی به سوی مهدکودک شتافته‏اند تا با ولع بسیار معنی حیات و نور عالم1 را دریابندو راز زندگی را در مجموعة بزرگی از ولادتها کشف کنند.
اشاره به این گفتة حضرت عیسی: «.‌.. من نور عالم هستم، کسی که مرا متابعت کند در ظلمت سالک نشود، بلکه نور حیات را یابد.» «انجیل یوحنا»، باب هشتم این شاهکار ناتمام، که باگذشت ایام تقریباً محو شده، در اوفیتسی فلورانس نصب شده است؛‌ اما فیلیپینو لیپی بود که نقاشی مورد قبول برادران سکوپتو را اجرا کرد. عادت لئوناردو، جز در چند مورد استثنایی،‌ این بود که بسیار بلنداندیشی کند؛ خود را در آزمایش جزئیات مستغرق سازد؛ و در ورای موضوع، دورنماهای بیشماری از اشکال انسانی، حیوانی، و نباتی، صور معماری، صخره‏ها و کوهها،و نهرها و ابرهاو درختان را به حیطة تصور درآورد؛ بیشتر مجذوب فلسفة تصویر شود تا کمال فنی آن؛و بالاتر از همه آنکه کار کوچکتر رنگ‏آمیزی تصاویری را که بدین گونه برای عیان ساختن فحوا پدید آمده‏اند، به دیگران واگذارد؛ و آنگاه، پس از رنج فکری و جسمی بسیار، از نارسایی دست و اسباب‏کار در تعبیر رؤیای کمال دستخوش نومیدی شود: به جز چند مورد استثنایی، خوی و سرنوشت لئوناردو از ابتدا تا انتها بدین گونه بود.

مونالیزا

تابلوی نقاشی مونالیزا که به لبخند ژوکوند نیز شهرت دارد، شاهکار لئوناردو داوینچی  هنرمند مشهور ایتالیایی است.
این اثر استثنایی در طول تاریخ چندین بار ربوده شده،و با اینکه ۵۰۰ سال از زمان خلقش می‌گذرد اما آسیب چندانی ندیده‌است.
تابلوی مشهور لبخند ژوکوند به دلیل لبخند بسیار مرموز مونالیزا و همچنین سبک نوین نقاشی لئوناردو داوینچی در آن زمان، به شهرت جهانی رسید.
گفته شده‌است که داوینچی  سفارش نقاشی این اثر را بین سالهای ۱۵۰۳ تا ۱۵۰۶ دریافت کرد،[نیازمند منبع] اما آن را به موقع تحویل ندادو  چند بار آن را عوض کرد.
هم اینک اصل تابلو در موزه لوور در فرانسه نگهداری می‌شود.

ریشه تاریخی

از تاریخ این چنین بر می آید که فردی بنام فرانسیسکو بارتولومئو* ۱ از اشراف شهر فلورانس از داوینچی خواسته است که پرتره همسر سوم خود یعنی لیزا آنتونیو ماریا* ۲ را برای او نقاشی کند.[نیازمند منبع]داوینچی نزدیک به چهار سال روی این اثر هنر کار کرد و پس از اتمام نقاشی در سال ۱۵۰۷ این تابلوی زیبا را به فرانسیسکو نفروخت، فلورانس را ترک کردو آنرا نزد خود نگاه داشت.
برخی معتقد هستند از آنجایی که لئوناردو تابلو را تمام نکرده بود آنرا به فرانسیسکو نفروخت و  بسیاری دیگر معتقد هستند که لئوناردو عاشق این تابلو بود. 
داوینچی  در سال ۱۵۱۶ هنگامی که تابلو مونالیزا را در چمدان‌های خود داشت وارد فرانسه می‌شودو  آن‌را به پادشاه وقت فرانسه فرانسیس اول* ۳ می فروشد. پس از آن به مرور زمان این اثر زیبا در شهرهای مختلف فرانسه نقل مکان می‌کند تا اینکه پس از انقلاب فرانسه، مونالیزا موزه لوور را به‌عنوان خانه خود انتخاب می‌کند.
ناپلئون آن‌را از موزه برمی دارد و  به اطاق خواب خصوصی خود می‌برد[نیازمند منبع] ولی پس از تبعید ناپلئون این اثر دوباره به لوور بازگردادنده می‌شود.

جای خالی مونالیزا بر روی دیوار، لوور

در ۲۱ اوت سال ۱۹۱۱ تابلو مونالیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزیده می شود و  به ایتالیا آورده می شود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده می‌شود و  پس از انجام برخی فعالیت‌های اداری و  قانونی تابلو دوباره به لوور بازگردانده می‌شود.
در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت آن سال‌ها به طول انجامید. در دهه های ۶۰ و  ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و  مسکو میزبان این تابلو بودند.۴

بانوی صخره‌ها

بانوی صخره‌ها (به انگلیسی: Virgin of the Rocks) نامی است که بر روی دو اثر با ساختار و ترکیبی تقریباً مشابه نهاده شده‌است و  هر دو به احتمال نزدیک به یقین از آثار نقاش، پیکرتراش، معمار، شاعر و نویسنده ایتالیایی لئوناردو داوینچی (۱۴۵۲ - ۱۵۱۹ میلادی) است.
این اثر، ملاقات عیسی مسیح در کودکی را با یوحنا تعمید دهنده در جریان گریز به مصر به تصویر کشیده‌است. در این اثر، مریم مقدس در حالی که در مرکز تصویر قرار گرفته‌است یوحنا را به سمت عیسی مسیح راهنمایی می‌کند، عیسی تقریباً در مرکز تصویر روی زمین نشسته‌است و  با اشاره دست به یوحنا برکت می‌دهدو  عزرائیل در هیبت یک دختر، در گوشه‌ای شاهد این ماجراست.
بانوی صخره‌ها در دو نسخه با اختلاف زمانی تقریباً ۲۰ سال از یکدیگر کشیده شده‌اند. نسخه قدیمی در موزه لوور پاریس و  دیگری در نگارخانه ملی لندن نگهداری می‌شود.

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد:
می بایست نیکی را به شکل عیسی و  بدی را به شکل یهودا یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او  خیانت کند، تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.
روزی دریک مراسم, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان یافت.
جوان را به کارگاهش دعوت کرد و  از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت.
تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او  فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.
نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و  ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او  نداشت.
گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و  در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و  خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید،و  با آمیزه ای از شگفتی و  اندوه گفت: من این تابلو را قبلاً دیده ام! 
 داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟!
گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی  پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!
می توان گفت: نیکی و  بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.
[ ٧ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

متن مقاله:

 

بخش1ـ مقدمه

اینترنت شبکه‌ای گسترده و بی حد و مرزی از شبکه‌ها است که توسط لینک‌های زنده بین کامپیوترها ایجاد می‌شود.همانگونه که همه می‌دانند این شبکه در ابتدا پروژه ای بود که وزارت دفاع آمریکا آن را انجام می‌داد و به آرپا نت معروف شد.تاریخ آن به دهه 1960 و اوایل دهه 1970 باز می‌گردد.هدف اولیه آرپا نت ایجاد ارتباط بین ارتشی‌ها بود که به آسانی بتوان از بروز نقص و عدم عملکرد صحیح پرسنل نظامی آگاه شد.

از 40 سال یا بیشتر از آن زمان، اینترنت دستخوش تحولات چشمگیر و عمدتاً غیرقابل پیش‌بینی بسیاری بوده است. فناوری‌های دیجیتالی بسیاری، ابعاد فرهنگ چاپی‌ ما را به چالش کشیده‌اند.اینترنت درحال تولید اشکال جدید اجتماعی‌شدن انسان و عملکردهای جدید فرهنگی و نیز متحول ساختن اشکال و عملکردهای قدیمی است.سرعت این تحول آن‌چنان بالا است که بررسی کلی تحولات اغلب دشوار است، درست مثل اینکه بخواهیم از قطاری که به سرعت در حال حرکت است عکس‌برداری کنیم.پیش‌تر در دهه 1990 شنیدیم که افراد تنها از ایمیل استفاده می‌کردند یعنی چت نمی‌کردند و در وب هم سیر نمی‌کردند ـ یعنی آنها در عصر حجر زندگی می‌کنند! فاصله بین بچه‌ها و نوجوانان (که به عنوان مشارکت‌کنندگان طبیعی و آماده، در این دنیای جدید رشد می‌کنند)و والدین آنها بعضاً می‌تواند اقتدار سنتی والدین را به چالش بکشد.

من در این سخنرانی بالضروره و صرفاً بر چند جنبه از این تحولات تأکید خواهم کرد.شیوه‌های متعددی برای ارتباط آن‌لاین وجود دارد و مسلماً من نمی‌توانم به تفضیل تمام آنها را بررسی کنم.امروزه دست کم تمام افراد به تنهایی به نوعی با شبکه جهانی در ارتباط هستند.این وسیله، ابزاری برای ارتباطات بین فردی مستقیم نیست، لذا در این باره بیش از این سخنی نخواهم گفت.

صرفنظر از دو شخصی‌ که ایمیل به هم می‌فرستند، اشکال مهمتری از ارتباطات گروهی همزمان نیز وجود دارد.در اینگونه ارتباطات درست مثل نامه‌های سنتی،بین نوشتن و فرستادن یک پیام و دریافت و خواندن آن به لحاظ زمانی تأخیر وجود دارد.اولین شکل روش ارتباط همزمان، ورای فناوری نظامی اولیه، تابلوی اعلانات الکترونیکی بود. BBSs در دهه 1980 در میان هکرها و دیگر خبرگان کامپیوتر و عمدتاً‌ مذکرها رشد کرد.امروزه هزاران لیست مباحثه، فهرست پست الکترونیک، گروه های خبریUsenet و دیگر روش‌های ارتباط گروهی همزمان به افراد امکان می‌دهد تا به رغم پراکندگی جغرافیایی، با خیال راحت حتی شب هنگام و به هنگام استراحت با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.به رغم نقل و انتقالات بسیار میان بسیاری از این گروه‌ها، قوانین ثابتی سبب ظهور و بروز الگوها و هنجارهای فرهنگی می‌شوند.در اینجا چند نمونه از نرم‌های مشترک میان این گروه‌ها را بیان کرده‌ایم.

ارتباطات آن‌لاین همزمان، نظیر ارسال پیام و چت بخشی از زندگی روزانه میلیون‌ها انسان خاصه نوجوانان و نیز بزرگسالان شده است.در بخش دوم این سخنرانی، در مور یکی از وسایل ارتباطی آن‌لاین سخنی خواهم گفت: اتاق چت قابل اطمینان یکی دیگر از اشکالات چت، به Moos یا Muds، پدیده‌های مجازی متن محور مشهورند؛ عوالمی که تنها با واژه ساخته می‌شوند و افراد در آنها در فضایی خیالی و نقش گزارانه پیچیده، تعامل می‌کنند.معروف‌ترین کتابی که درباره Moos نگاشته شده، که »زندگی بر روی صفحه: هویت در عصر اینترنت »نام دارد.این کتاب را شری ترکل درسال 1995 نگاشته است.سخنرانی دوم من به زبان ایمیل که عموماً در ارتباطات آن‌لاین همزمان بکار می‌رود، اختصاص دارد.مابقی سخنانم به ارتباطات همزمان اختصاص خواهد یافت.سپس مقدمه کوتاهی در مورد مطالعات موردی مربوط به ابعاد دیداری و شفاهی ارتباط توسط اتاق چت قابل اطمینان عرض خواهم کرد.

 

از ارتباط ابزاری تا ارتباط بیانی

یکی از تحولات مهم در اینترنت تغییر کاربردهای کاملاً ابزاری به کاربردهای بیانی بوده است.رسانه‌های جدید توسعه روابط اجتماعی، بیان احساسات و بروز خلاقیت‌های بسیاری را تسهیل کرده‌اند.این وسیله، ورای کاربردهای نظامی‌اش، اساساً در حوزه های کاری به کار می‌رود.در نتیجه، دانشمندان علوم اجتماعی بسیار دیر متوجه جوانب بیانی نوظهور شدند چرا که آنها نیز گرایشی ابزاری نسبت به کامپیوتر داشتند.به عنوان نمونه، پژوهش‌های اولیه در فاصله سال‌های 1975 و 1990، نحوه تأثیر ایمیل بر ارتباطات کاری (اینکه آیا ایمیل روابط سلسله مراتبی را تضعیف می‌کند؟) و غیره را بررسی کرده‌اند.اصطلاحاتی نظیر کنفرانس تلفنی و کنفرانس ها در پژوهش‌های منتشر شده در این دوره رواج یافتند.از این رو، مردم توقع داشتند چهارچوب تمام پیام‌های مبادلاتی جدی شود.

پژوهشگران در اوایل دهه1980،این وسیله را سرد، گمنام و فاقد حضور اجتماعی دیدند چرا که از نشانه‌های غیرشفاهی‌ نظیر گفتگوی رودررو محروم بود.امروزه می‌دانیم که فضای مجازی به همان میزان که به افراد و فعالیت‌های آنان مربوط است با انتقال اطلاعات نیز در ارتباط است.استعاره شاهراه اطلاعاتی که بطور عمومی بکاربرده شده است، مفهوم رسانه جدید را به عنوان معابر انحصاری انتقال بیت ها و بایت ها، دائمی و جاودانی نموده است.امروزه بر این باوریم که فضای مجازی بیشتر به افراد و فعالیت های آن ها تعلق دارد تا انتقال اطلاعات.

تا اواسط و اواخر دهه1990، فضای مجازی، درنگاه من، کندوی پرسروصدایی (وزوزو) از فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی بود.با آغاز دوره جدید، الگوهای قدیمی‌تر کامپیوتری به مثابه ابزارهای عقلانی، با الگوی جدیدتری با امکانات مختلفی نظیر فضاهای بازی، تجربه اجتماعی و تعاملات تصویری به رقابت برخاستند.

کتاب من تحت عنوان »بازی مجازی: ارتباطات به صورت آن لاین» که در سال 2001 منتشر شد، پنج پژوهش مربوط به ارتباطات و نگارش دیجیتالی را معرفی کرده است.در نیمه دوم دهه1990 بسیاری از فعالیت‌های گفتاری و جذاب در اینترنت بوجود آمدند.این کتاب با تحلیل این گرایش بر مظاهر شادی و تفریح در کامپیوتر تأکید می‌کند: انواع راه‌هایی که افراد با آنها خود را سرگرم می‌کنند، خواه تصاویر، مطالب و تکه‌کلام‌های جذاب.در وهله دوم دلیلی آورده‌ام که مردم از تجربه و عملکردهای خود در این زمینه بسیار لذت می‌برند.

 

اینترنت به مثابه فضایی برای تفریح و نشاط

همانطور که جان هایزن در اثر خود توضیح داده، تفریح همواره جزء حائز اهمیت فرهنگ انسان بوده است.به اعتقاد راجر کولیوس تفریح 6 ویژگی دارد:

1ـ آزادی: تفریح کردن اجباری نیست.

2ـ جدابودن: محدود بودن به لحاظ زمان و مکان و قابلیت تعریف شدن از قبل.

3ـ غیرقطعی: مدت آن قابل تعیین نیست، نتیجه نیز قابل پیش‌بینی نیست و به بازیکنان آزادی و مجال ابتکار و ابداع داده می‌شود.

4ـ بی‌محصول بودن: نه پول ایجاد می‌کند و نه کالا.

5ـ قانون‌مند بودن: وجود کنفوانسیون‌هایی که قوانین مورد نیاز را وضع می‌کنند.

6ـ تظاهر: که با آگاهی از یک واقعیت ثانوی و یا یک امر غیرواقعی آزاد که با زندگی واقعی در تقابل است، همراه است.

تمام ویژگی‌های مذکور به استثنای ویژگی دوم، با فعالیت با نشاط و لذت‌بخش در اینترنت مطابق‌ هستندـ البته فعالیت آن‌لاین به زمان و مکان محدود نمی‌شود.در میان اشکال مختلف ارتباطات آن‌لاین، چت برای فعال کردن فضای تفریحی بسیار مؤثرتر است.به دلیل پویایی این وسیله و نیز به دلیل پنهان بودن هویت افراد، مشارکت‌کنندگان از مسوولیت کمتری که در قبال کارهای خود برخوردارند.لذا، می‌توانند به انحاء مختلف تظاهر به انجام کاری بکنند.

در اواسط و اواخر دهه1990 فضای مجازی برغم نبود جسم یا دست کم انتقال سریع نقش آن، فضایی شلوغ، مفرح و شاد بود.این فضا از نگاه یک انسان‌شناس به نام ویکتور ترنر فضایی بینابین و عاری از قوانین و انتظاراتی بود که عموماً بر رانندگی روزانه حاکم بوده، احتمالی و تجربی‌اند.دلیل این امر آن بود که این فضا، فضایی جدید و به لحاظ فرهنگی بدون چارچوب بود.دست کم در اشکال متنی‌اش، غالباً هویت را پنهان می‌کرد و مسئولیت در برابر کنش‌ها را کاهش می‌داد.

امروزه ما تا چه اندازه می‌توانیم اینترنت را نشاط‌آور و مفرح بدانیم؟ نظر به مشارکت صدها میلیون نفر که مشخصاتشان کاملاً با هکرها، برنامه‌نویس‌ها و خبرگان کامپیوتر (که این فناوری‌ها را ایجاد کرده‌اند و امکانات بسیار دیگری را نیز در دست تهیه دارند) تفاوت دارد، چنین تعمیم‌هایی دیگر مناسب نیست.اینترنت همانند سایر ابعاد زندگی معاصر متفاوت و پیچیده شده و روز به روز با دنیای آف‌لاین ارتباط تنگاتنگی برقراری می‌کند و این مسأله تعمیم را دشوار ساخته است.در این بخش از سخنرانی، اساساً بر آنچه که به اعتقاد من گرایشات عمده در اواخر دهه1990 بشمار می‌روند تأکید می‌کنم و ارزیابی اینترنت را به عهده دیگران گذاشته یا به زمان دیگری موکول می‌کنم.

 

چرا اینقدر با نشاط

چرا ارتباط با اینترنت تا این اندازه نشاط‌آور است؟ به آسانی نمی‌توان به این سؤال پاسخ داد.به اعتقاد من، دست کم چهار عامل در این مسأله مؤثرند:

تعامل

یکی از عوامل مهم، تعامل است.طبیعت کامپیوتر به مثابه ابزاری شادی‌آور است اما آنچه به همراه دارد، مباحثه است. بسیاری از افراد اصطلاح تعامل را بکار می‌برند اما آن را به گونه دیگری برداشت می کنند.ماهیت پویای تعامل دیجیتالی، ناشی از (به گفته نیکلاس نگروپونته ) تحول از اتم به ذرات یا بدتر از آن، ناشی‌از رهایی از استبداد مادیت است.

تعامل از هر نوعی با کامپیوتر اغلب به طور کلی جذاب است.به گفته شری ترکل کامپیوترها امتداد خود و یا حتی خود دوم محسوب می‌شوند.کاربران احساس در جریان بودن و بی‌زمانی می‌کنند و حالت سحرآمیز تعامل با کامپیوتر، حتی زمانی‌که به تنهایی و بدون مخاطب باشند، این حس در جریان بودن را تقویت می‌کند.ما پاسخ انتخاب‌های خود را به سرعت دریافت می‌کنیم.سرعت بالا و استفاده آسان، تنوع و زودگذر بودن نرم‌افزارها، همگی شادی آورند.جی دیوید بولتر در کتابش با عنوان »فضای نگارش: کامپیوتر، فوق متن و تاریخ نگارش» نوشت:

«نشاط (فرح بخش بودن) یکی از ویژگی‌های بارز این ابزار جدید است، ادبیات الکترونیکی درست همانند برنامه‌ریزی کامپیوتری، یک بازی است.[فوق متن] … محصول بازی‌های کامپیوتری است، ادبیات کامپیوتری از دو جهت اهمیت دارد: از آنجا که هیچ موفقیتی پایدار نیست، هیچ شکستی هم لزوماً دوام ندارد.در مقابل، نوعی جدیت در کانون ادبیات چاپی، حتی در نوع کمدی، زمان و طنز آن وجود دارد که این مسأله ناشی از تغییرناپذیری صفحه چاپی است.»

رویکرد دیگر تعامل، بر استعاره تاتر تأکید دارد.این مورد را می‌توان در اثر برنارد لورل، ریچارد لانهام، و الوکوئییر استون ملاحظه نمود.برندا لورل در اثرش با عنوان کامپیوتر به مثابه تئاتر معتقد است که هر چه گزینه‌های ما بیشتر باشد، مجال انتخاب آنها گسترده‌تر است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند، تجربه آنها عمیق‌تر است و تعامل با آنها بیشتر است.این دیدگاه را هم می‌توان برای تعامل تک نفره با کامپیوترها بکار برد و هم برای ارتباطات بین فردی که با کامپیوترها به هم مرتبط می‌شوند.

ریچارد لانهام نویسنده کتاب «واژه الکترونیک: دموکراسی، تکنولوژی و هنر» کامپیوتر شخصی را ابزاری اساساً نمایشی می‌بیند:

از سرعت، انعطاف‌پذیری، تعامل و غنای امکاناتش که بگذریم، این ابزار در صورت وجود چندرسانه، کاربر را به نوعی «کارگردان» برنامه خود می‌کند.کاربران سیستم عامل مکینتاش در دهه1980 اولین کاربرانی بودند که تجربه استفاده از کامپیوتر را «پرواز کردن»، یا آزادی فوق‌العاده تعبیر کردند.امروزه صدها میلیون نفر آن را از طریق ماکروسافت ویندوز تجربه می‌کنند.

 

 

فرهنگ هکر

فرهنگ هکری دومین عامل مؤثر در کنش‌های مربوط به شبکه است.نشاط برای آنچه هکرها انجام می‌دهند و نحوه برداشت آنها از خود نقش محوری دارد.البته منظور من در اینجا هکرهایی نیست که در خبرها از خلافهایشان می‌شنویم و به شدت از سوی کسانی که طرفدار اخلاق اصیل هکر هستند مطرودند.بر طبق تعریفی خودساخته هکرها در فرهنگ لغت جدید آن‌لاین هکرها با نام فهرست اصطلاحات مخصوص ، هکر، شخصی است که از جستجو در جزئیات سیستم‌های برنامه‌ریزی و چگونگی بسط قابلیت‌های آنها لذت می‌برد یا کسی است که از چالش فکری با محدودیت‌های مختلف لذت می‌برد.هک کردن یعنی تعامل با کامپیوتر به نحوی لذت‌بخش و جستجوگرانه و نه هدفمند.

هکرها عاشق بازی با کلمات و نشانه‌ها هستند و اساساً به بازی کردن با کلمات و خبره بودن در سایر کارکردهای زبانی معروفند.اصطلاح «میل حلزونی» که کنایه از نامه‌نگاری‌های سنتی است، تنها بخشی از ادبیات هکرهاست.

چاپ هکری از روی عمد ناخوانا و مغلوط است.غیرمعمول بودن متن به لحاظ شکل نگارش واژه‌ها، که در نرم‌افزار ASCll نمونه‌های آن را می‌توان یافت و نیز موجود بودن حروف چاپی در تمام سیستم‌های عامل اینترنتی از جمله ویژگی‌های سیستم چاپ هکری است.Anarchy Mono نمونه‌ای است که واژه‌های چاپی را در یک فونت کاملاً دیجیتال نشان می‌دهد.

واژه‌های نامتعارف به طور عجیبی جایگزین واژه‌های معمولی الفبا می‌شوند.لذا، تایپ کردن حرف e در جایگاه معمول آن نگاشته شده، در عوض،نشانه پوند (واحد پول انگلیس) است.همچنین، اگر کلید حرف قراردادی s را بفشاریم، نتیجه آن نشانه دلار و یا حرف بزرگ S است.درمثال دوم ملاحظه می‌کنیم که چنانچه متن معمولی را در یک فونت هکر به نام Hacker Argot قرار دهیم، چگونه به نظر می‌رسد.

 

 

فضای مجازی به مثابه یک قلمرو جدید فرهنگی و اجتماعی

عامل سومی که سبب لذت بردن از اینترنت بود، ویژگی شبه مرز این دنیای جدید بود که در دهه‌های1980 و 1990 در آثار این اندیشمندان ظهور یافت: جامعه مجازی: ماءواگزینی در قلمرو الکترونیکی اثر هاوارد رینگ ، سایبر پانک: انون شکنان و هکرها در قلمورو کامپیوتر اثر کیت هافنر و جان مارخوف ، ظهر بلند در قلمرو کامپیوتر اثر پیتر لوداوو .جان پیتر بارلو یک مفسر مشهور درباره فناوری های جدید در سال1990 چنین گفت:

"فضای مجازی در وضعیت فعلی مشترکات بسیاری با غرب قرن 19 دارد.این فضا، گستره بی‌حد و مرز، مبهم به لحاظ فرهنگی و قانونی، موجز است و فائق آمدن بر آن دشوار است.مؤسسات بزرگ مدعی‌اند که مالک محلی هستند، اما اکثر بومی‌ها منزوی و مستقل‌اند.البته این امر بستر مناسب و کاملی هم برای ایده‌های قدیمی (مطرود) و جدید در مورد آزادی است".

در اواخر دهه1990 بحث درباره تصویر مرزی امکان‌پذیر بود.شواهد زیادی برای رشد سازمان اجتماعی در فضای مجازی وجود داشت.گروه‌های خبری اینترنتی و فهرست‌های پستی الکترونیکی به سرعت خرده فرهنگ‌های خاص خود نظیر قواعد حاکم بر ارتباط و تعامل را گسترش داند.وب‌سایت‌های اتاق چت قابل اطمینان و MUDS به عنوان تبالوهای اعلانات، تصاویر،قوانین و اطلاعات مربوط به گذشته و آینده و وقایع اجتماعی آن‌لاین عمل می‌کردند.ناآرامی‌های موجود در رسانه‌ها و قانون فضای مجازی در اواخر دهه1990 درخصوص مشکلات پورنوگرافی، نژادپرستی، ارتباطات افتراآمیز و جلوگیری و مجازات جرائم کامپیوتری، بخشی از تلاش‌هایی است که درجهت اهلی کردن این غرب وحشی صورت گرفت.مطمئناً نبود «آقای اینترنت» (یعنی هیچ ناظر اصلی نبود که بر رفتار کاربران نظارت کند) کمک بسیاری به مفهوم مرز باز می‌کرد.بارلو و دیگران از ماهیت بی‌نظم اینترنت خوشحال بودند.در عین حال، بقیه از آن انتقاد می‌کردند.لورنس لزینگ در کتاب اخیرش با عنوان «کد و قوانین دیگر فضای مجازی» بر نیاز به نظم و قانون در فضای مجازی تأکید و از پایان شکوه استعاره مرز و قلمرو حمایت کرد.

استتار هویت

چهارمین عامل که نشاط را تقویت می‌کند گمنامی رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی است.چت نوشتاری بسیار جذاب بود چرا که هویت فرد را بیش از ایمیل استتار می‌‌کرد.اسم‌های مستعار و متن‌های تایپ شده، همان ماسکی هستند که هویت فرد را استتار می‌کنند.این مسأله ضرب‌المثلی شده که «در اینترنت هیچ کس نمی‌داند که شما سگ هستید!»

نبود نشانه‌های مادی یا اجتماعی و غیرشفاهی هویت افراد را آزاد می‌گذارد تا به شیوه‌های نوینی عمل کنند یا شخصیتی از خود بروز دهند که تاکنون سابقه نداشته است، بویژه هنگامی که چندین شخصیت خیالی برای خود می‌سازند، نمونه این کار در محیط Moos بسیار رخ می‌دهد.در کل اسم‌های مستعار در اتاق چت قابل اطمینان و چت لازم‌اند.کاربران اتاق چت قابل اطمینان هر زمان که بخواهند می‌توانند اسم مستعار خود را تغییر دهند.در عین حال، آنها یک اسم را با دقت انتخاب می‌کنند و طی زمان دائماً از آن استفاده می‌کنند.

همانگونه که اشاره شد، در Moos با هویت بیشتر بازی می‌شود تا در اتاق چت قابل اطمینان و احتمالاً نتایج آن نیز گسترده‌تر است. زمانی که افراد به Moos می‌پیوندند شخصیتی برای خود می‌سازند که برای هر کس که خواهان برقراری ارتباط با آنهاست، قابل دسترسی باشد.کاربران پس از ثبت شخصیت خود که ممکن است یک حیوان، یک موجود فانتزی و حتی یک زوج نظیر شاه و شاهزاده باشد و ماه‌ها و سال‌ها ایفای نقش می‌کنند.مبدل پوشی متنی ـ تظاهر به اینکه من جنس مخالف (مذکر یا مؤنث) هستم ـ شایع‌ترین بازی هویت در Moos است و برخی افراد حتی برای خود جنسیتی خنثی برمی‌گزینند.

از برخی جهات می‌توان درباره مدل یکپارچه فرهنگ اینترنتی یا فرهنگ مجازی در اواخر دهه1990 صحبت کرد.تا اندازه‌ای از اصطلاح شهروندان شبکه روز به روز به منظور تقسیم عامل های چندی از روش مشترک زندگی- زبان نامفهوم، طرز تلقی‌ها،مهارت‌‌ها و اعمال- و نیز برخی نرم‌هایی که پیش‌تر نشان داده شد استفاده می شود.اما، از سایر جهات، اینترنت، اصلاً یکپارچه نیست.هرگروه آن‌لاین با دارابودن مجموه ای از قواعد نسبتاً ثابت خرده فرهنگ و دنیای کوچک، خود را خلق می کنند که ممکن است از بسیاری جهات منحصر به فرد باشد.

 

بخش 2: ارتباطات،هنر و فرهنگ در اتاق چت قابل اطمینان: دوگونه عملکرد

دو مبحث از کتاب من تحت عنوان Cyberpl@y به گونه‌های مختلف عملکرد آن‌لاین پرداخته است.این دونشان می‌دهند که ـ با کمال تعجب و در عین حال تناقص آمیز ـ ارتباط آن‌لاین شبیه ارتباط در فرهنگ‌های شفاهی (یعنی فرهنگ‌هایی که در آن نوشتن وجود ندارد) است.ارتباطات در اینها بسیار تصنعتی است.نحوه شکل‌گیری و تدوین پیام می‌تواند حتی مهم‌تر از محتوای پیام باشد.در این بخش از سخنرانی، بر دو موضوع متمرکز خواهم شد:

1ـ جوانب هنر شفاهی و عملکرد در ارتباطات همزمان و غیره.

2ـ شکل جدیدی از هنر بومی جدید در اتاق چت قابل اطمینان وجود دارد که در آن تصاویر ساخته شده از عناصر متنی- حروف و دیگر نشانه‌های چاپی- هم هنر‌ می باشند و هم ابزار ارتباطات آن‌لاین.

جاز(Jazz) تایپ شده

یکی از فصول Cyberpl@y درخصوص ارتباطات نوشتاری در اتاق چت قابل اطمینان به مثابه جاز تایپ شده است.دلیل انتخاب این اصطلاح آن است که نوشتن خودجوش گونه‌ای بدیه‌گویی است.ماهیت تعاملی این ابزار (به همراه عدم شناسایی ویژگی‌های تایپیست) ما را متوجه سبک، نوع پیام و محتوا می‌کند.زمانیکه چارچوب عملکرد فعال می‌شود، مشارکت کننده چنین ارتباط برقرار می‌کند: به من نگاه کن! به ما نگاه کن و به آنچه ما انجام می‌دهیم بنگر!

ریچارد باومن در مقاله معروفی به نام هنرشفاهی به مثابه عمل ،می‌نویسد:

"عملکرد... عبارت است از مسوولیت نشان دادن توانایی برقراری ارتباط، شیوه، مهارت و تأثیرگزاری...عملکرد بیان از نقطه نظر اجرایی منوط به ارزیابی روشی می باشد که مطابق آن اجرا می گردد، عملکرد از نقطه نظر مهارت نسبی و تاثیرات نمایش اجرایی صلاحیت و شایستگی، سبب آگاهی از بیان شده و به مخاطب اجازه می‌دهد تا با دقت بیشتری به عمل کننده توجه کند".

در فصل مربوط به ارتباط تایپ شده در اتاق چت قابل اطمینان دو دلیل قابل توجه برای این مدعی که عملکرد مهم است، آورده شده است.اول آنکه، سلسله قابل توجهی را تحلیل می‌کنم که در آن بازیکنان ـ اغلب کسانی که هیچگاه آن‌لاین را قبلاً ندیده‌اند ـ ‌همزمان از طریق کلمات و نشانه‌های تصویری به کشیدن ماری جوانا شبیه سازی می شوند.ما می‌توانیم آنچه در کانال همانند آنچه در 5 مجموعه چارچوب تعامل، زندگی واقعی، بازی اتاق چت قابل اطمینان پارتی و غیره روی می‌دهد را مفهوم‌سازی کنیم.شرکت‌کنندگان در این پارتی در یک بازی‌نما شرکت می‌کنند که عملکرد در آن بسیار مهم است.

Herre عبارت است از دو رشته ناشی از شبیه‌سازی که به اجرا در می آید.کل این شبیه‌سازی را همکار بعدی من، لوسیا دنبرگ-رایت ، ثبت نمود.او و شخصی با نام مستعار رعد و برق تصمیم گرفته بودند به طور آن لاین در جلسه‌ای با یکدیگر ملاقات کنند، این جلسه در رابطه با علاقه لوسیا به عملکرد بود، در عین حال، افراد دیگری نیز بی‌مقدمه به این کانال ـ که #Weed نام داشت پیوستند و در نتیجه نتوانستند از پیش بدانند که ماجرا چه بوده است.

عمده بدیه‌گویی‌ها توسط رعد و برق وکانگ انجام شد.توجه داشته‌ باشید که چگونه مراحل مختلف کشیدن ماری جوانا را هم شفاهاً، (که تا اندازه‌ای به کتاب‌های فکاهی شبیه بود) و هم تصویری، شبیه‌سازی می‌کنند.مثلاً‌ دود به شکل حرف s بالا می‌رود و همزمان صدا نیز با کشیدن ماری جوانا پخش می‌شود.در هر دو نمونه، فراتفسیرهای ارزیابانه‌ای در مورد عملکرد وجود دارد.در نمونه اول هم کانگ و هم همکار من لوسیا در واکنش به این شبیه‌سازی هوشمندانه با تایپ Smiley به عنوان چشمک زدن، «چشمک زدند».در نمونه دوم، رعد و برق آنچنان تحت تأثیر عملکردش قرار می‌گیرد که چنین تایپ می‌کند: WOW

فعالیت‌های گروهی،با نام Hamnet Players نیز که در همین فصل کتاب بررسی شده است، یک بدیهه‌گویی شاد آن‌لاین را به شکلی گسترده‌تر نشان می‌دهد.البته اصطلاح Hamnet عبارت است از نمایشی در مورد هملت و نیز «بندبازی در شبکه».اصطلاح ham it up یعنی در نقش خود مبالغه کردن.

بازیگران Hamnet در سال 94 ـ 1993 برای اولین بار در تئاتر مجازی‌ که توسط فردی به نام استوارت هریس (متخصص تئاتر و کامپیوتر) ایجاد شده بود شرکت کردند.هریس هجونامه هملت و Tennessee Williams Streetcar Named Desire را نوشت و همسرش PcBeth: an IBM Clone، هجونامه ای از مکبث را نگاشت.در این تصویر کیدر و هریس در لباس Elizabethean و درجشن فعالیت‌های شکسپیری‌شان هستند.هر دو نمایش دارای مجموعه‌های ASCII که به صورت متن بودند، بود و کیدر نیز برای PCbeth چند تصویر رنگی درست کرد.

متن‌های Hamnet خنده‌دار، دارای جملات بی‌ربطی به زبان شکسپیر، مطالبی از اتاق چت قابل اطمینان و مطالب نیز برگفته از فرهنگ رایج عامه بود.برای نشان دادن این مسأله، صحنه دوم Hamnet را آورده‌ایم.هر نمایش دوبار به طور آن‌لاین اجرا شد.متأسفم که فرصت توضیح نحوه ی انجام این نمایش را در اینجا ندارم.هنگامی که دست نوشته ها به صورت آن لاین اجرا می شد، فرم های بسیاری از بدیه گویی های زیرکانه وجود داشت.مؤثرترین این بدیه گویی ها تماما در قالب جناس های متقابل همزمان و پیوسته آورده شده بود.در اینجا بدیه گویی های انفرادی ساده وجود دارد.فرم های بسیاری از بدیه گویی ها که بویژه قابل توجه و تعمق بودند، و با توجه به اینکه بازیگران در جهان واقعی امکان ملاقات رو در رو با یکدیگر را نداشتند، بالطبع قادر به مشاهده یکدیگر نبوده، و تنها وسیله در دسترسشان کیبوردهای کامپیوتر و تصوراتشان از یکدیگر بود.

تصاویر مقتبس زمانی:هنر و ارتباطات در اتاق چت قابل اطمینان

تجربه‌های‌ اولیه بازیگران Hamnet در تئاتر مجازی، نمونه تلاشی است در جهت انتقال ژانرهای قدیمی به رسانه ای جدید ـ که دراین مورد عبارت است از انتقال تئاتر کمدی و طنز از صحنه واقعی به اینترنت (صحنه مجازی).لذا آنها آزمایش‌هایی در تئاتر مجازی بودند چرا که هم عوام و هم متخصصان عموماً تئاتر را مستلزم حضور فیزیکی بازیگر و مخاطب می‌دانند.

شاید حتی جالب‌تر از همه، ظهور فرم های جدید فرهنگی در اینترنت باشد که هیچ‌گونه سابقه‌ای در دنیای واقعی نداشته‌اند.در مورد این فرهنگ، من تنها می‌توانم یک نمونه جالب را بیان کنم.در سال 1997 دریافتم که شرکت‌کنندگان کانال‌های اتاق چت قابل اطمینان در ابتدا بیشتر از طریق نمایش تصاویر و نه واژه‌ها با هم ارتباط برقرار می‌کنند.در فصل 6 کتاب Cyberp@y گزارش مربوط به پژوهش‌ من درباره کانال‌های Undernet یکی از شبکه‌های عمده اتاق چت قابل اطمینان با سرورهای #mirc_rainbow و #mirc_colors یا مختصر آن، colors و rainbow آمده است.

من این هنر را وصله پیکسلی می‌نامم چرا که تا اندازه‌ای شبیه اقتباس و اقتباسات وصله ای است.در نمونه حاضر، این کار اقتباس زمانی است و نه در مکان.وصله ها نامفهوم‌اند و از پیکسل ها بوجود می‌آیند.تصاویر اتاق چت قابل اطمینان نیز تا اندازه‌ای شبیه صنایع دستی نظیر بافندگی و گلدوزی هستند.این شباهت اساساً از این مسأله گرفته شده که متن اتاق چت قابل اطمینان مانند تمام فرایندهای واژه‌پردازی، اساساً روی شبکه درست می‌شود.

تصاویر اتاق چت قابل اطمینان می‌توانند انتزاعی یا رمزی باشند.در مورد تصاویر رمزی، متنی از پیش ساخته شده معمولاً اضافه شده که این تصویر را به چیزی شبیه یک کارت تبریک می‌سازد.این هنر یک مرحله جدید در هنر متن محور ساده است؛ هنری که از عناصر متن در کامپیوتر ساخته شده است.متن قبل که ممکن است شبیه متنی باشد که از حروف اصلی یا نمادهای چاپی روی صفحه کلید کامپیوتر تهیه شده باشد، هنر ASCII است.این هنر از دهه1960 وجود داشته و امروزه در مجموعه‌های بزرگ شبکه جهانی نگهداری می‌شود.

شرح حال اجتماعی بازیگران

اعضای رنگ و رنگین کمانrainbow and colors از مردم عادی هستند.آنها عمدتاً طیفی از طبقات متوسط و رو به پایین با تحصیلات متوسطه- دوره دبیرستان و آموزش فنی و حرفه ای متوسطه را تشکیل می‌دهند.40 درصد زن و 60 درصد مرد هستند.از همه سنین وجود دارد،از بچه تا افراد60 و 70 ساله در عین حال عمده افراد،میان‌سال‌اند.اکثراً از آمریکای شمالی، جنوبی و غربی‌اند.در عین حال، افرادی از کشورهای دیگر نیز وجود دارند.لذا این پژوهش افرادی را که عضو طبقه روشنفکران نیستند و به لحاظ ایدئولوژی و سبک زندگی از خرده فرهنگی که کامپیوتر و شبکه ایجاد کرده فاصله دارند را نیز دربرمی‌گیرد.

در دو اسلاید بعدی ما عکس‌هایی از رهبران رنگ و رنگین‌کمان می‌بینیم، از جمله زنی با نام مستعار sher،پرکارترین و محبوب‌ترین هنرمند رنگین‌کمان.رهبر رنگین‌کمان، امروز زنی است با نام مستعار patches که هنرش را در قالب یک quilter مجرب به نمایش می گذارد.هنگامی که رنگ درهای مجازی خود را در دسامبر سال2000 بست، رنگین‌کمان حداقل تا چندی پیش رونق داشت.با این حال نشانه هایی وجود دارد دال بر اینکه بازیگران ممکن است علاقه خود را از دست داده باشند.

هنگامی که افراد به کانال متصل می شدند، معمولا به واسطه تصاویر با خوشامد گویی دیگران روبرو می شدند.بسیاری از بازیگران از تصاویر ساخته شده توسط دیگران به عنوان نشانه برای برقراری ارتباط استفاده می‌کنند.در سمت راست صفحه کانال فهرستی از اسامی مستعار بازیگران وجود دارد.بازیگران تصویری را انتخاب می‌کنند و در آخرین لحظه پیش از نشان دادن آن، اسم مستعار دریافت کننده را وارد می‌کنند.در اینجا، بازیگری با اسم مستعار Motosune تازه وارد کانال شده است.توجه کنید که چگونه بازیگران و همچنین بازیگر دیگری که با اسم مستعار bizbille در کانال وجود دارند از او استقبال می‌کنند.ملاحظه می‌کنیم که ارتباط شفاهی بسیار کم است.به طور خلاصه، تصاویر هم هنر هستند و هم نشانه‌‌ای برای تعامل،هم هنر و هم ارتباط.

 

فرضیات

در تحلیل‌های خود از تصویر با دو فرضیه کار می‌کردم: یکی اساساً روانشناختی بود و دیگری اجتماعی.در فصل 6 شاهدی برای این مدعی آورده‌ام که ساختن، نمایش و حتی دیدن تصاویر با برخی ویژگی‌های رسمی، خاصه اهمیت الگو و تناسب (توازن)،همگی ابزاری برای خاتمه، تکمیل یا کامل کردن است.بازیگران مایلند دنیایی امن و حتی جادویی ایجاد کنند که در آن احساس امنیت و محبوبیت کنند.

در اثر اخیرم در پی آن بودم تا جوانب اجتماعی فعالیت کانال را مستقیماً با خود هنر پیوند دهم.فرضیه دوم بنده آن است که تناسب دو جانبه ـ که عمدتاً تناسب آینه‌ای خوانده می‌شود ـ در تصاویر، نماد تصویری جوامع و ثبات گروهی است.یکی از گویاترین اصطلاحاتی که انسجام ایجاد می‌کند، تصویری است که در وب‌سایت رنگین‌کمان قرار دارد. تصویری اولیه با دو بازوی باز، 9 صورت کوچک که از کاراکترهای ASCII ساخته شده‌اند را احاطه می‌کند.زیر این تصویر این پیام نوشته شده: ما در اینجا #mirc_rainbow همه را دوست داریم.

الگو و تناسب به مثابه ابزاری برای خاتمه دادن

تصاویر اتاق چت قابل اطمینان پر از زرق و برق، الگومند و متناسب اند.آنها برغم پیچیدگی‌شان از انسجامی چشمگیر همراه با انبوهی از اشکال تزئینی ملموس و هنر قوم‌نگاری پیشین برخوردارند.همانگونه که جیمز تری لینگ در کتابش با عنوان زبان زیبنده می‌گوید، تزئین، گسترش و بسط اشیاء به خاطر لذت ظاهری آنهاست.کتاب راهنمای طراحان گرافیک، الگو را طرحی متشکل از یک یا چند نقش تعریف می‌کند که به طور منظم در یک سلسله کنار هم قرار گرفته‌اند: یک نقش واحد، نقشی است که طراح با آن و با تکرار آن روی یک صفحه به طور منظم و متوالی، طرحی را ایجاد می‌کند.

ریاضی‌دانان هفده نوع تناسب را مشخص‌ کرده‌اند.تناسب یعنی تناظر در سایز، شکل و ترتیب دو طرف هواپیما، خط یا نقطه.معروفترین و آسان‌ترین آنها تناسب دوجانبه یا آینه‌ای است.اگر تصاویر از محور افقی یا عمودی تاه گردند، دو نیمه تصویر که تناسب دوطرفه خواهد داشت، بطور کامل روی هم خواهند افتاد.

در هنر اتاق چت قابل اطمینان همانند هنر تزئینی، الگو و تناسب از طریق تکرار کلمات، نشانه‌های تصویری و نقش‌های رمزی ایجاد می‌شود.اسلاید بعدی، بزرگ کردن تصویری که پیش‌تر دیدیم، یک نمونه بسیار خاص است که نه تنها دربردارنده همان بازی گسترده با تصاویر است بلکه شامل 4 محور تناسب، افقی،عموی و نیز دو محور ضربدری می‌شود.چرا که این طرح، یک مربع است.در دو اسلاید بعدی ما شاهد تکرار یک کلمه یا یک اسم مستعار یا یک نقش رمزی هستیم.

تناسب دوجانبه و انسجام گروهی

به طور خلاصه، فرضیه دوم من که پس از انتشار کتاب Cyberpl@y گسترش پیدا کرد، آن است که در ساختن، نشان دادن و دیدن تصاویر دارای تناسب دوجانبه یا آینه‌ای، بازیگران در حال ابراز درخواست خود برای مفهومی از اجتماع و جمع هستند.در پژوهش اخیرم، تصاویر تهیه شده برای بزرگداشت کانال رنگین کمان (به تعبیر دیگر تولد این گروه) را با تصاویر تهیه شده برای بزرگداشت تولد افراد خاص مقایسه کرده‌ام.

توجه داشته باشید که دو مورد فوق دارای یک تناسب عمودی و افقی کامل است، حال آنکه تصویر سمت چپ پایین بینابینی است و تصویر سمت راست پایین نامتقارن است.در اینجا نمونه‌هایی از تصاویر نامتقارن که برای بزرگداشت تولد texxy تهیه شده‌اند را آورده‌ایم.

جالب اینکه دریافتم که تصاویر بزرگداشت کانال دوبرابر متقارن‌تر از تصاویر بزرگداشت تولد افراد است و تصاویر تولد دو برابر بی‌نظم‌تر یا نامتقارن‌ترند.در اینجا همچنین تصویری است که texxy از پیش خود را به منظور تشکر از دیگران برای پارتی آن‌لاین‌اش آماده کرده است: یک مربع کامل شامل چهار محور متقارن است و مربع‌های کوچک درون هر مربع نیز دارای 4 محور متقارن‌اند!

تصاویر تلویحی: Teddy Bears Galore

من نمی‌توانم به طور مفصل تصاویر تلویحی را توضیح دهم، در عین حال، دست کم مایلم چند کلمه‌ای در این باره بگویم.مجدداً به تصاویر تلویحی که در آغاز سخن به شما نشان دادم بنگرید.آنها یا احساسی و یا شاد و فکاهی هستند.بسیاری از آنها را می‌توان به عنوان تصاویر جذاب یا مطبوع طبقه بندی کرد.بسیاری نیز بچه‌گانه و از سیرقهقرایی برخوردارند.هیچ چیز گویاتر از تصاویر خرس های teddy نیست چراکه در وسایلی که من برای ساخت آنها استفاده کرده ام مشترک و شادی بازیگران در مقایسه با دنیایی که در آن زندگی می کنند راحت‌تر، امن‌تر و ساده‌تر می باشد.

اجرا و بازی رسمی و تشریفاتی

پژوهش اخیر من درخصوص هنر اتاق چت قابل اطمینان به من فهماند که ما نه یکی بلکه با دوگونه متفاوت از عملکرد آن‌لاین مواجه هستیم.در مورد تظاهر و تقلید به کشیدن ماری‌جوانا و محصولات بازیگران Hament که هر دو یک بدیه‌گویی متنی بودند، باید گفت که مهارت‌های افراد در آن خصوص قابل تحسین بودند.در عوض، در مورد هنر IRS به اعتقاد من، ما با یک عملکرد جمعی مواجه هستیم.با این حال عقیده من بر این است که هنرنمایی های هنرمندان اصلی، به واسطه گروه تعیین و مشخص می گردد.هنر اتاق چت قابل اطمینان گونه‌ای از بازی رسمی و تشریفاتی یا آیین سکولار شاد است که در آن مادامی که چه کسی استقبال می‌کند یا چه کسی و چگونه مورد استقبال قرار می‌گیرد چندان اهمیت ندارد و گروه مادامی که به تعهد خود در قبال آیینی که مشارکت اجتماعی می باشد، ادامه می دهد، تجربه باهم بودن، القاء و بازخوانی می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج

باید بخاطر داشت که اینترنت در کنار توزیع اطلاعات-عملکردهای توزیعی، به نوعی "پیانوی بزرگ" تبدیل شده است- ابزاری هیجانی که را ه های بسیاری را برای ارتباط و انتقال پیام انسان ها بدون نیاز به برنامه ی آموزشی گسترده یا سخت افزارهای پیچیده، فراهم کرده است.ملاحضه می کنیم که برخی تلاش ها در راستای انتقال نسل فرهنگی کهن به رسانه های جدید و بهره برداری از امکانات جدید انجام گرفته است.در نمونه های دیگر، مشاهده تجربیات فرهنگی جدید نظیر، هنر اتاق چت قابل اطمینان که درباره آن بحث کردیم، هستیم.

در آغاز سخن اشاره کردم که میزان تغییر در زمانهای ما گیج کننده است، و این امر مشکلات بسیاری برای محققانی که خواهان تعلیم رویدادها و تعمیم تاثیرگزاری آن ها بر زندگی هستند، ایجاد کرده است.مطالعه ی موردی من از عملکرد بانشاط در ارتباط متنی آن لاین تمایل کلی را نشان می دهد که در چت همزمان بروز می کند.این روند گاهی اوقات نیز در ایمیل تجلی می یابد.

در هنر اتاق چت قابل اطمینان این پدیده ی خاص ممکن است در آینده ی نه چندان دوری ناپدید گردد و کاربردهای جدید فناوری جایگزین کاربردهای قدیمی گردد.اما این مطالعه موردی دو نکته را نیز نشان می دهد.اول: این مطالعه نشان می دهد که افراد با سطح سواد متوسط و داشتن مهارتی نسبی از کامپیوتر می توانند اشکال فرهنگی جدیدی را ایجاد نمایند که با ارزش ها و سنت های گذشته ارتباط معناداری داشته باشند، اما همزمان به آنها کمک می کند تا جهت این تغییر را عوض کنند.من بین سطح فردی و روانی تحلیل و سطح فرهنگی آن تمایز قائل می شوم: خواه این فعالیت که عملا به نفع افراد است، فراتر از اختیار من باشد و خواه اینکه نباشد.در عین حال، بر این باورم که این امر استعداد غنی سازی زندگی آن ها را دارد.دوم: این مطالعه همچنین نشانه ای از آنچه ممکن است در معرض خطر ایجاد آیین سکولار یا مذهبی قرار گیرد را در اختیار می نهد.در 10 سال گذشته بر این باور بودم که آیین یکی از حوزه های فعالیت انسان است که نمی توان آن را به رسانه انتقال داد، خاصه به دلیل تمایل مستقیم حواس که در ادبیات انسان شناسی آیین بر آن تاکید شده است.اما امروز نظرم تغییر کرده است.

[ ٦ دی ۱۳۸۸ ] [ ٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

آغاز تاریخچه اینترنت به سال 1957 برمی‌گردد.



 

اتحاد جماهیر شوروی آن زمان موشکی با نام  «اسپونیک» (Spotnik) را به فضا می فرستد و نشان می دهد دارای قدرتی است که می‌تواند شبکه های ارتباطی آمریکا را توسط موشک‌های بالستیک و دوربرد خود از بین ببرد. آمریکایی‌ها در پاسخگویی به این اقدام روس‌ها, موسسه پروژه های تحقیقی پیشرفته “ARPA” را به‌وجود آوردند. هدف از تاسیس چنین موسسه ای پژوهش و آزمایش برای پیدا کردن روشی بود که بتوان از طریق خطوط تلفنی, کامپیوترها را به هم مرتبط نمود. به طوری که چندین کاربر بتوانند از یک خط ارتباطی مشترک استفاده کنند. در اصل شبکه‌ای بسازند که در آن داده ها به صورت اتوماتیک بین مبدا و مقصد حتی در صورت از بین رفتن بخشی از مسیرها جابه‌جا و منتقل شوند. در اصل هدف “ARPA” ایجاد یک شبکه اینترنتی نبود و فقط یک اقدام احتیاطی در مقابل حمله احتمالی موشک های اتمی دوربرد بود. هر چند اکثر دانش امروزی ما درباره شبکه به‌طور مستقیم از طرح آرپانت “ARPPA NET” گرفته شده است.

این ماجرا با وجودی که بخشی از حقایق به‌وجود آمدن اینترنت را بیان می‌کند اما نمی‌تواند تمام واقعیات مربوط به آن را تشریح کند. باید بگوییم افراد مختلفی در تشکیل اینترنت سهم داشته اند آقای “Paul Baran” یکی از مهمترین آنهاست. آقای باران که در دوران جنگ سرد زندگی می‌کرد می‌دانست که شبکه سراسری تلفن آمریکا توانایی مقابله با حمله اتمی شوروی سابق را ندارد. مثلا اگر رییس جمهور وقت آمریکا حمله اتمی متقابل را دستور دهد, باید از یک شبکه تلفنی استفاده می‌کرد که قبلا توسط روس‌ها منهدم شده بود. در نتیجه طرح یک سیستم مقاوم در مقابل حمله اتمی روس‌ها ریخته شد.آقای باران (Baran) تشکیل و تکامل اینترنت را به ساخت یک کلیسا تشبیه کرد و معتقد بود, طی سال های اخیر هر کس سنگی به پایه ها و سنگ های قبلی بنا اضافه می کند و انجام هر کاری وابسته به کارهای انجام شده قبلی است. بنابراین نمی توان گفت, کدام بخش از کار مهمترین بخش کار بوده است و در کل پیدایش اینترنت نتیجه کار و تلاش گروه کثیری از دانشمندان است. داستان پیدایش اینترنت با افسانه و واقعیت در هم آمیخته شده است.

در اوایل دهه 60 میلادی آقای باران طی مقالاتی پایه کار اینترنت امروزی را ریخت. اطلاعات و داده‌ها به صورت قطعات و بسته های کوچکتری تقسیم  و هر بسته با آدرسی که به آن اختصاص داده می‌شود به مقصد خاص خود فرستاده می‌شود. به این ترتیب بسته‌ها مانند نامه‌های پستی می توانند از هر مسیری به مقصد برسند. زیرا آنها شامل آدرس فرستنده و گیرنده هستند و در مقصد بسته‌ها مجددا یکپارچه می‌شوند و به صورت یک اطلاعات کامل درمی‌آیند.

آقای باران (Baran) طی مقالاتی اینچنینی ساختمان و ساختار اینترنت را پیش‌گویی کرد. او از کار سلول های مغزی انسان به عنوان الگو استفاده کرد, او معتقد بود: وقتی سلول‌های مغزی از بین بروند, شبکه عصبی از آنها دیگر استفاده نمی کند و مسیر دیگری را در مغز انتخاب می‌کند. از دیدگاه وی این امکان وجود دارد که شبکه‌ای با تعداد زیادی اتصالات برای تکرار ایجاد شوند تا در صورت نابودی بخشی از آن, همچنان به صورت مجموعه ای به هم پیوسته کار کند. تا نیمه دهه 60 میلادی کسی به نظرات او توجه‌ای نکرد. تا اینکه در سال 1965 نیروی هوایی آمریکا و«آزمایشگاه های بل» به نظرات او علاقه‌مند شدند و پنتاگون با سرمایه‌گذاری در طراحی و ساخت شبکه ای براساس نظریات او موافقت کرد.

ولی آقای باران (Baran) بنابر دلایلی حاضر با همکاری با نیروی هوایی آمریکا نشد. در این میان دانشمندی با نام تیلور (Tailon) وارد موسسه آرپا (ARPA) شد. او مستقیما به آقای هرتسفلد رییس موسسه پیشنهاد کرد: (ARPA)  آرپا هزینه ایجاد یک شبکه آزمایشی کوچک با حداقل چهار گره را تامین کند که بودجه آن بالغ بر یک میلیون دلار می‌شد. با این پیشنهاد تیلور تجربه ای را آغاز کرد که منجر به پیدایش اینترنت امروزی شد. او موفق شد در سال 1966, دو کامپیوتر را در شرق و غرب آمریکا به هم متصل کند. با این اتصال انقلابی در نحوه صدور اطلاعات در دنیای ارتباطات رخ داد که نتیجه آن را امروز همگی شاهد هستیم.

تاریخ تولد اینترنت به طور رسمی اول سپتامبر 1969 اعلام شده است. زیرا که اولین “IMP” در دانشگاه “UCLA” واقع در سانتاباربارا در این تاریخ بارگذاری شده است.

وقتی که می بینیم که در مدت کوتاهی اینترنت به چنین رشدی نایل آمده است, مطمئنا دشوار خواهد بود که آینده او را پیش بینی کنیم. طبق نظر کارشناسان ماهانه 10 درصد به تعداد کاربران اینترنت افزوده می‌شود ولی تعداد دقیق کاربران که روزانه از آن استفاده می کنند مشخص نیست. هرچند که پاره ای از کارشناسان تعداد آنها را تا 900 میلیون نفر حدس می‌زنند. تعداد رسمی کاربران اینترنتی را در سال 2000 کارشناسان 500 میلیون نفر اعلام کرده بودند.

قطعا در سال های آینده تحولات شگرفی را در زمینه شبکه های اینترنتی شاهد خواهیم بود. به‌وسیله اینترنت انسان به راه های جدیدی دست پیدا کرد. در کنار این شانس جدید توسط اینترنت,‌ باید بگوییم خطراتی نیز در رابطه با سیاست و اقتصاد و علم به دنبال خواهد داشت. فرم امروزی اینترنت مدیون همکاری تمام کاربران اینترنت در سرتاسر گیتی است که با این تصور که اطلاعات موجود در سطح جهان را به راحتی با یکدیگر مبادله کنند. این تصوری بود که آقای باران(Baran)  از اینترنت داشت و امیدواریم در آینده نیز تکامل اینترنت در این مسیر باشد.

[ ٦ دی ۱۳۸۸ ] [ ٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

آموزش کاملا تصویری نصب ویندوز 7

ویندوز سون هفتمین نسخه از سیستم عامل ویندوز می‌باشد و به همین دلیل است که نام ویندوز 7 را بر آن گذاشته‌اند. این ویندوز در پی برخی انتقاداتی که از سنگین بودن هسته نسخه قبلی سیستم عامل مایکروسافت می شد با رفع مشکلات عمده ویستا به بازار آمده است.ویندوز 7 همچنین از رابط کاربری چند لمسی که از تعامل انگشتان دست حاصل می شود پشتیبانی می کند. در این پست قصد ارائه آموزش کاملا تصویری ویندوز 7 را داریم . در ضمن به اطلاع می رساند علاقه مندان می توانند آخرین نسخه ویندوز 7 را از واحد کامپیوتر دانشگاه به راحتی تهیه نمایند .

 

Step 1
Step 2
Step 3
Step 4
Step 5
Step 6
Step 7
Step 8
Step 9
Step 10
Step 11
Step 12
Step 13
Step 14
Step 15
Step 16
Step 17
Step 18
Step 19
Step 20
Step 21
Step 22
Step 23
Step 24

 

 

[ ٦ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
به نقل از کلینیک کامپیوتر ابتدا باید یک cd ویندوزxp داشته باشید . دقت کنید که این cd باید bootable باشد. اگر میخواهید که ویندوز فعلی را تبدیل به ویندوز xp کنید یا update کنید نیازی به cd بوت ندارید. cd ویندوز را درون cd rom گذاشته و ویندوز اتوماتیک auto run خواهد شد.دقت کنید که اگر بخواهید ویندوز فعلی خود را که مثلا 98 یاme یا2000 میباشد را update کنید اطلاعات شما مثلا my document شما و برنامه های نصب شده شما حفظ خواهد شد.ولی اگر ویندوز شما ایراد دارد.بهتر است ان را از اول فرمت و نصب کنید که این نوع نصب در اینجا توضیح داده شده است. بعد از این که cd ویندوز را گذاشتید. خود به خود مرحله نصب ویندوز شروع خواهد شد . روی گزینه install windows xp کلیک کنید. در قسمت بعد از شما پرسیده میشود که میخواهید یک ویندوز جدید نصب کنید یا ویندوز فعلی را update کنید در صورتی که در ویندوز فعلی شما ایرادی ندارد و میخواهید ان را تبدیل به xp کنید این مرحله را رد کنید و دست نزنید زیرا به طور خودکار upgrade recommandedانتخاب شده است.ولی چنانچه قصد دارید ویندوز جدیدی در درایوی دیگر نصب کنید باید new instalation را انتخاب کنید.در این صورت بعد از نصب کامل ویندوز xp هنگامی که سیستم را روشن میکنید دو منو ظاهر شده و از شما پرسیده خواهد شد که میخواهید وارد کدام ویندوز شوید.بدین ترتیب شما 2 ویندوز خواهید داشت. در مرحله بعد باید سریال ویندوز را وارد کنید این سریال احتمالا در پشت کیس cd یا درون خود cd داخل فایلی به نام serial یا cd key یا readme نوشته شده. در قسمت بعد روی دکمه advanced option کلیک کرده و در پنجره جدید گزینه دوم را تیک بزنید.این برای این است که شما درایوی را که ویندوز در ان ریخته شود را انتخاب کنید.همچنین جهت تسریع کار میتوانید گزینه اول را تیک بزنید تا تمامی فایلهای ویندوز روی هارد ریخته شده و از انجا نصب شوند.بر روی ok کلیک کنید. در قسمت پایین میتوانید زبان خود را انتخاب کنید ان را farsi‌انتخاب کنید تا ابزار فارسی نصب شوند. (اگر تصمیم دارید از فارسی سازی مثل سینا پک استفاده کنید این قسمت را دست نزنید).حال بر روی next کلیک کنید. در این مرحله از شما سوال میشود میخواهید نصب ویندوز رو از اینترنت به روز کنید؟ چنانچه مایل باشید میتوانید گزینه بالا را انتخاب کرده و next را بزنید در این صورت اخرین update ها از اینترنت دانلود خواهد شدولی با انتخاب گزینه پایینی بدون update وارد مرحله بعد می شوید.به هر حال بعد از رد کردن این قسمت فایلهای ضروری اتوماتیک کپی یا دانلود خواهند شد و سیستم restart خواهد شد. منتظر بمانید تا ویندوز مراحل نصب را طی کند بعد از این که به متنی که حاوی توضیحات مایکروسافت و نوعی قرارداد با شما میباشد رسیدید.روی F8 کلیک کنید تا تائید شود. در قسمت بعد چنانچه شما قبلا ویندوزی داشته باشید از شما خواهد شد که میخواهید روی همان ویندوز نصب شود یا انتخاب با شما باشد. با زدن دکمه R میتوانید روی همان ویندوز نصب کنید و با زدن دکمهEsc‌ انتخاب درایو ظاهر خواهد شد.پیشنهاد ما Esc‌میباشد. اگر Esc‌را زده باشید این قسمت یعنی قسمت انتخاب درایو ظاهرمی شود. میتوانید درایو مورد نظر را انتخاب کنید همچنین با زدن دکمه D‌میتوانید درایو را پاک کنید تا بعدا تبدیل به درایو جدید یا تبدیل به دو یا چند درایو کنید. بعد از این که D را بزنید دوباره دکمه L‌رابزنید حال درایو پاک شده.میتوانید درایو پاک شده را انتخاب و با زدن دکمهC‌ان را دوباره بسازید.وقتی ان را میسازید میتوانید هجم ان را تایین کنید .مثلا اگر میخواهید درایو را تبدیل به دو درایو کنید.باید هجم فعلی را تبدیل به 2 کرده و Enter کنید.حال دو درایو جدید خواهید داشت.البته برای عوض کردن یا تقسیم هجم درایو میتوانید از Partition Magic هم استفاده کنید که اموزش ان در بخش اموزش گذاشته شده.یا این که برای ساخت پارتیشن های خود باید Fdisk ‌را بلد باشید که ان هم در قسمت اموزش یاد داده شده است. به حر حال با انتخاب درایو مورد نظر خود میتوانید وارد قسمت بعد شوید. در اینجا میتوانید انتخاب کنید که فرمت درایو شما چه باشد FAT یا NTFS‌تفاوت این دو را در اینجا ببینید و انتخاب کنید.بهتر است گزینه هایی که جلوی ان کلمه Quick‌ نوشته شده را انتخاب نکنید زیرا فرمت کامل مناسب تر است. بعد از این که مراحل را رد کردید ویندوز فرمت انتخابی شما را اغاز کرده و سپس فایلهای مورد نیاز را کپی میکند. سپس سیستم restart خواهد شد. بعد از شروع مجدد سیستم منتظر بمانید تا مرحل نصب اتوماتیک پیش برود تا اینکه شما با پنجره ای مواجه خواهید شد.در اینجا زبان خود را انتخاب میکنید .چنانچه در قسمت چهارم شما فارسی را انتخاب کرده اید این قسمت را دست نزنید . فقط در قسمت details عربی را remove‌ کنید(البته این کار بستگی به نوع کیبورد شما دارد ولی در اکثر کیبوردها با این کار چند ایراد جزئی بر طرف خواهد شد به هر حال فارسی سازی ویندوز xp کامل نیست و ایراداتی در حروف ی پ ژ گ احتمالا خواهید داشت برای فارسی کردن ویندوز میتوانید از یک فارسی ساز استفاده کنید) رو دکمه ok زده و next‌کنید. از اینجا به بعد برای هر دو حالت نصب از روی ویندوز و نصب از boot مشترک میباشد. در این جا نام خود و نام کمپانی یا شرکت یا هرچه دوست دارید.مثلا home در اینجا نام کامپیوتر خود را مینویسید که نامی به عنوان پیش فرض نوشته میشود.در قسمت پایین میتوانید پسور مدیریت کامپیوتر را وارد کنید به این ترتیب کسی نمیتواند به جای شما وارد شود زیرا شما مدیریت کامپیوتر را دارید و میتوانید حتی برای استفاده کننده های دیگر هم قواعدی خواص تایین کنید مثلا برادر کوچک شما نتواند فایلها را پاک کند. این قسمت برای تنظیمات اتصال به اینترنت است.روی منوی پایین روی اول زده و ایران را انتخاب کنید.در قسمت What Area Code استان را میزنید مثلا برای تهران 021 در قسمت dial nomber چیزی ننویسید.و در پایین هم نوع ارتباط تلفنی خود تون یا پالس را انتخاب کنید و next کنید. در اینجا ساعت محلی را انتخاب میکنید.جلوی time zone‌ اگر در ایران هستید GMT+03:30 Tehran‌ را انتخاب کنید.و بر روی next کلیک میکنید .ویندوز نصب را ادامه داده و سر انجام به پایان میرساند و سیستم restart خواهد شد. بعد از شروع مجدد ویندوز از شما سوالاتی خواهد شد شما تمام گزینه هایی که از شما میخواهد ویندوز را توسط اینترنت رجیستر کنید را کنسل کنید(باید گزینه های پایین را انتخاب کنید) زیرا هنوز معلوم نیست مودم شما به درستی کار میکند یا نه ؟ سپس در اخر از شما خواسته میشود 5 user معرفی کنید که شما برای اولی نام خود را وارد کرده و finish را بزنید.حال شما وارد ویندوز جدید شده اید. نصب ویندوز از بوت برای این که ویندوز را از اول نصب کنید باید یک cd بوت داشته باشید هنگامی که سیستم را روشن میکنید کلید delete را نگه دارید و وارد تنظیمات setup شوید.اکثر mother board های جدید در همان بالا منوی boot‌را دارند که شما با زدن کلید های چپ و راست میتوانید وارد ان شوید و بوت اول خود را cdrom انتخاب کنید.باید روی ان enter‌ زده و cdrom ‌را انتخاب کنید.سپس روی exit رفته و save and exit‌ یا چیزی شبیه به این را بیاد انتخاب کنید که تنظیمات شما را زخیره کند.حال هنگام روشن کردن سیستم اگر cd بوت در سیستم باشد میتوانید از ان استفاده کنید.بعد از این که cd بوت شد و هنگامی که گفته میشود press any key .......... دکمه ای را بزنید تا وارد مراحل نصب ویندوز شوید. منتظر بمانید تا ویندوز مراحل نصب را طی کند بعد از این که به متنی که حاوی توضیحات مایکروسافت و نوعی قرارداد با شما میباشد رسیدید.روی F8 کلیک کنید تا تائید شود. در قسمت بعد چنانچه شما قبلا ویندوزی داشته باشید از شما خواهد شد که میخواهید روی همان ویندوز نصب شود یا انتخاب با شما باشد. با زدن دکمه R میتوانید روی همان ویندوز نصب کنید و با زدن دکمهEsc‌ انتخاب درایو ظاهر خواهد شد.پیشنهاد ما Esc‌میباشد. اگر Esc‌را زده باشید این قسمت یعنی قسمت انتخاب درایو ظاهرمی شود. میتوانید درایو مورد نظر را انتخاب کنید همچنین با زدن دکمه D‌میتوانید درایو را پاک کنید تا بعدا تبدیل به درایو جدید یا تبدیل به دو یا چند درایو کنید. بعد از این که D را بزنید دوباره دکمه L‌رابزنید حال درایو پاک شده.میتوانید درایو پاک شده را انتخاب و با زدن دکمهC‌ان را دوباره بسازید.وقتی ان را میسازید میتوانید هجم ان را تایین کنید .مثلا اگر میخواهید درایو را تبدیل به دو درایو کنید.باید هجم فعلی را تبدیل به 2 کرده و Enter کنید.حال دو درایو جدید خواهید داشت.البته برای عوض کردن یا تقسیم هجم درایو میتوانید از Partition Magic هم استفاده کنید که اموزش ان در بخش اموزش گذاشته شده.یا این که برای ساخت پارتیشن های خود باید Fdisk‌را بلد باشید که ان هم در بخش اموزش یاد داده شده است. به حر حال با انتخاب درایو مورد نظر خود میتوانید وارد قسمت بعد شوید. در اینجا میتوانید انتخاب کنید که فرمت درایو شما چه باشد FAT یا NTFS‌تفاوت این دو را در اینجا ببینید و انتخاب کنید.بهتر است گزینه هایی که جلوی ان کلمه Quick‌ نوشته شده را انتخاب نکنید زیرا فرمت کامل مناسب تر است. بعد از این که مراحل را رد کردید ویندوز فرمت انتخابی شما را اغاز کرده و سپس فایلهای مورد نیاز را کپی میکند. سپس سیستم restart خواهد شد. بعد از این که سیتم restart شد کاملا صبر کنید تا ویندوز مراحل نصب را ادامه دهد اگر به پنجره وارد کردن کد ویندوز رسیدید کدی که در کیس ویندوز یا در فایلی متنی با نام serial یا cd key قرار دارد وارد کنید.این پنجره بستگی به تنظیمات شما ممکن است در این قسمت یا در قسمتهای بعد ظاهر شود. در اینجا زبان خود را انتخاب میکنید .برای این که امکان تایپ فارسی داشته باشید روی customize‌کلیک کرده و تب language را انتخاب کنید سپس هر دو تیک را علامت بزنید و apply را بزنید تا فایلهای مربوط نصب شوند بعد در قسمت details روی add کلیک کرده و فارسی را اضافه کنید. رو دکمه ok زده و next‌کنید.
[ ٦ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]

منبع : فناوری اطلاعات ایران

در سال 1991 در حالی که جنگ سرد رو به پایان میرفت و صلح در افقها هویدا میشد، در دنیای کامپیوتر، آینده بسیار روشنی دیده میشد. با وجود قدرت سخت افزارهای جدید، محدودیت های کامپیوترها رو بهپایان میرفت. ولی هنوز چیزی کم بود... و این چیزی نبود جز فقدانی عمیق در حیطه سیستم های عامل. داس، امپراطوری کامپیوترهای شخصی را در دست داشت. سیستم عامل بی استخوانی که با قیمت 50000 دلار از یک هکر سیاتلی توسط بیل گیتز (Bill Gates) خریداری شده بود و با یک استراتژی تجاریهوشمند، به تمام گوشه های جهان رخنه کرده بود. کاربران PC انتخاب دیگری نداشتند. کامپیوترهای اپل مکینتاش بهتر بودند. ولی قیمتهای نجومی، آنها را از دسترس اکثر افراد خارج می ساخت. خیمه گاه دیگر دنیای کامپیوترها، دنیای یونیکس بود. ولی یونیکس به خودی خود بسیار گرانقیمت بود. آنقدر گرانقیمت که کاربران کامپیوترهای شخصی جرات نزدیک شدن به آنرا نداشتند. کد منبع یونیکس که توسط آزمایشگاههای بل بین دانشگاهها توزیع شده بود، محتاطانه محافظت میشد تا برای عموم فاش نشود. برای حل شدن این مسئله، هیچیک از تولید کنندگان نرم افزار راه حلی ارائه ندادند. بنظر میرسید این راه حل به صورت سیستم عامل MINIX ارائه شد. این سیستم عامل، که از ابتدا توسط اندرو اس. تاننباوم (Andrew S. Tanenbaum) پروفسور هلندی، نوشته شده بود به منظور تدریس عملیات داخلی یک سیستم عامل واقعی بود. این سیستم عامل برای اجرا روی پردازنده های 8086 اینتل طراحی شده بود و بزودی بازار را اشباع کرد. بعنوان یک سیستم عامل، MINIX خیلی خوب نبود. ولی مزیت اصلی آن، در دسترس بودن کد منبع آنبود. هرکس که کتاب سیستم عامل تاننباوم را تهیه میکرد، به 12000 خط کد نوشته شده به زبان C و اسمبلی نیز دسترسی پیدا میکرد. برای نخستین بار، یک برنامه نویس یا هکر مشتاق میتوانست کد منبع سیستم عامل را مطالعه کند. چیزی که سازندگان نرم افزارها آنرا محدود کرده بودند. یک نویسنده بسیار خوب، یعنی تاننباوم، باعث فعالیت مغزهای متفکر علوم کامپیوتری در زمینه بحث و گفتگو برای ایجاد سیستم عامل شد. دانشجویان کامپیوتر در سرتاسر دنیا با خواندن کتاب و کدهای منبع، سیستمی را که در کامپیوترشان در حال اجرا بود، درک کردند. و یکی از آنها لینوس توروالدز (Linus Torvalds) نام داشت. کودک جدید در افق در سال 1991، لینوس بندیکت توروالدز (Linus Benedict Torvalds) دانشجوی سال دوم علوم کامپیوتر دانشگاه هلسینکی فنلاند و یک هکر خود آموخته بود. این فنلاندی 21 ساله، عاشق وصله پینه کردن محدودیت هایی بود که سیستم را تحت فشار قرار میدادند. ولی مهمترین چیزی که وجود نداشت یک سیستم عامل بود که بتواند نیازهای حرفه ای ها را براورده نماید. MINIX خوب بود ولی فقط یک سیستمعامل مخصوص دانش آموزان بود و بیشتر به عنوان یک ابزار آموزشی بود تا ابزاری قدرتمند برای بکار گیری در امور جدی. در این زمان برنامه نویسان سرتاسر دنیا توسط پروژه گنو (GNU) که توسط ریچارد استالمن (RichardStallman) آغاز شده بود، تحریک شده بودند. هدف این پروزه ایجاد حرکتی برای فراهم نمودن نرم افزارهای رایگان و در عین حال با کیفیت بود. استالمن خط مشی خود را از آزمایشگاه معروف هوش مصنوعی دانشگاه MIT با ایجاد برنامه ویرایشگر emacs در اواسط و اواخر دهه 70 آغاز نمود. تا اوایل دهه80، بیشتر برنامه نویسان نخبه آزمایشگاههای هوش مصنوعی MIT جذب شرکتهای نرم افزاری تجاریشده بودند و با آنها قرارداد های حفظ اسرار امضا شده بود. ولی استالمن دیدگاه متفاوتی داشت. وی عقیده داشت برخلاف سایر تولیدات، نرم افزار باید از محدودیت های کپی و ایجاد تغییرات در آن آزاد باشد تا بتوان روز به روز نرم افزارهای بهتر و کارآمد تری تولید نمود.

با اعلامیه معروف خود در سال 1983، پروژه GNU را آغاز کرد. وی حرکتی را آغاز کرد تا با فلسفه خودش بهتولید و ارائه نرم افزار بپردازد. نام GNU مخفف GNU is Not Unix است. ولی برای رسیدن به رویای خودبرای ایجاد یک سیستم عامل رایگان، وی ابتدا نیاز داشت تا ابزارهای لازم برای این کار را ایجاد نماید. بنابراین در سال 1984 وی شروع به نوشتن و ایجاد کامپایلر زبان C گنو موسوم به GCC نمود. ابزاری مبهوت کننده برای برنامه نویسان مستقل. وی با جادوگری افسانه ای خود به تنهایی ابزاری را ایجاد نمودکه برتر از تمام ابزارهایی که تمام گروههای برنامه نویسان تجاری ایجاد کرده بودند قرار گرفت. GCC یکی از کارآمد ترین و قویترین کامپایلرهایی است که تا کنون ایجاد شده اند.

تا سال 1991 پروزه GNU تعداد زیادی ابزار ایجاد کرده بود ولی هنوز سیستم عامل رایگانی وجود نداشت.حتی MINIX هم لایسنس شده بود. کار بر روی هسته سیستم عامل گنو موسوم به HURD ادامهداشت ولی به نظر نمی رسید که تا چند سال آینده قابل استفاده باشد. این زمان برای توروالدز بیش از حد طولانی بود...

در 25 آگوست 1991، این نامه تاریخی به گروه خبری MINIX از طرف توروالدز ارسال شد:

از : لینوس بندیکت توروالدز

به: گروه خبری MINIX

موضوع: بیشتر چه چیزی را میخواهید در MINIX ببینید؟

خلاصه: نظرخواهی کوچک در مورد سیستم عامل جدید من

 

با سلام به تمام استفاده کنندگان از MINIX

من در حال تهیه یک سیستم عامل رایگان فقط به عنوان سرگرمی و نه به بزرگی و حرفه ای GNU برای دستگاههای 386 و 486 هستم. این کار از آوریل شروع شده و درحال آماده شدن است. من مایلم تا نظرات کاربران را در مورد چیزهایی که در MINIX دوست دارند یا ندارند، جمع آوری کنم. زیرا سیستم عامل من حدودا شبیه آن است. مانند ساختار سیستم فایل مشابه و چیزهای دیگر... من اکنون bash نسخه 1.08 و GCC نسخه 1.40 را به آن منتقل کرده ام و به نظر میرسد که کار میکند. من در عرض چند ماه چیزی آزمایشی درست کرده ام و مایلم بدانم که کاربران بیشتر به چه قابلیتهایی نیاز دارند؟ من ازهر پیشنهادی استقبال میکنم. ولی قول نمی دهم همه آنها را اجرا کنم. لینوس همانطور که در این نامه پیداست، خود توروالدز هم باور نمی کرد که مخلوقش آنقدر بزرگ شود که چنین تحولی در دنیا ایجاد کند. لینوکس نسخه 0.01 در اواسط سپتامبر 1991 منتشر شد و روی اینترنت قرارگرفت. شور و اشتیاقی فراوان حول مخلوق توروالدز شکل گرفت. کدها دانلود شده، آزمایش شدند و پساز بهینه سازی به توروالدز بازگردانده شدند. لینوکس نسخه 0.02 در پنجم اکتبر به همراه اعلامیه معروفتوروالدز آماده شد:

از : لینوس بندیکت توروالدز

به: گروه خبری MINIX

موضوع: کدهای منبع رایگان هسته مشابه MINIX

 

آیا شما از روزهای زیبای MINIX 1.1 محروم شده اید؟ هنگامی که مردها مرد بودند و راه اندازهای دستگاهخود را خودشان مینوشتند؟ آیا شما فاقد یک پروزه زیبا هستید و می میرید تا سیستم عاملی داشته باشید تا بتوانید آنرا مطابق با نیازهای خود در آورید؟ اگر اینگونه است، این نامه برای شما نوشته شدهاست. همانطور که ماه پیش گفتم من در حال کار بر بروی یک سیستم عامل رایگان مشابه MINIX برایکامپیوترهای 386 هستم. این سیستم عامل اکنون بجایی رسیده است که قابل استفاده است و مایل هستم که کدهای منبع را در سطح گسترده تر پخش نمایم. این نسخه 0.02 است ولی من موفق شده ام که نرم افزارهای Bash، GCC، GNU-Make، GNU-sed، Compress و غیره را تحت آن اجرا کنم. کدهایمنبع این پروژه را میتوانید از آدرس nic.funet.fi با آدرس 128.214.6.100 در دایرکتوری pub/OS/Linux پیداکنید. این دایرکتوری همچنین دارای چند فایل README و تعدادی باینری قابل اجرا تحت لینوکس است. تمام کدهای منبع ارائه شده است زیرا هیچ یک از کدهای MINIX در آن استفاده نشده است. سیستم رامیتوانید همانطور که هست کامپایل و استفاده کنید. کدهای منبع باینری ها را هم میتوانید در مسیر pub/GNU پیدا کنید.

لینوکس نسخه 0.03 پس از چند هفته آماده شد و تا دسامبر، لینوکس به نسخه 0.10 رسید. هنوزلینوکس فقط چیزی کمی بیشتر از یک فرم اسکلت بود. این سیستم عامل فقط دیسکهای سخت AT راپشتیبانی میکرد و ورود به سیستم نداشت و مستقیما به خط فرمان بوت میشد. نسخه 0.11 خیلیبهتر شد. این نسخه از صفحه کلیدهای چند زبانه پشتیبانی میکرد، دیسکهای فلاپی و کارتهای گرافیکیVGA، EGA، هرکولس و... نیز پشتیبانی میشدند. شماره نسخه ها از 0.12 به 0.95 و 0.96 افزایش پیدا کرد و ادامه یافت. بزودی کد آن بوسیله سرویس دهنده های FTP در فنلاند و مناطق دیگر، در سرتاسر جهان منتشر شد.

مقایسه و توسعه بزودی توروالدز با مقایسه هایی از طرف اندرو تاننباوم، معلم بزرگی که MINIX را نوشته بود، مواجه شد. تاننباوم برای توروالدز مینویسد:  “من بر این نکته تاکید دارم که ایجاد یک هسته یکپارچه در سال 1991 یک اشتباه پایه ای بود. خدا را شکر که شما شاگرد من نیستید، واگر نه برای چنین طرحی نمره بالایی نمی گرفتید.” توروالدز بعدا پذیرفت که این بدترین نکته در توسعه لینوکس بوده است. تاننباوم یک استاد مشهور بود و هرچه که می گفت واقعیت داشت. ولی وی در مورد لینوکس اشتباه میکرد. توروالدز کسی نبود که به اینسادگی ها پذیرای شکست باشد. تاننباوم همچنین گفته بود : “لینوکس منسوخ شده است”. اکنون نوبت حرکت نسل جدید لینوکس بود. با پشتیبانی قوی از طرف اجتماع لینوکس، توروالدز یک پاسخمناسب برای تاننباوم فرستاد :  “شغل شما استاد دانشگاه و محقق بودن است و این بهانه خوبی برای برخی مغز خرابکنی های MINIX است.” و کار ادامه یافت. بزودی صدها نفر به اردوگاه لینوکس پیوستند. سپس هزاران نفر و سپس صدها هزارنفر. لینوکس دیگر اسباب بازی هکرها نبود. با پشتیبانی نرم افزارهای پروزه GNU، لینوکس آماده یک نمایش واقعی بود. لینوکس تحت مجوز GPL قرار داده شد. با این مجوز همه میتوانستند کدهای منبع لینوکس را به رایگان داشته باشند، بر روی آنها مطالعه کرده و آنها را تغییر دهند. دانشجویان و برنامه نویسان آنرا قاپیدند.

و خیلی زود تولید کنندگان تجاری وارد شدند. لینوکس به خودی خود رایگان بود و هست. کاری که این تولیدکنندگان انجام دادند، کامپایل کردن بخش ها و نرم افزارهای مختلف و ارائه آن بصورت یک فرمت قابلتوزیع همانند سایر سیستم عاملها بود، تا مردم عادی نیز بتوانند از آن استفاده کنند. اکنون توزیع هایی مانند ردهت، دبیان و زوزه دارای بیشترین سهم کاربران در سرتاسر جهان هستند. با رابطهای گرافیکیکاربر جدید مانند KDE و GNOME، توزیع های لینوکس در بین مردم بسیار گسترش یافتند. همچنین اتفاقات جالبی با لینوکس رخ میدهد. در کنار PC، لینوکس به روی اکثر پلاتفورمها منتقل شدهاست. لینوکس تغییر داده شد تا کامپیوتر دستی شرکت 3Com یعنی PalmPilot را اجرا نماید. تکنولوژی کلاستر کردن این امکان را بوجود آورد تا بتوان تعداد زیادی از ماشینهای لینوکس را به یک مجموعه واحد پردازشی تبدیل نمود. یک کامپیوتر موازی. در آوریل 1996 محققین آزمایشگاههای ملی لوس آلاموس از68 کامپیوتر مبتنی بر لینوکس برای پردازش موازی و شبیه سازی موج انفجار اتمی استفاده کردند. ولیبر خلاف ابر کامپیوترهای دیگر، هزینه آنها بسیار ارزان تمام شد. ابرکامپیوتر خود ساخته آنها با تمام تجهیزات و سخت افزارها 152000 دلار هزینه در بر داشت و این یک دهم هزینه یک ابرکامپیوتر تجاری است. این ابرکامپیوتر به سرعت 16 بیلیون محاسبه در ثانیه دست یافت و به رتبه 315 ام این ابرکامپیوتر جهان دست پیدا کرد و صد البته یکی از پایدارترین آنها بود. پس از سه ماه از آغاز فعالیت، هنوز بوت نشده بود.

بهترین موردی که امروزه برای لینوکس وجود دارد، طرفداران متعصب آن هستند. هنگامی که یک قطعه سخت افزاری جدید ارائه میشود، هسته لینوکس برای استفاده از آن تغییر داده میشود. برای مثال هنگام ارائه پردازنده 64 بیتی شرکت AMD هسته به سرعت چند هفته برای کار با آن آماده شد. اکنون لینوکس بر روی تمام انواع خانواده های سخت افزاری موجود اعم از PC، MAC، Alpha و انواع سخت افزارهای درونه ای قابل اجراست که آنرا برای استفاده در ماشین آلات صنعتی و آلات و ادواتی که نیاز به پردازش کامپیوتری دارند، بسیار مناسب نموده است. لینوکس با همان فلسفه و هدفی که در سال 1991 ایجادشد، وارد هزاره جدید شده است.

توروالدز، هنوز یک انسان ساده است. بر خلاف بیل گیتر او یک میلیاردر نیست. پس از اتمام مطالعاتش وی به آمریکا رفت تا با شرکت Transmeta همکاری نماید. پس از انجام یک پروژه فوق سری که توروالدزیکی از اعضای فعال آن بود، ترانسمتا پردازنده Cruose را با بازار ارائه کرد. توروالدز هنوز پرطرفدار ترین و مشهورترین برنامه نویس جهان است. در حال حاضر توروالدز ترانسمتا را ترک نموده و با حمایت شرکتهایبزرگ به طور تمام وقت بر روی لینوکس کار میکند.

 

پس از یک دهه : لینوکس امروز

امروزه لینوکس بیش از یک دهه توسعه را پشت سر گذاشته است و یکی از سریع التوسعه ترین سیستم های عامل به شما میرود. از چند کاربر انگشت شمار در سالهای 1991 و 1992، امروزه میلیونهاکاربر از لینوکس استفاده میکنند. IBM که زمانی بزرگترین دشمن جماعت Open Source به شمار میرفت، اکنون سرمایه گذاری عظیمی در زمینه توسعه راه حل های Open Source تحت لینوکس نموده است. در حال حاضر تعداد توسعه دهندگانی که برای افزایش قابلیتهای لینوکس تلاش میکنند، روز به روز امروزه تعداد زیادی از شرکتها و موسسات حرفه ای تجاری، پشتیبانی از محصولات مبتنی بر لینوکس رابر عهده گرفته اند. اکنون دیگر استفاده از لینوکس در محیطها اداری، پذیرفتن ریسک نیست. از نظر قابلیت اطمینان و پایداری و همچنین حفاظت در برابر انواع ویروسها چیزی بهتر از لینوکس وجود ندارد. باتلاش شرکتهای بزرگی مانند ردهت استفاده از لینوکس در محیطهای تجاری توسعه فراوان یافته و اکنونتعداد زیادی از شرکتهای کوچک و بزرگ در حال استفاده از سرویس دهنده ها و ایستگاههای کاریمبتنی بر لینوکس هستند.

 

طلوع لینوکس روی میزی (Desktop Linux)

بزرگترین ایرادی که از لینوکس گرفته میشد چه بود؟ قبلا محیط تمام متنی لینوکس، بسیاری از کاربران را از استفاده کردن از آن بر حذر میداشت. با اینکه در استفاده از محیط متنی کنترل کامل سیستم در اختیار شماست، ولی این محیط اصلا برای کاربران عادی سیستمهای کامپیوتری مناسب نیست. محیط های گرافیکی که بر پایه X-Window وجود داشتند نیز پاسخ گوی امکاناتی که سیستم عاملهای گرافیکیمانند ویندوز برای کاربران خود ارائه میکردند، نبودند. ولی از چند سال گذشته این وضعیت در حال تغییر بوده است. اکنون محیطهای گرافیکی حرفه ای مانند KDE و GNOME تصویر لینوکس را کامل کرده اند. اینمحیطهای گرافیکی اکنون بسیار کاربر پسند و قدرتمند شده اند و وجود این سیستمهاست که امروزه کاربران عادی نیز میتوانند از لینوکس استفاده کنند.

 

لینوکس در جهان سوم

ورود لینوکس به کشورهای جهان سوم تحولی ایجاد نموده است. قبل از وجود لینوکس کشورهای جهانسومی در زمینه کامپیوتر در سطح بسیار پایین تری قرار داشتند. هزینه سخت افزارها بسیار پایین آمدهبود ولی هزینه نرم افزار برای این گونه کشورها همچنان کمر شکن بود. این امر باعث شد تا در بسیاری از این کشورها کپی غیر مجاز نرم افزارها گسترش پیدا کند که باعث میلیاردها دلار خسارت سالیانه میشود. یکی از عمده ترین دلایل این کار پایین بودن درآمد سرانه در این کشورهاست. هنگامی که مجموع درآمد سرانه سالیانه بیش از 200 تا 300 دلار نیست، هیچگاه امکان خرید یک سیستم عامل 100 دلاری وجود نخواهد داشت. طلوع لینوکس و سایر تولیدات باز متن، این وضعیت را تغییر داده است. این امکان وجود دارد تا بتوانلینوکس را در کامپیوترهای قدیمی 486 و پنتیوم که اکنون در کشورهای توسعه یافته به تاریخ پیوسته اندولی هنوز در کشورهای درحال توسعه از آنها استفاده میشود، اجرا نمود. همچنین استفاده از نرم افزارهای رایگان بازمتن گسترش یافته تا جلوی هزینه های سرسام آور نرم افزاری این کشورها را بگیرد. امروزه در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین استفاده از لینوکس و نرم افزارهای بازمتن گسترش فراوانی یافته و با استفاده از خصلت ذاتی تغییر پذیری لینوکس، برای استفاده از زبانهای ملی این کشورها سفارشی شده است. امروزه مستندات لینوکس به اکثر زبانهای زنده جهان ترجمه شده

 

از میزکار تا ابرکامپیوترها

هنگامی که توروالدز لینوکس را ایجاد نمود، این مخلوق جدید، فقط یک اسباب بازی تازه برای هکرها بود.ولی از زمان دستگاههای 386 که نخستین هسته لینوکس بر روی آنها اجرا میشد، لینوکس راه درازی راطی نموده است. یکی از مهمترین استفاده های امروزی لینوکس استفاده از آن در پردازشهای سنگین موازی در ابرکامپیوترهاست. امروزه اکثر ابرکامپیوترهایی که در جهان ساخته میشوند، از لینوکس به عنوان سیستم عامل خود استفاده میکنند.

حرکت لینوکس از یک پروزه هکری تا جهانی شدن یک انقلاب شگفت انگیز است. پروزه GNU که در اوایل دهه 1980 توسط ریچارد استالمن شروع شد، توسعه نرم افزارهای بازمتن را رهبری نمود. پروفسور اندرو تاننباوم و سیستم عامل MINIX او مطالعه سیستم عامل ها را از حالت تئوری به عملی تبدیل نمود و درنهایت همت و تلاش توروالدز منجر به تولد لینوکس شد. امروزه لینوکس دیگر یک پروزه هکری به شمانمی رود بلکه یک حرکت جهانی است که توسط میلیونها نفر برنامه نویس بازمتن و شرکتهای بزرگی مانند IBM حمایت میشود. لینوکس در تاریخ کامپیوتر به عنوان یکی از شگفت انگیز ترین محصولات تلاشبشری باقی خواهد ماند.

 

توکس پنگوئن : نشان عزیز لینوکس

نشان لینوکس یک پنگوئن است. برخلاف سایر سیستم عاملهای تجاری، این نشان زیاد جدی نیست! توکس نشانگر وضعیت بدون نگرانی حرکت لینوکس است. این نشان تاریخچه بسیار جالبی دارد. لینوکس در ابتدا فاقد هر گونه نشانی بود. هنگامی که توروالدز برای تعطیلات به استرالیا رفته بود، در دیداری که از یک باغ وحش داشت، هنگامی که می خواست با یک پنگوئن بازی کند، پنگوئن دست وی راگاز گرفت و همین ایده ای شد تا از پنگوئن به عنوان نشان لینوکس استفاده شود.

[ ٦ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کانال ما رو در تلگرام دنبال کنید : ketabnew@ https://telegram.me/ketabnew
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
Instagram

کمک به سازمان خيريه محک